ظهیرالدوله zahīr-od-dowle، علیخان (۱۲۸۱ هـ.ق/ ۱۸۶۴ م، شمیران – ۱۳۴۳ هـ.ق/ ۱۹۲۴ م) از رجال مهم دوران قاجار، صوفی، مؤسس انجمن اخوت بود. ایشان از شخصیتهای تأثیرگذار در عرصههای سیاسی، فرهنگی و عرفانی ایران عصر مشروطه است. فرزند محمدناصر خان ظهیرالدوله و خازنالدوله، علیخان از خاندان دولّوی قاجار بود. تحصیلات مقدماتی را در فارس و مشهد گذراند. پس از درگذشت پدرش، به دربار راه یافت و به منصب ایشیک آقاسیباشی (وزیر تشریفات) رسید. در سال (۱۲۹۷ هـ.ق) با تومانآغا (فروغالدوله)، دختر ناصرالدین شاه، ازدواج کرد. در سال (۱۳۰۳ هـ.ق) با صفیعلیشاه، شیخ صوفی سلسله نعمتاللهیه آشنا شد و پس از درگذشت وی در (۱۳۱۶ هـ.ق) به عنوان قطب سلسله و پیشوای صوفیان نعمتاللهی برگزیده شد. در سال (۱۳۱۷ هـ.ق) با موافقت مظفرالدین شاه، انجمن اخوت را تأسیس کرد. نخستین انجمن رسمی، غیردولتی و سازمانیافته در ایران که بر پایه اصول اخلاقی، خدمات اجتماعی و فعالیتهای فرهنگی از جمله موسیقی، نشر و آموزش استوار بود. این انجمن در ترویج مشروطهخواهی، اصلاحات اجتماعی و موسیقی نوین ایران نقش مهمی داشت. بسیاری از نخبگان سیاسی، هنری و صوفی در آن عضویت داشتند. ظهیرالدوله در مناصب گوناگون حکومتی، از جمله حکومت همدان، مازندران، کرمانشاه، گیلان و تهران خدمت کرد و در دوره مشروطه در کنار مشروطهخواهان قرار داشت. خانه و انجمن او در جریان به توپ بسته شدن مجلس (۱۳۲۶ هـ.ق) توسط قزاقان به فرماندهی لیاخوف ویران شد. از مهمترین آثار وی میتوان به تاریخ صحیح بیدروغ (در قتل ناصرالدین شاه)، سفرنامه فرنگ همراه مظفرالدین شاه و مجموعهای از مکاتبات سیاسی و عرفانی اشاره کرد. وی در کنار نقشهای حکومتی و عرفانی، از حامیان اصلی موسیقی نوین ایران بود و در انجمن اخوت، نخستین کنسرتهای رسمی برگزار شد. تصنیف معروف «دل شیدا» از سرودههای اوست. ظهیرالدوله در سال (۱۳۴۳ هـ.ق/ ۱۹۲۴ م )در شمیران درگذشت و در گورستانی که بعدها به گورستان ظهیرالدوله شهرت یافت، به خاک سپرده شد. فهرست مندرجات۲ - تحصیلات ۳ - ورود به دربار ناصرالدین شاه ۴ - نقش ظهیرالدوله در تصوف ۵ - ریاست و قطب سلسله نعمتاللٰهی ۶ - تاسیس انجمن اخوت ۶.۱ - تدوین نظامنامه انجمن ۶.۲ - طراحی نشانه برای انجمن ۶.۳ - تعداد اعضای انجمن ۶.۴ - فعالیتهای انجمن ۶.۵ - جایگاه هنر موسیقی در انجمن ۶.۶ - انجمن اخوت و فراماسونری ۶.۷ - نشریات انجمن ۶.۸ - به توپ بسته شدن خانه ظهیرالدوله ۷ - دیگر اقدامات فرهنگی ظهیرالدوله ۷.۱ - انتخاب شیخ سلسله نعمتاللٰهیه ۸ - فرزندان ۹ - مناصب دولتی ظهیرالدوله ۹.۱ - حکومت مازندران ۹.۲ - حکومت همدان ۹.۳ - حکومت کرمانشاه ۹.۴ - حکومت گیلان ۹.۵ - حکومت تهران ۹.۶ - امتناع از رفتن به مازندران ۹.۷ - مذاکره با میرزا کوچک خان ۱۰ - آثار ۱۰.۱ - آثار تاریخی ۱۰.۲ - آثار ادبی و عرفانی ۱۱ - وفات ۱۲ - پانویس ۱۳ - منبع ۱ - معرفی علیخان ظهیرالدولهعلیخان ظهیرالدوله از رجال بنام دوره قاجار بود. ایشان در ۲۶ ربیعالاول سال (۱۲۸۱ هـ.ق/ ۲۹ اوت ۱۸۶۴ م) در روستای جمالآباد شمیران متولد شد. مادر او خازنالدوله و پدرش محمدناصر خان ظهیرالدوله بود. محمدناصر خان ظهیرالدوله از طایفه دولّوی قاجار بود و از آغاز حکومت ناصرالدین شاه تا پایان عمر در مناصبی چون: • ایشیک آقاسیباشیگریِ دربار؛ [ویرایش]• حکومت استراباد، گرگان و ترکمان؛ • وزارت فارس؛ • وزارت عدلیه؛ • حکومت خراسان، سیستان و خوزستان خدمت میکرد. [۱]
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، المآثر و الآثار، به کوشش ایرج افشار، تهران، ۱۳۷۴ ش، ج۱، ص۴۴، ۵۲، ۵۴، ۵۹.
[۲]
افشار، ایرج، مقدمه بر خاطرات و اسناد ظهیرالدوله، تهران، ۱۳۶۷ ش، ص۱۵.
۲ - تحصیلاتعلی خان ظهیرالدوله تحصیلات مقدماتی خود از جمله صرف، نحو عربی و ادبیات فارسی را در فارس و در زمان حکومت پدرش بر این شهر، نزد میرزا شفیعا ادیب و شاعر شیرازی فراگرفت. بعدها در مشهد به تکمیل معلومات خود پرداخت. [۳]
همایونی، مسعود، تاریخ سلسلههای طریقه نعمتاللٰهی در ایران، تهران، ۱۳۵۸ش، ص۳۱۹.
[۴]
صفایی، ابراهیم، ده نفر پیشتاز، تهران، ۱۳۵۷ ش، ص۷۸.
[ویرایش] ۳ - ورود به دربار ناصرالدین شاهاو پس از درگذشت پدرش در سال (۱۲۹۴ هـ.ق/ ۱۸۷۷ م) بهسبب اعتماد ناصرالدین شاه به خاندان ظهیرالدوله، ایشیکآقاسیباشی دربار شد و به ظهیرالدوله ملقب گردید و فعالیت دیوانی خود را آغاز کرد. ایشیکآقاسیباشی که بعدها به وزیر تشریفات تغییر نام داد. [۵]
مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من، تهران، ۱۳۴۱ش، ج۱، ص۴۹.
متولی فعالیتهایی چون برگزاری مراسم و تشریفات و رسیدگی به امور شاهزادگان، علما و غله تهران بود. [۶]
افشار، ایرج، مقدمه بر خاطرات و اسناد ظهیرالدوله، تهران، ۱۳۶۷ ش، ص۱۵.
ظهیرالدوله در سال (۱۲۹۷ هـ.ق/ ۱۸۸۰ م) با تومان آغا، دختر ناصرالدین شاه که به فروغالدوله و سپس ملکه ایران ملقب شد، ازدواج کرد. [۷]
معیرالممالک، دوستعلی، رجال عصر ناصری، به کوشش خدیجه نظاممافی، تهران، ۱۳۶۱ ش، ص۱۱۰.
[ویرایش] ۴ - نقش ظهیرالدوله در تصوفظهیرالدوله در سال (۱۳۰۳ هـ.ق / ۱۸۸۶ م) با حاج میرزا حسن اصفهانی، ملقب به صفیعلیشاه از مشایخ سلسله نعمتاللٰهیه آشنا شد و دست ارادت به او داد. منابع مختلف درباره چگونگی آشنایی ظهیرالدوله با صفیعلیشاه، حکایتی نقل میکنند که به موجب آن ناصرالدین شاه برای آگاهی یافتن از فعالیتها و تعلیمات صفیعلیشاه، ظهیرالدوله را به خانقاه او فرستاد. ظهیرالدوله پس از ملاقات با صفیعلیشاه چنان مجذوب او شد که به زودی در سلک مریدان وی درآمد. او همچنین به شاه اطمینان داد که آموزههای صفیعلیشاه تنها دارای جنبه اخلاقی است. [۸]
صفایی، ابراهیم، حواشی بر اسناد نویافته، به کوشش همو، تهران، ۱۳۴۹ ش، ص ۷۹-۸۰.
شخصیت ممتاز ظهیرالدوله در میان دیگر مریدان، سبب شد تا صفیعلیشاه وی را به «صفاعلیشاه» و «مصباحالولایه» ملقب سازد. [۹]
مدرسی چهاردهی، نورالدین، سیری در تصوف، تهران، ۱۳۶۱ ش، ص۱۸.
[۱۰]
سپهر، عبدالحسین، مرآة الوقایع مظفری، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ۱۳۶۸ ش، ص۱۴.
[ویرایش] ۵ - ریاست و قطب سلسله نعمتاللٰهیپس از درگذشت صفیعلیشاه در سال (۱۳۱۶ هـ.ق/ ۱۸۹۸ م) براساس نوشتهای که میرزا نصرالله خان دبیرالملک ارائه کرد، ریاست سلسله نعمتاللٰهی به ظهیرالدوله واگذار شد. او از آن پس به عنوان جانشین صفیعلیشاه و قطب این سلسله معرفی شد و مریدان بسیاری را در تهران و سراسر کشور به گرد خود جمع کرد. [۱۱]
سپهر، عبدالحسین، مرآة الوقایع مظفری، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ۱۳۶۸ ش، ص۹۵.
[۱۲]
معیرالممالک، دوستعلی، رجال عصر ناصری، به کوشش خدیجه نظاممافی، تهران، ۱۳۶۱ ش، ص۱۱۲.
[۱۳]
افضلالملک، غلامحسین، افضل التواریخ، به کوشش منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان، تهران، ۱۳۶۱ ش، ص۳۷۲.
[۱۴]
آزمایش، مصطفى، درآمدی بر تحولات تاریخی سلسله نعمتاللٰهیه در ایران در دوران اخیر، تهران، ۱۳۸۱ ش، ص۱۰۶.
ظهیرالدوله پس از رسیدن به مقام ارشاد، با آنکه داماد ناصرالدین شاه و وزیر تشریفات بود، دیگر با لباس رسمی وزارت در انظار ظاهر نشد. [۱۵]
سپهر، عبدالحسین، مرآة الوقایع مظفری، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ۱۳۶۸ ش، ص۹۵-۹۶.
[ویرایش] ۶ - تاسیس انجمن اخوتظهیرالدوله در رمضان سال (۱۳۱۷ هـ.ق/ ژانویه ۱۹۰۰) انجمن اخوت را که شالودههای آن قبلاً توسط صفیعلیشاه بنا نهاده شده بود و مخفیانه به فعالیت میپرداخت، بهطور رسمی و با موافقت مظفرالدین شاه تأسیس کرد. [۱۶]
صفایی، ابراهیم، رهبران مشروطه، تهران، ۱۳۶۲ ش، ص۱۳۸.
[۱۷]
عرفان، محمود، «فراماسونها»، یغما، تهران، ۱۳۲۸ ش، س ۲، شم ۱۱، ص۵۰۴.
او سپس قسمت شمالی باغ خانه خود را که در خیابان علاءالدوله (فردوسی، روبهروی ساختمان بانک ملی کنونی) قرار داشت، به مرکز انجمن اخوت اختصاص داد. [۱۸]
معیرالممالک، دوستعلی، رجال عصر ناصری، به کوشش خدیجه نظاممافی، تهران، ۱۳۶۱ ش، ص۱۱۰.
جلسات انجمن اخوت گاهی نیز در باغهای بهجتآباد و عشرتآباد تشکیل میشد. [۱۹]
خالقی، روحالله، سرگذشت موسیقی ایران، تهران، ۱۳۶۱ ش، ص۷۱.
[۲۰]
معیرالممالک، دوستعلی، رجال عصر ناصری، به کوشش خدیجه نظاممافی، تهران، ۱۳۶۱ ش، ص۱۱۱.
در ساختمان موجود در باغ ظهیرالدوله در خیابان فردوسی، تالاری وجود داشت که برای جلسات انجمن در نظر گرفته شده بود. در این تالار ۱۱۰ صندلیِ همانند قرار داده شد که بر روی آنها نام ۱۱۰ عضو نخستین انجمن نوشته شده بود و هر یک از اعضا موظف بودند بر صندلی مخصوص خود بنشینند. [۲۱]
عرفان، محمود، «فراماسونها»، یغما، تهران، ۱۳۲۸ ش، س ۲، شم ۱۱، ص۵۰۵.
انجمن اخوت که نخستین مجمع سازمانیافته ایران به شمار میآید. [۲۲]
صدر هاشمی، محمد، تاریخ جرائد و مجلات ایران، اصفهان، ۱۳۶۳ ش، ج۱، ص۷۹.
[۲۳]
صفایی، ابراهیم، رهبران مشروطه، تهران، ۱۳۶۲ ش، ص ۱۳۸- ۱۳۹.
این انجمن دارای هیئت مشاورهای مرکب از ۱۱ نفر بود که همه امور انجمن را اداره میکرد. ظهیرالدوله خود تا پایان عمر در سمت ریاست این هیئت فعالیت میکرد و سیدمحمد خان انتظامالسلطنه هم سالهای طولانی سمت نیابت داشت. [۲۴]
صفایی، ابراهیم، رهبران مشروطه، تهران، ۱۳۶۲ ش، ص۱۴۰- ۱۴۱.
در آن زمان نظامنامه، اوراق تعرفه و دفتر ثبتنامی برای انجمن تدوین و تهیه شد. شمار زیادی از شاهزادگان، رجال دولتی و شخصیتهای خوشنام آن روزگار به عضویت این انجمن درآمدند. ۶.۱ - تدوین نظامنامه انجمننظامنامه انجمن اخوت که ظهیرالدوله خود آن را تدوین کرد. این نظامنامه شامل دستور کار، شرح وظایف و فعالیتهای اعضا بود که در کتابچهای در ۱۵ صفحه با عنوان «دستور ظاهری انجمن اخوت» در تهران به چاپ رسید. محتوای این نظامنامه که در اختیار هر یک از اعضای انجمن قرار داشت، تنها دستورهای ساده اخلاقی و عاری از مطالب سیاسی و اجتماعی بود. این دستور مشتمل بر ۶ فصل و ۵۲ ماده بود. فصل نخست آن حاوی مقصد انجمن یا اصول ششگانه انجمن، یعنی تعظیم امرالله، شفقت خلقالله، خدمت اهلالله،بذل نفس فیسبیلالله، کتمان سرالله و اطاعت ولیالله بود. [۲۵]
صفایی، ابراهیم، رهبران مشروطه، تهران، ۱۳۶۲ ش، ص۱۳۸- ۱۳۹.
[۲۶]
ظهیرالدوله، علی، خاطرات و اسناد، به کوشش ایرج افشار، تهران، ۱۳۶۷ ش، ج۱، ص۵۵۰-۵۵۷.
این نظامنامه تنها به کسانی داده میشد که عضو انجمن بودند، از اینرو، در خارج از انجمن تا چندین سال کسی به طور کامل از مفاد آن آگاهی نداشت؛ تا آنکه در سال (۱۳۲۷ هـ.ش) و همزمان با جشن پنجاهمین سال تأسیس انجمن، تجدید چاپ شد. [۲۷]
ظهیرالدوله، علی، خاطرات و اسناد، به کوشش ایرج افشار، تهران، ۱۳۶۷ ش، ج۱، ص۵۵۰-۵۵۷.
[۲۸]
رائین، اسماعیل، فراموشخانه و فراماسونری در ایران، تهران، ۱۳۵۷ ش، ج۳، ص۴۸۴.
۶.۲ - طراحی نشانه برای انجمنظهیرالدوله همچنین نشانهای برای انجمن طراحی کرد که شامل دو تبرزین و کشکولی آویخته در محل تقاطع تبرزینها، و تسبیحی متصل به انتهای آنهاست. بر بالای کشکول سال (۱۳۱۷ هـ.ق) و در بالای آن حرف «ص» که حرف نخست صفاست، دیده میشود. این نشانه به صورت علامت رسمی انجمن اخوت باقی ماند و بر روی همه اسناد، نامهها و آثار منتشرشده انجمن خودنمایی میکرد. [۲۹]
مدرسی چهاردهی، نورالدین، سیری در تصوف، تهران، ۱۳۶۱ ش، ص۱۵۹.
۶.۳ - تعداد اعضای انجمنشمار اعضای انجمن اخوت به نوشته عبدالحسین خان سپهر در آن زمان در تهران ۱۳هزار نفر و در شهرهای دیگر ۸۰۰ هزار نفر بود. [۳۰]
سپهر، عبدالحسین، مرآة الوقایع مظفری، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ۱۳۶۸ ش، ص۹۵.
این ارقام بسیار مبالغهآمیز مینماید، چنانکه منبع معتبرتری شمار افرادی را که ظهیرالدوله در آخرین سال زندگی با امضای خود برای آنها ورقه عضویت صادر کرد، ۳۲۱‘۳۱ نفر اعلام میکند. [۳۱]
افشار، ایرج، مقدمه بر خاطرات و اسناد ظهیرالدوله، حاشیه۱، تهران، ۱۳۶۷ ش، ص۶۱.
[۳۲]
رائین، اسماعیل، فراموشخانه و فراماسونری در ایران، تهران، ۱۳۵۷ ش، ج۳، ص۴۸۷.
۶.۴ - فعالیتهای انجمنانجمن اخوت در طول دوره حیات خود همواره در زمینههای فرهنگی و هنری فعالیت داشت و درآمدهای حاصل از این فعالیتها را به مصارف عامالمنفعه میرساند. که از آن جمله میتوان به برگزاری جشنهایی به مناسبتهای مختلف در محل انجمن اشاره کرد. یکی از این جشنها، جشن نصرت ملی در شعبان سال (۱۳۲۷هـ.ق/ سپتامبر ۱۹۰۹) و به مناسبت برکناری محمدعلی شاه از سلطنت، پیروزی مشروطهخواهان و بازگشایی انجمن پس از سالها تعطیلی بود. دانشعلی از اعضای انجمن اخوت، در طی نامهای ــ که حاوی گزارشی از یکی از جلسات انجمن اخوت بود ــ در ۲۵ شعبان سال (۱۳۲۷هـ.ق) به ظهیرالدوله، هدف اصلی از برگزاری جشن نصرت ملی را رعایت حال محرومان و ورثه مقتولان از مجاهدان نهضت مشروطه اعلام و بیان کرده است که عایدات حاصل از این جشن برای این منظور صرف میشود. [۳۳]
اسناد تاریخی وقـایع مشروطه ایران، به کوشش جهانگیر قائممقامی، تهران، ۱۳۴۸ش، ص۱۲۷- ۱۲۸.
انجمن اخوت پس از آتشسوزی بزرگی که در سال (۱۳۱۸ هـ.ق) در شهر آمل روی داد، با برگزاری مراسمی در محل انجمن، بهگردآوری اعانه برای تجدید بنای این شهر پرداخت. [۳۴]
رائین، اسماعیل، فراموشخانه و فراماسونری در ایران، تهران، ۱۳۵۷ ش، ج۳، ص۴۹۶.
ظهیرالدوله همچنین در زمان حکومت کرمانشاه برای جمعآوری کمکهای مردمی به منظور معالجه زخمیان و کمک به ورثه شهدای مشروطه کوشید. [۳۵]
فخرایی، ابراهیم، گیلان در جنبش مشروطیت، تهران، ۱۳۵۶ش، ص۱۸۱-۱۸۲.
۶.۵ - جایگاه هنر موسیقی در انجمندر کلیه مراسمی که از سوی انجمن اخوت و معمولاً در مکان این انجمن برگزار میشد (ازجمله در روزهای مبعث و میلاد پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم)، تولد حضرت علی(علیهالسلام) و عید غدیر) هنر موسیقی جایگاه ویژهای داشت. در این انجمن ارکستری به ریاست غلامحسین خان درویش و متشکل از شمار زیادی از بهترین نوازندگان و خوانندگانِ بنام آن روزگار ازجمله علینقی وزیری، سید حسین طاهرزاده، میرزا علیاکبر خان معروف به شیدا، یوسف خان صفایی، حسین خان اسماعیلزاده، ارفعالملک، و غلامرضا سالارمعزز به فعالیت میپرداختند. این افراد عمدتاً از اعضای انجمن اخوت بودند. [۳۶]
معیرالممالک، دوستعلی، رجال عصر ناصری، به کوشش خدیجه نظاممافی، تهران، ۱۳۶۱ش، ص۱۱۱.
[۳۷]
مشحون، حسن، تاریخ موسیقی ایران، تهران، ۱۳۷۳ ش، ج۲، ص۵۴۳.
[۳۸]
مشحون، حسن، تاریخ موسیقی ایران، تهران، ۱۳۷۳ ش، ج۲، ص۵۶۶.
[۳۹]
مشحون، حسن، تاریخ موسیقی ایران، تهران، ۱۳۷۳ ش، ج۲، ص۶۸۱.
[۴۰]
خالقی، روحالله، سرگذشت موسیقی ایران، تهران، ۱۳۶۱ ش، ص۷۲-۷۳.
درواقع میتوان گفت نخستین کنسرتها در ایران، به تشویق ظهیرالدوله و در انجمن اخوت ترتیب داده شد. این انجمن سرودی داشت که در ابتدای کنسرت نواخته میشد. در پایان کنسرتها ظهیرالدوله برای تقدیر از نوازندگان مدالی را که برای همین منظور ساخته شده بود، به آنها اهدا میکرد. [۴۱]
خالقی، روحالله، سرگذشت موسیقی ایران، تهران، ۱۳۶۱ ش، ص۷۵.
[۴۲]
ستایشگر، مهدی، نامنامه موسیقی ایران زمین، تهران، ۱۳۷۶ش، ج۳، ص۳۷۰.
خود ظهیرالدوله نیز دارای تصنیفهایی بود که در مراسمی که در انجمن اخوت برگزار میشد، خوانده شده است، تصنیف معروف دل شیدا از اوست. [۴۳]
پایور، فرامرز، ردیف آوازی و تصنیفهای قدیمی، تهران، ۱۳۸۴ ش، ص۱۷۵.
[۴۴]
پایور، فرامرز، ردیف آوازی و تصنیفهای قدیمی، تهران، ۱۳۸۴ ش، ص۳۴۸.
[۴۵]
پایور، فرامرز، ردیف آوازی و تصنیفهای قدیمی، تهران، ۱۳۸۴ش، ص۳۹۶.
محمدحسن خان اعتمادالسلطنه نیز در یادداشتهای روزانه خود، به توانایی ظهیرالدوله در نواختن پیانو و آوازخواندن او اشاره کرده است. [۴۶]
اعتمادالسلطنه، محمدحسن،روزنامۀ خاطرات، به کوشش ایرج افشار تهران، ۱۳۴۵ ش، ص۹۷۹.
۶.۶ - انجمن اخوت و فراماسونریارتباط میان انجمن اخوت و تشکیلات فراماسونری اروپا، همواره از موضوعات مورد بحث درباره این انجمن بوده است؛ شباهتهایی میان لژهای فراماسونری و عملکرد انجمن اخوت همچون پنهانی بودن یا نیمه پنهانی بودن آنها، تشریفات و چگونگی ورود اعضای جدید و بهرهگیری از نشانههای ویژه، داشتن صندلیهای جداگانه برای هر یک از اعضا و نشریهای خاص، از دلایل تأکید برخی از پژوهشگران بر پیوستگی یا وابستگی انجمن اخوت به این تشکیلات سری است. چنانکه انجمن اخوت را شاخهای از فراماسونهای ایران منسوب به «گراند لژ» فرانسه دانستهاند. میرزا نصرالله خان دبیرالملک از شخصیتهای برجسته آن روزگار و از نخستین اعضای انجمن اخوت بهشمار میآمد که بیش از همه متهم به ارتباط با انجمنهای فراماسونری فرانسه بود. با این همه، صرفنظر از انگیزه ظهیرالدوله در تأسیس انجمن اخوت، شباهتهای میان این انجمن و لژهای فراماسونری نقش بسزایی در آمادگی ایرانیان برای ورود به انجمنهای ماسونی یا شبه ماسونی داشت. این انجمن بعدها به مقدمهای برای تأسیس لژ بیداری ایران بدل شد. [۴۷]
الگار، حامد، شورش آقاخان محلاتی، ترجمه ابوالقاسم سری، تهران، ۱۳۷۰ش، ص۷۲.
[۴۸]
شاهآبادی، حمیدرضا، تاریخ آغازین فراماسونری در ایران، تهران، ۱۳۷۸ ش، ج۱، ص۱۸۸-۱۸۹.
[۴۹]
حائری، عبدالهادی، تاریخ جنبشها و تکاپوی فراماسونگری در کشورهای اسلامی، مشهد، ۱۳۶۸ ش، ص۵۰.
[۵۰]
بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران، تهران، ۱۳۴۷ ش، ج۲، ص۳۷۰.
هنگامی که ظهیرالدوله انجمن اخوت را در تهران بنیاد نهاد، سنتهای صوفیانه با سنتهای ماسونی برخورد کردند. در آن زمان با آنکه افراد زیادی با اندیشههای صوفیانه خود به عضویت این انجمن درآمده بودند، اما همواره اصول اخلاقی برآموزههای تصوف برتری داشت. [۵۱]
الگار، حامد، شورش آقاخان محلاتی، ترجمه ابوالقاسم سری، تهران، ۱۳۷۰ ش، ص۷۲.
[۵۲]
زرینکوب، عبدالحسین، ارزش میراث صوفیه، تهران، ۱۳۴۴ش، ص۱۲۲.
۶.۷ - نشریات انجمنانجمن اخوت افزون بر چاپ کتابهایی در تهران و چند شهر دیگر، روزنامه و نشریاتی نیز منتشر میساخت که از آن میان میتوان به مجله مجموعه اخلاق اشاره کرد. که در سال (۱۳۲۳ هـ.ق/ ۱۹۰۵ م ) در تهران و زیر نظر ظهیرالدوله انتشار یافت. از این نشریه مجموعاً ۱۸ شماره منتشر شد و مدیر آن ابتدا میرزا علیاکبر خان سروش، و سپس (در دو شماره آخر) میرزا ابراهیم خان منشی بود. [۵۳]
وحیدنیا، سیفالله، مقدمه بر مجموعه اشعار ظهیرالدوله (هم ) ص۱۰.
[۵۴]
براون، ادوارد، انقلاب ایران، ترجمه احمد پژوه (مبشر همایون)، تهران، ۱۳۳۸ش، ص۱۳۴.
انجمن اخوت همچنین در کرمانشاه مجلهای با نام اخوت منتشر میکرد. این مجله زیرنظر حاج عبدالله نعمتی معروف به حاج داداش کرمانشاهی و ملقب به مستشارعلی، سرپرست انجمن اخوت در کرمانشاه انتشار مییافت. مطالب این مجله عمدتاً اخلاقی و عرفانی بود و بر پشت جلد آن تأکید شده بود که مجله از درج اخبار عمومی و مقالات سیاسی معذور است، در هر شماره از آن اشعاری از ظهیرالدوله به چاپ میرسید. [۵۵]
صدر هاشمی، محمد، تاریخ جرائد و مجلات ایران، اصفهان، ۱۳۶۳ ش، ج۱، ص۷۶-۷۸.
انجمن اخوت در شهرهایی چون کرمانشاه، سمنان، شیراز، انزلی و مشهد شعبههایی داشت. [۵۶]
معلم حبیبآبادی، محمدعلی، مکارم الآثار، اصفهان، ۱۳۳۷ ش، ج۴، ص۱۳۸۹.
[۵۷]
همایونی، مسعود، تاریخ سلسلههای طریقه نعمتاللٰهی در ایران، تهران، ۱۳۵۸ ش، ص۳۳۷.
[۵۸]
فخرایی، ابراهیم، گیلان در جنبش مشروطیت، تهران، ۱۳۵۶ش، ص۱۱۴.
[۵۹]
آل داود، علی، «اخـوت، انجمن»، دبا، ج۷، ص۲۸۱.
۶.۸ - به توپ بسته شدن خانه ظهیرالدولهبا گسترش فعالیتهای انجمن اخوت که در ترویج اندیشههای آزادیخواهانه و پیشبرد جنبشهای مشروطیت ایران مؤثر بود. [۶۰]
قائممقامی، جهانگیر، مقدمه بر اسناد تاریخی وقایع مشروطۀ ایران، تهران، ۱۳۴۸ ش، ص۴.
خانه ظهیرالدوله و محل انجمن در روز چهارشنبه ۲۴ جمادیالاول سال (۱۳۲۶ هـ.ق/ ۲۴ ژوئن ۱۹۰۸ م) به هنگام واقعه به توپ بسته شدن مجلس شورای ملی، توسط نیروهای قزاق به فرماندهی لیاخوف به توپ بسته شد. محمدعلی شاه ظاهراً تنها دستور کاوش خانه ظهیرالدوله را صادر کرده بود، اما در نهایت باغ و خانه ظهیرالدوله که در آن زمان حاکم گیلان بود، بهطور کامل تخریب و چپاول شد. ظاهراً قزاقان با این بهانه که از محل انجمن به آنها تیراندازی شدهاست، به این مکان حمله کردند. در این حمله افزون بر بسیاری از اسباب و وسایل گرانبها، کتابخانه ظهیرالدوله که حدود ۱۲هزار جلد کتاب و نسخه قدیمی ارزشمند داشت، به غارت برده شد و پردههای نفیس نقاشی که به دیوارهای کتابخانه آویخته بود، به کلی از میان رفت. [۶۱]
معیرالممالک، دوستعلی، رجال عصر ناصری، به کوشش خدیجه نظاممافی، تهران، ۱۳۶۱ش، ص۱۱۲.
[۶۲]
ناظمالاسلام کرمانی، محمد، تاریخ بیداری ایرانیان، به کوشش علیاکبر سعیدی سیرجانی، تهران، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۱۶۱.
[۶۳]
تفرشی حسینی، احمد، روزنامه اخبار مشروطیت و انقلاب مشروطیت ایران، به کوشش ایرج افشار، تهران، ۱۳۵۱ش، ص۱۱۴.
[۶۴]
تفرشی حسینی، احمد، روزنامه اخبار مشروطیت و انقلاب مشروطیت ایران، به کوشش ایرج افشار، تهران، ۱۳۵۱ش، ص۱۲۷.
[۶۵]
فریدالملک همدانی، محمدعلی، خاطرات فرید، به کوشش مسعود فرید، تهران، ۱۳۵۴ ش، ص۳۰۱.
[۶۶]
شریف کاشانی، محمد مهدی، واقعات اتفاقیه در روزگار، به کوشش منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان، تهران، ۱۳۶۲ ش، ج۱، ص۱۹۲.
فروغالدوله در نامهای طولانی به تاریخ غره جمادی الآخر (۱۳۲۶ هـ.ق/ ۱ ژوئیه ۱۹۰۸ م) حمله قزاقها به خانه و غارت اموالشان را برای ظهیرالدوله شرح داده است. [۶۷]
اسناد تاریخی وقـایع مشروطه ایران، به کوشش جهانگیر قائممقامی، تهران، ۱۳۴۸ش، ص۵۷-۶۷.
ظهیرالدوله نیز پس از به توپ بستن خانهاش، عریضهای به محمدعلی شاه نوشت و در آن او را به سبب «خرابی خانه و یغمای داروندار» ش و نیز رفتار توهینآمیز سربازان قزاق با همسر و خانوادهاش که همگی از بستگان محمدعلی شاه بودند، مورد انتقاد قرار دارد. [۶۸]
اسناد تاریخی وقـایع مشروطه ایران، به کوشش جهانگیر قائممقامی، تهران، ۱۳۴۸ ش، ص۷۰-۷۱.
محمدعلی شاه از این ماجرا اظهار بیاطلاعی و لیاخوف را مقصر معرفی کرد. او همچنین از فروغالدوله عذرخواهی کرد و درصدد برآمد تا مبلغی را به عنوان جبران مخارج خرابی خانه و اسباب آن به وی بدهد، اما فروغالدوله از پذیرش آن سر باز زد. [۶۹]
تفرشی حسینی، احمد، روزنامه اخبار مشروطیت و انقلاب مشروطیت ایران، به کوشش ایرج افشار، تهران، ۱۳۵۱ش، ص۱۴۴.
محمدعلی شاه همچنین ظهیرالسلطان فرزند ظهیرالدوله را که در جریان به توپ بستن مجلس شورای ملی دستگیر شده بود، آزاد نمود و به خود ظهیرالدوله نیز تلگراف محبتآمیزی مخابرهکرد. [۷۰]
فخرایی، ابراهیم، گیلان در جنبش مشروطیت، تهران، ۱۳۵۶ش، ص۳۸.
با این حال، مخبرالسلطنه مهدیقلی هدایت از حمله به خانه ظهیرالدوله و ویران کردن آن، به عنوان لکه سیاهی در تاریخ حکومت محمدعلی شاه یاد کرده است. پیش از حمله به انجمن اخوت، به مدت چند شب نمایشی تخیلی (فانتوم) از سوی ظهیرالدوله و شماری از اعضای انجمن در تالار انجمن ترتیب داده شد و در آن با مجسم ساختن اوضاع سیاسی کشور، محمدعلی شاه به طور مستقیم مورد انتقاد قرار گرفته بود. اما موقرالسلطنه داماد مظفرالدین شاه و از اعضای انجمن اخوت گزارش این نمایش را به اطلاع محمدعلی شاه رساند، کینه و خشم او را برانگیخت؛ تا آنجا که این ماجرا را انگیزه به توپ بستن خانه ظهیرالدوله دانستهاند. [۷۱]
پژوه، احمد، ترجمه و حواشی بر انقلاب ایران ادوارد براون، تهران، ۱۳۳۸ش، ص۴۵۱-۴۵۲.
[ویرایش] ۷ - دیگر اقدامات فرهنگی ظهیرالدولهاز دیگر اقدامات فرهنگی ظهیرالدوله، میتوان به تأسیس مدرسهای به نام «معرفت» در کنار انجمن اشاره کرد. [۷۲]
صفایی، ابراهیم، ده نفر پیشتاز، تهران، ۱۳۵۷ ش، ص۸۲.
۷.۱ - انتخاب شیخ سلسله نعمتاللٰهیهظهیرالدوله که تا پایان عمر در سمت ریاست این هیئت فعالیت میکرد. سید محمد خان انتظامالسلطنه ملقب به بینشعلیشاه را پس از خود به عنوان شیخ سلسله نعمتاللٰهیه برگزید. افزون بر انتظامالسلطنه، افراد دیگری نیز در زمان ظهیرالدوله اجازه «دستگیری و قبول پیمانِ» مریدان را در شهرهای دیگر داشتند که از آن میان میتوان به مصطفى سالارامجد، ملقب به مصطفىعلیشاه و فتحالله صفاءالملک اشاره کرد. [۷۳]
صفایی، ابراهیم، ده نفر پیشتاز، تهران، ۱۳۵۷ ش، ص۳۶.
[۷۴]
همایونی، مسعود، تاریخ سلسلههای طریقه نعمتاللٰهی در ایران، تهران، ۱۳۵۸ ش، ص۳۳۴-۳۳۵.
[ویرایش] ۸ - فرزندانظهیرالدوله ۳ پسر داشت که به نامهای: • محمدناصر خان، معروف به خان خان و ملقب به ظهیرالسلطان (که وزارت تشریفات پس از ظهیرالدوله به او واگذار شد)؛ ۴ دختر داشت به نامهای:• ناصرقلی، ملقب به ظهیرحضور و سپس مظفرالدوله؛ • ناصرعلی خان. • قمرسلطان، ملقب به عزیزالملوک و بعدها فروغالدوله؛ • ولیه یا زهراسلطان، ملقب به فروغالملک؛ • ملکالملوک؛ • اشرفالدوله، ملقب به ملکه آفاق بود. [۷۵]
سپهر، عبدالحسین، مرآة الوقایع مظفری، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ۱۳۶۸ش، ص۲۲۱.
[۷۶]
معیرالممالک، دوستعلی، وقایع الزمان (خاطرات شکاریه)، به کوشش خدیجه نظاممافی، تهران، ۱۳۶۱ش، ص۱۶۹.
[۷۷]
افشار، ایرج، مقدمه بر نامههای فروغالدوله (هم )، ص۱-۱۲.
همسر و فرزندان ظهیرالدوله به ویژه دختران او نیز گرایشهای عمیقی به عرفان و تصوف داشتند. [ویرایش] ۹ - مناصب دولتی ظهیرالدولهظهیرالدوله در سفر نخست مظفرالدین شاه به اروپا از ۱۲ ذیحجه سال (۱۳۱۷ هـ.ش تا ۲ شعبان ۱۳۱۹ هـ.ش) همراه وی بود. [۷۸]
ظهیر الدوله، علی، سفرنامه، به کوشش محمد اسماعیل رضوانی،سراسر کتاب، تهران، ۱۳۷۱ ش.
چنانکه از نامههای فروغالدوله به حاجی خان پیشکار امور داخلی او برمیآید، ظهیرالدوله با وجود اشتغال در سمت وزارت تشریفات، گاهی (دستکم در فاصله سالهای (۱۳۰۲ تا ۱۳۰۴ هـ.ق/ ۱۸۸۵ تا ۱۸۸۷ م) که نامهها در آن تاریخ نوشتهشدهاند) نیز از نظر مالی در تنگنا بودهاست. فروغالدوله برای بهبودبخشیدن به وضع موجود از برادرش مظفرالدین شاه حکومت یا منصبی را برای ظهیرالدوله تقاضاکرده است. [۷۹]
ظهیر الدوله، علی، سفرنامه، به کوشش محمد اسماعیل رضوانی، تهران، ۱۳۷۱ش، ص۲۵.
[۸۰]
ظهیر الدوله، علی، سفرنامه، به کوشش محمد اسماعیل رضوانی، تهران، ۱۳۷۱ ش، ص۳۱.
[۸۱]
ظهیر الدوله، علی، سفرنامه، به کوشش محمد اسماعیل رضوانی، تهران، ۱۳۷۱ ش، ص۱۵۳.
۹.۱ - حکومت مازندرانظهیرالدوله در سال (۱۳۱۹ هـ.ق/ ۱۹۰۱ م) با حفظ سمت خود به عنوان وزیر تشریفات، برای حکومت مازندران انتخابشد. در سال (۱۳۲۰ هـ.ق) هنگام بازگشت مظفرالدین شاه از اروپا ظهیرالدوله برای استقبال از او به بادکوبه رفت. در غیاب او در بارفروش (بابل کنونی، و مرکز مازندران در آن دوره) قتلی رخ داد و قاتل در خانه برادر یکی از مجتهدان با نفوذ بارفروش به نام شیخ کبیر، پناهنده شد. پس از آنکه نیروهای حکومتی به دستور ظهیرالدوله برای گرفتن قاتل اقدام کردند، برخورد شدیدی میان آنها با گروهی از پیروان شیخ کبیر به وجود آمد که باعث کشته و زخمی شدن نزدیک به ۳۰ تن از مردم شد. به دنبال این حادثه در تهران نیز گروهی از روحانیان به حمایت از شیخ کبیر برخاستند و جمعی از طلاب مازندران به تهران آمدند. سرانجام، با میانجیگری سید عبدالله بهبهانی اعتراض روحانیان پایان پذیرفت و ظهیرالدوله از حکومت مازندران برکنار شد. ریشه اختلاف میان شیخ کبیر با ظهیرالدوله از آنجا آغاز شد که او پس از ورود به بارفروش چنانکه مرسوم بود، به دیدن شیخ کبیر نرفت. مخالفت علمای بارفروش و بهویژه شیخ کبیر با ظهیرالدوله تا اندازهای بود که شیخ کبیر به کفر ظهیرالدوله فتوا داد. مردم به تحریک او به ادارههای دولتی حمله کردند و ظهیرالدوله با نیروی نظامی شورش را فرو نشاند و شیخ را از رفتن به مسجد و منبر منع نمود. در تهران نیز محافل دینی عملکرد ظهیرالدوله را به شدت مورد انتقاد قرار دادند. ظهیرالدوله پس از برکناری از حکومت مازندران به تهران بازگشت و به فعالیت در سمت وزارت تشریفات ادامه داد. [۸۲]
سپهر، عبدالحسین، یادداشتهای ملک المورخین، به کوشش عبدالحسین نوایی، حاشیه۱، تهران، ۱۳۶۸ش، ص۳.
[۸۳]
صفایی، ابراهیم، رهبران مشروطه، تهران، ۱۳۶۲ش، ص۱۴۲.
[۸۴]
مهجوری، اسماعیل، تاریخ مازندران، ساری، ۱۳۴۵ش، ج۲، ص۲۲۶.
[۸۵]
افشار، ایرج، مقدمه بر خاطرات و اسناد ظهیرالدوله، تهران، ۱۳۶۷ش، ص۱۱۷.
[۸۶]
صفایی، ابراهیم، حواشی بر اسناد نویافته، به کوشش همو، تهران، ۱۳۴۹ش، ص۲۱۹-۲۲۰.
[۸۷]
حاج سیاح، محمدعلی، خاطرات، به کوشش حمید سیاح، تهران، ۱۳۵۶ش، ص۵۲۹.
زمانی که ظهیرالدوله به تهران بازگشت، دولت مشغول تعمیر ویرانیهای عمارت مجلس شورای ملی، ناشی از به توپ بستن آن بود. براساس گزارش روزنامه نسیم شمال در ۲۷ جمادی الاول (۱۳۲۷ هـ.ق/ ۱۶ ژوئن ۱۹۰۹ م) ظهیرالدوله خود در بازسازی این عمارت مشارکت داشت. [۸۸]
ناظمالاسلام کرمانی، محمد، تاریخ بیداری ایرانیان، به کوشش علیاکبر سعیدی سیرجانی، تهران، ۱۳۶۲ ش، ج۲، ص۴۲۷.
۹.۲ - حکومت همدانظهیرالدوله در (۱۳۲۴ هـ.ق/ ۱۹۰۶ م) به حکومت همدان منصوب شد. او در همدان با کمک تودههای مردم «انجمن فوائد عامه» را که در واقع نخستین شورای ایالتی کشور به شمار میآمد، برای رسیدگی به امور مربوط به زندگی و رفاه مردم تأسیس کرد. او ۳۲ نفر از نمایندگان کلیه اصناف، طبقات اجتماعی و اقلیتهای دینی را برای عضویت و ریاست انجمن در نظر گرفت و نظامنامهای برای تعیین وظایف این انجمن تدوین کرد. در آن زمان همدان گرفتار قحطی و کمبود گندم بود و مردم هر روز با مراجعه به انجمن فوائد عامه، از ظهیرالدوله میخواستند تا برای تأمین نان مورد نیاز آنان چارهای بیندیشد. ظهیرالدوله نیز با هدف مبارزه با احتکار مایحتاج عمومی، احتشام السلطنه، نایبالحکومه موقتی همدان، داماد مظفرالدین شاه را وادار کرد تا همه گندمی را که احتکار کرده بود، به محل انجمن و انبارهای غله اداره حکومتی بازگرداند. [۸۹]
صفایی، ابراهیم، ده نفر پیشتاز، تهران، ۱۳۵۷ش، ص۸۴-۸۶.
[۹۰]
شاهآبادی، حمیدرضا، تاریخ آغازین فراماسونری در ایران، تهران، ۱۳۷۸ ش، ج۱، ص۱۸۳.
[۹۱]
فراگنر، برت. گ.، خاطراتنویسی ایرانیان، ترجمه محمد جلیلوند رضایی، تهران، ۱۳۷۷ش، ص۱۹۹.
ظهیرالدوله همچنین در شوال سال (۱۳۲۴هـ.ق) روزنامهای با نام عدل مظفری در همدان منتشر کرد. این روزنامه منبع ارزشمندی برای پژوهش در زمینه وقایع مرتبط با انقلاب مشروطه در همدان است. بیشترین مطالب مندرج در روزنامه عدل مظفری درباره مبارزه ظهیرالدوله با قحطی گندم و جریانات مربوط به آن است. [۹۲]
آدمیت، فریدون، ایدئولوژی نهضت مشروطیت در ایران، تهران، ۱۳۵۵ش، ج۱، ص۴۶۳.
[۹۳]
فراگنر، برت. گ.، خاطراتنویسی ایرانیان، ترجمه محمد جلیلوند رضایی، تهران، ۱۳۷۷ ش، ص۱۹۳.
۹.۳ - حکومت کرمانشاهظهیرالدوله در سال (۱۳۲۵ هـ.ق / ۱۹۰۷ م) به حکومت کرمانشاه رفت. در آن سال ابوالفتح میرزا سالارالدوله بر ضد برادر خود محمدعلی شاه قیام و ادعای تاج و تخت کرد، اما پس از ۳ روز جنگ با نیروهای دولتی در نهاوند شکست خورد و به کنسولگری انگلیس در کرمانشاه پناهنده شد. او سرانجام، پس از حصول تأمین جانی به ظهیرالدوله حاکم و نماینده شاه در کرمانشاه تسلیم شد. [۹۴]
معاصر، حسن، تاریخ استقرار مشروطیت در ایران، تهران، ۱۳۵۳ ش، ج۱، ص۳۸۶،.
[۹۵]
براون، ادوارد، انقلاب ایران، ترجمه احمد پژوه (مبشر همایون)، تهران، ۱۳۳۸ش، ص۱۴۶.
[۹۶]
کتاب آبی، به کوشش احمد بشیری، تهران، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۴۸.
ظهیرالدوله در (۱۳۲۷ هـ.ق) بار دیگر به حکومت کرمانشاه منصوب شد. ۹.۴ - حکومت گیلانظهیرالدوله در سال (۱۳۲۶ هـ.ق) به حکومت گیلان منصوب، و مأمور آرام کردن تحرکات و شورشهای گیلان شد. [۹۷]
آدمیت، فریدون، ایدئولوژی نهضت مشروطیت در ایران، تهران، ۱۳۵۵ش، ج۱، ص۴۷۴.
[۹۸]
کسروی، احمد، تاریخ مشروطه ایران، تهران، ۱۳۵۴ش، ص۶۵۷.
[۹۹]
کتاب آبی، به کوشش احمد بشیری، تهران، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۱۷۳.
۹.۵ - حکومت تهراندر سال (۱۳۲۸ هـ.ق/ ۱۹۱۰ م) پس از شکست قوای استبداد و فرار محمدعلی شاه از کشور، از سوی دولت مشروطه به حکومت تهران منصوب شد. [۱۰۰]
فریدالملک همدانی، محمدعلی، خاطرات فرید، به کوشش مسعود فرید، تهران، ۱۳۵۴ش، ص۳۳۵.
دوره حکومت او در تهران چند ماه بیشتر به طول نینجامید و او در همان سال برای سومین بار به حکومت مازندران رفت. [۱۰۱]
خاطرات سید علی محمد دولتآبادی، تهران، ۱۳۶۲ ش، ص۱۰۲.
[۱۰۲]
مخابرات استراباد، به کوشش ایرج افشار و محمد رسول دریاگشت، تهران، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۵۹.
ظهیرالدوله در ۲۹ شوال سال (۱۳۲۹ هـ.ق) حاکم گیلان، و در سال (۱۳۳۳ هـ.ق) حاکم تهران شد. او همچنین در سال (۱۳۳۷ و ۱۳۴۱ هـ.ق / ۱۹۱۹ و ۱۹۲۳ م) حاکم تهران بود. [۱۰۳]
افشار، ایرج، مقدمه بر خاطرات و اسناد ظهیرالدوله، تهران، ۱۳۶۷ش، ص۱۷.
۹.۶ - امتناع از رفتن به مازندراناو در سال (۱۳۳۵ هـ.ق) بار دیگر به حکومت مازندران منصوب شد، اما به سبب آنکه فرزند وی ناصرعلی خان پیش از آن در ناآرامیهای ساری کشته شده بود، از رفتن به مازندران خودداری کرد. [۱۰۴]
مهجوری، اسماعیل، تاریخ مازندران، ساری، ۱۳۴۵ش، ج۱، ص۲۹۲.
۹.۷ - مذاکره با میرزا کوچک خاناو در همان سال (۱۳۳۵ هـ.ق) مأمور فوقالعاده گیلان برای مذاکره با میرزا کوچک خان به منظور آزاد ـ ساختن محسن امینالدوله از اسارت جنگلیها شد. [۱۰۵]
افشار، ایرج، مقدمه بر خاطرات و اسناد ظهیرالدوله، تهران، ۱۳۶۷ش، ص۱۷.
[ویرایش] ۱۰ - آثـاربه طور کلی آثار ظهیرالدوله را میتوان به دو دسته تاریخی، ادبی و عرفانی تقسیم کرد: ۱۰.۱ - آثار تاریخی۱. سفرنامه ظهیرالدوله همراه مظفرالدین شاه به فرنگستان، در ذیحجه سال (۱۳۱۷ هـ.ق) که در سال (۱۳۷۱ هـ.ش) به کوشش محمداسماعیل رضوانی در تهران به چاپ رسید. این کتاب چنانکه از نام آن برمیآید، شرح سفر ظهیرالدوله همراه با مظفرالدین شاه به اروپاست. ظهیرالدوله در این سفر از کشورهایی چون آلمان، سوئیس، فرانسه، روسیه، بلژیک، هلند و بلغارستان بازدید کرده است. ۲. تاریخ صحیح بیدروغ، در وقایع کشتهشدن ناصرالدین شاه در سال (۱۳۱۳ هـ.ق/ ۱۸۹۵ م) که نخستین بار توسط علیرضا حکیم خسروی (خسروانی) دبیر انجمن اخوت تصحیح شد و در سال (۱۳۳۶ هـ.ش) در تهران به طور محدود انتشار یافت. در آن سال متن بازجویی از میرزا رضا کرمانی نیز براساس گزارش روزنامه صور اسرافیل [۱۰۶]
نسیم شمال، ۱۳۲۷ ق، شم ۱۰-۱۷.
به همراه آن منتشر شد.این کتاب بار دیگر از روی نسخهای از مجموعه عبدالله انتظام که توسط پدر او، انتظامالسلطنه، از روی نسخهای به خط ظهیرالدوله تهیه شده بود، در سال (۱۳۵۱ هـ.ش) به کوشش ایرج افشار در مجموعه خاطرات و اسناد ظهیرالدوله در تهران به چاپ رسید. در سال (۱۳۶۲ هـ.ش) نیز متن تاریخ بیدروغ به تصحیح خسروی (خسروانی) به انضمام شرح حال ظهیرالدوله با مقدمه نورالدین چهاردهی در تهران منتشر شد. افزون بر این، ترجمه خلاصهای از این کتاب به زبان فرانسه در (۱۹۱۰ م) در پاریس انتشار یافته است. ۳. دفتر مکتوبات ظهیرالدوله مجموعهای از نامهها و صورت تلگرافهایی درباره رویدادهای مشروطه ایران است. بخشی از آن از محرم سال (۱۳۲۶هـ.ق/ فوریه ۱۹۰۸م) تا شوال (۱۳۲۷ هـ.ق/ اکتبر ۱۹۰۹م) یعنی در مدت حکمرانی ظهیرالدوله در گیلان، مازندران و کرمانشاه به او نوشته و برای او ارسال شده است. بخش دیگر نیز نامهها و تلگرافهایی است که ظهیرالدوله به محمدعلی شاه، سردار اسعد بختیاری، مشیرالسلطنه، ملکه ایران و دیگران نوشته و برای آنان فرستاده است. این مجموعه در (۱۳۳۹ هـ.ق) به دستور انتظامالسلطنه ظاهراً از روی نامهها و تلگرافها استنساخ شده است. نامهها و تلگرافهایی که در این مجموعه گرد ـ آمدهاند، از این روی که نویسندگان آنها خود شاهد عینی رویدادهای دوره مشروطه بودهاند. بهسبب خصوصی بودن آنها، تا حدی خالی از دروغ و اغراق به نظر میرسند، از اسناد و مدارک معتبر درباره تاریخ آن دوره به شمار میآیند. [۱۰۷]
قائممقامی، جهانگیر، مقدمه بر اسناد تاریخی وقایع مشروطه ایران، تهران، ۱۳۴۸ش، ص۳- ۵.
[۱۰۸]
دانشپژوه، محمدتقی، فهرست میکروفیلمهای کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران، تهران، ۱۳۵۳ش، ج۱، ص۸۶.
دفتر مکتوبات ظهیرالدوله در (۱۳۴۸ هـ.ش) در تهران به کوشش جهانگیر قائممقامی و اندکی متفاوت با نسخه خطی آن که در فهرست نسخههای خطی عبدالله انتظام موجود است، به چاپ رسیده است. این نامهها و تلگرافها همچنین به کوشش ایرج افشار در مجموعۀ خاطرات و اسناد ظهیرالدوله منتشر شده است. ۴. سفرنامه و یادداشتهای حکومت همدان، که مربوط به ۱۶ ربیع الآخر سال (۱۳۲۴ هـ.ق) تا ۲۴ ذیقعده همان سال است. این یادداشتها همچون دفتر مکتوبات وی متضمن نکات و مطالب ارزشمندی درباره وقایع دوره مشروطه در همدان و نیز حاوی اطلاعات تاریخی و جغرافیایی مربوط به همدان و اقداماتی است که ظهیرالدوله در مدت حکومتش در این شهر انجام داد. این یادداشتها در سال (۱۳۵۱ هـ.ش) به کوشش ایرج افشار، از روی نسخه این کتاب از مجموعه عبدالله انتظام، در مجموعه خاطرات و اسناد ظهیرالدوله در تهران به چاپ رسید. یادداشتهای ظهیرالدوله همچنین به صورت جداگانه در (۱۳۸۵ هـ.ش) به کوشش سیفالله وحیدنیا در کتابی با نام خاطرات و سفرنامه ظهیرالدوله در تهران به چاپ رسیده است. ۵. ظهیرالدوله در حکومت مازندران، که شامل تلگرافهایی مربوط به سومین دوره حکومت او در مازندران است. این اسناد (مجموعاً ۳۳۸ سند) به کوشش ایرج افشار از مجموعه عبدالله انتظام جمعآوری و در تهران منتشر شده است. ۱۰.۲ - آثار ادبی و عرفانی۱. مجمع الاطوار، مجموعه شعری است بر وزن مخزن الاسرار نظامی در اخلاق درویشان، که در سال (۱۳۱۷ هـ.ش) در تهران سروده شده است. این اثر که مشتمل بر ۷۷۸ بیت است، با ستایش خداوند آغاز میشود و با منقبت حضرت علی (علیهالسلام) ادامه مییابد. مجمع الاطوار در برگیرنده اشعاری با مضامین اخلاقی و عرفانی در قالبهای مسمط، قطعه، غزل و قصیده است. این کتاب نخستین بار در سال (۱۳۴۷ هـ.ق / ۱۳۰۸ هـ.ش) توسط انجمن اخوت در مطبعه سعادت در کرمانشاه به چاپ رسید. سپس بار دیگر در سال (۱۳۶۳ هـ.ش) به کوشش سیفالله وحیدنیا در مجموعه اشعار ظهیرالدوله در تهران انتشار یافت. همچنین نسخهای از این کتاب با نام مجمع الانوار در کتابخانه وزیری یزد به شماره ۰۲۲‘۴ موجود است که ظاهراً در نوشتن عنوان آن اشتباهی صورت گرفته است. [۱۰۹]
فهرستواره دستنوشتهای ایران (دنا)، به کوشش مصطفى درایتی، تهران، ۱۳۸۹ ش، ص۶۱.
۲. چنته صفا، رسالهای منظوم است که نسخهای از آن در کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران موجـود است. ظهیرالدوله در ابتدای این رساله، شرح ـ حالی از خود به رشته تحریر درآورده و همچنین به طور خلاصه به معرفی آثار خود پرداختهاست. [۱۱۰]
دانشپژوه، محمدتقی، فهرست میکروفیلمهای کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران، تهران، ۱۳۵۳ش، ج۲، ص۱۲۴.
[۱۱۱]
معصومعلیشاه، محمد معصوم، طرائق الحقایق، به کوشش محمدجعفر محجوب، تهران، ۱۳۴۵ش، ص۴۴۷-۴۴۸.
۳. فرقان الفقرا، اثری مشترک از ظهیرالدوله و صفیعلیشاه است که نسخهای از آن در کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران نگهداری میشود. [۱۱۲]
دانشپژوه، محمدتقی، فهرست میکروفیلمهای کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران، تهران، ۱۳۵۳ش.
۴. روح الارواح، اثری منثور که در سال (۱۳۱۷ هـ.ق) و درباره ارواح نوشته شده است. نسخهای از این اثر در کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران وجود دارد. [۱۱۳]
دانشپژوه، محمدتقی، فهرست میکروفیلمهای کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران، تهران، ۱۳۵۳ش.
۵. «رعنا و زیبا»که بر وزن خسرو و شیرین نظامی و در ۶۰۴‘ ۳ بیت سروده شده است. این اثر دربرگیرنده مضامین اخلاقی، اجتماعی و عرفانی است و در مجموعه اشعار ظهیرالدوله به چاپ رسیده است. ۶. «سبحه صفا»، که در سال (۱۳۱۰ هـ.ق) در روستای اراج سروه شده و بر وزن مثنوی معنوی و شامل ۸۷۹‘۱ بیت است. این کتاب در مجموعه اشعار ظهیرالدوله به چاپ رسیده است. نسخهای از سبحه صفا همچنین در کتابخانه ملی ملک موجود است. ۷. مجموعه اشعار میرزا علی خان ظهیرالدوله، شامل رسالههای «سبحه صفا»، «رعنا و زیبا»، «مجمع الاطوار» و «واردات» به انضمام اشعاری از ظهیرالسلطان، فرزند ظهیرالدوله، در سال (۱۳۶۳ هـ.ش) به کوشش سیفالله وحیدنیا در تهران به چاپ رسیده است. براساس آنچه ظهیرالدوله در چنته صفا نوشته است، او آثار دیگری نیز داشته است که نشانی از آنها در دست نیست؛ این آثار عبارتاند از: • مرآت الصفی، در بیان حالات برخی از عرفای بزرگ و بر وزن مثنوی معنوی؛ ظهیرالدوله در اشعار خود «صفا» تخلص میکرد. • بورژمیه؛ • آیة العشاق؛ • واردات (مشتمل بر ۸۶۹ بیت)؛ • اشعاری در قالب غزل و رباعی. [۱۱۴]
ظهیرالدوله، علی،مجموعه اشعار، به کوشش سیفالله وحیدنیا، سراسر کتاب، تهران، ۱۳۶۳ش.
[۱۱۵]
نک : مجموعه اشعار ... ، سراسر کتاب
[ویرایش] ۱۱ - وفاتعلی خان ظهیرالدوله سرانجام در ۲۴ ذیقعده سال (۱۳۰۴ هـ.ق / ۱۴ اوت ۱۸۸۷ م) در روستای جعفرآباد شمیران درگذشت. پیکر او در اراضی جنوب روستای امامزاده قاسم که بعدها به گورستان ظهیرالدوله شهرت یافت، به خاک سپرده شد. [۱۱۶]
ستوده، منوچهر، جغرافیای تاریخی شمیران، تهران، ۱۳۷۲ ش، ج۱، ص۸۷.
۶۴. Brown, E. G., The Press and Poetry of Modern Persia, Los Angeles, ۱۹۸۳; Ridgeon, L., Sufi Castigator, London, ۲۰۰۶[ویرایش] ۱۲ - پانویس
[ویرایش] ۱۳ - منبع• آقامحمدحسنی، میترا، دانشنامه تهران بزرگ، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «ظهیرالدوله»، ص۱۱۶۹. |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||