آشتیانی غروی āštiyānī-ye qaravī، شیخ مرتضی آشتیانی غروی (۱۲۸۱ هـ.ق/ ۱۸۶۴ م – ۱۳۲۵ هـ.ش/ ۱۹۴۶ م) فقیه، مجتهد، مدرس و فعال سیاسی مشروطهخواه بود. ایشان از علمای برجسته ایران در دورهی قاجار و پهلوی بود. فرزند میرزا محمدحسن آشتیانی، از رهبران جنبش تنباکو بود. او تحصیلات خود را در تهران و نجف پی گرفت و نزد اساتید بزرگی مانند آخوند خراسانی و شیخ محمد بهاری درس خواند. آشتیانی نقش فعالی در جریان مشروطه داشت و از جمله روحانیونی بود که در مهاجرت صغرى شرکت کرد. با استقرار مشروطه، فعالیت سیاسیاش کاهش یافت، اما در دورهی استبداد صغیر و همچنین دوران رضا شاه بار دیگر به عرصهی سیاست بازگشت. وی از منتقدان اصلی کشف حجاب، قانون متحدالشکل شدن لباس، و سرکوب مردم در قیام گوهرشاد بود. او در دوران پهلوی اول به اجبار در حضرت عبدالعظیم (علیهالسلام) تبعید شد. سرانجام پس از مدتی اقامت در عتبات، در مشهد درگذشت. در حرم امام رضا (علیهالسلام) به خاک سپرده شد. از او کتابی فقهی با عنوان بابالاجاره به چاپ رسیده است. فهرست مندرجات۲ - تحصیلات ابتدایی و عالی ۳ - بازگشت به تهران و فعالیتهای آموزشی ۴ - نقش در جنبش مشروطه ۵ - فعالیتهای سیاسی پس از مشروطه ۵.۱ - جریان تخریب ساختمان بانک استقراضی روس ۵.۲ - نخستین گام مشروطهخواهان ۵.۳ - تشکیل مجلس شورای ملّیون ۵.۴ - مهاجرت به قم و کناره گیری از فعالیت سیاسی ۶ - پشتیبانی از نظام مشروطه ۷ - سکوت نسبی و مهاجرت به مشهد ۸ - مخالفت با سیاستهای رضا شاه ۹ - احضار شیخ مرتضی به تهران و تبعید وی ۱۰ - دوران پس از تبعید ۱۱ - وفات ۱۲ - آثار ۱۳ - پانویس ۱۴ - منبع ۱ - معرفی شیخ مرتضی آشتیانی غرویشیخ مرتضی آشتیانی غروی عالم دینی، فقیه، مجتهد و مدرس بود. پدرش میرزا محمدحسن مجتهد آشتیانی از علما و مدرسان بنام تهران در عصر ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه قاجار بود. او رهبری جنبش تنباکو را در ایران بر عهده داشت. شیخ مرتضى در سال (۱۲۸۱ هـ.ق/ ۱۸۶۴ م) در همان سالی که شیخ مرتضی انصاری از دنیا رفت، در نجف به دنیا آمد. پدرش بهسبب ارادتی که به استاد خود داشت، نام او را مرتضى نهاد. [۱]
شریف رازی، محمد، گنجینه دانشمندان، قم، ۱۳۵۴ ش، ج۷، ص۹۵.
[۲]
شیخ انصاری، مرتضى، زندگانی و شخصیت شیخ انصاری، قم، ۱۳۷۳ ش، ص۲۲۸.
[۳]
مرسلوند، حسن، زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، تهران، ۱۳۶۹ ش، ج۱، ص۳۵.
(که تولد او را (۱۲۸۰ هـ.ق) در تهران نوشته است.)[ویرایش] ۲ - تحصیلات ابتدایی و عالیاو در سنین کودکی به همراه پدرش به تهران آمد و دروس دینی را تا مرحله سطح، نزد پدر [۴]
شریف رازی، محمد، گنجینه دانشمندان، قم، ۱۳۵۴ ش، ج۷، ص۹۵.
قسمتی از حکمت را نزد میرزا ابوالحسن جلوه آموخت. [۵]
فرهنگ نـاموران معـاصر ایران، تهران، ۱۳۸۱ ش، ج۱، ص۱۸۲.
آنگاه برای ادامه تحصیل راهی نجف شد و در محضر آخوند ملا محمدکاظم خراسانی، میرزا حبیبالله رشتی، میرزا حسین محدث نوری و میرزا حسین خلیلی تهرانی شاگردی کرد تا به مرتبه اجتهاد رسید. [۶]
فرهنگ نـاموران معـاصر ایران، تهران، ۱۳۸۱ ش، ج۱، ص۱۸۲.
[۷]
امین، حسن، اعیان الشیعة، بیروت، ۱۴۱۰ ق، ج۳، ص۲۵۷.
[۸]
زنگنه، ابراهیم، مشاهیر مدفون در حرم رضوی، مشهد، ۱۳۸۲ ش، ج۱، ص۳۵.
وی در حکمت و فلسفه از درس شیخ عبدالحسین صالحی نیز بهرهمند گردید. [۹]
امین، حسن، اعیان الشیعة، بیروت، ۱۴۱۰ ق، ج۳، ص۲۵۷.
در درس اخلاق از شاگردان عارف بزرگ شیخ محمد بهاری بود. [۱۰]
زنگنه، ابراهیم، مشاهیر مدفون در حرم رضوی، مشهد، ۱۳۸۲ ش، ج۱، ص۳۵.
[ویرایش] ۳ - بازگشت به تهران و فعالیتهای آموزشیشیخ مرتضى پس از پایان تحصیلات به تهران بازگشت و در مدرسه خان مروی که پدرش متولی آن مدرسه بود، به تدریس پرداخت. پس از درگذشت پدر، تولیت آن مدرسه و امامت مسجد خازنالملک را بر عهده گرفت. [۱۱]
معلم حبیبآبادی، محمدعلی، مکارم الآثار، اصفهان، ۱۳۷۴ ش، ج۷، ص۲۳۴۱.
[۱۲]
ملکزاده، مهدی، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، تهران، ۱۳۷۱ ش، ج۲، ص۲۷۴.
[۱۳]
کسروی، احمد، تاریخ مشروطه ایران، تهران، ۱۳۱۶ ش، ص۶۴.
[۱۴]
فرهنگ نـاموران معـاصر ایران، تهران، ۱۳۸۱ ش، ج۱، ص۱۸۲-۱۸۳.
[ویرایش] ۴ - نقش در جنبش مشروطهحضور او در تهران مصادف با خیزش جنبش مشروطهخواهی بود. وی نیز به صف هواداران مشروطه پیوست و حتى مدتی پیش از صدور فرمان مشروطه، طی نامهای به مظفرالدین شاه اوضاع آشفتهی سیاسی را به او یادآوری کرد و از شاه درخواست چارهجویی نمود. [۱۵]
ناظمالاسلام کرمانی، محمد، تاریخ بیداری ایرانیان، به کوشش علیاکبر سعیدی سیرجانی، تهران، ۱۳۵۷ ش، ج۱، ص۲۸.
[۱۶]
محبوبی اردکانی، حسین، «تقـاضـای مشروطیت»، یغمـا، تهـران، ۱۳۵۵ش، س ۲۹، شم ، ص۲۳۹-۲۴۱۴.
[ویرایش] ۵ - فعالیتهای سیاسی پس از مشروطهپس از حادثه مسجد شاه در شوال سال (۱۳۲۳ هـ.ش/ دسامبر ۱۹۰۵) او به همراه روحانیانی چون سید محمد طباطبایی، سید عبدالله بهبهانی، برادرش میرزا مصطفی آشتیانی، سید جمال افجهای و صدرالعلما با بسیاری از مردم برای مبارزه با استبداد و گرفتن مجوز برقراری عدالتخانه به شهرری مهاجرت کردند، در حرم حضرت عبدالعظیم (علیهالسلام) متحصن شدند. این مهاجرت در تاریخ به «مهاجرت صـغـرى» مـعـروف شـد. [۱۷]
ملکزاده، مهدی، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، تهران، ۱۳۷۱ ش، ج۲، ص۲۷۱.
نگاه کنید به [۱۸]
ناظمالاسلام کرمانی، محمد، تاریخ بیداری ایرانیان، به کوشش علیاکبر سعیدی سیرجانی، تهران، ۱۳۵۷ ش، ج۱، ص۳۳۱-۳۴۳.
[۱۹]
مرسلوند، حسن، زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، تهران، ۱۳۶۹ ش، ج۱، ص۳۵.
این مسئله باعث شد که عینالدوله تولیت مدرسه خان مروی و امامت مسجد خازنالملک را از او بگیرد .مدرسه مروی را به سید ابوالقاسمِ امامجمعه، و پیشنمازیِ مسجد خازنالملک را به ملا محمد آملی واگذار کند. [۲۰]
کسروی، احمد، تاریخ مشروطه ایران، تهران، ۱۳۱۶ ش، ص۶۴.
[۲۱]
دولتآبادی، یحیى، حیات یحیى، تهران، ۱۳۶۲ ش، ج۲، ص۱۵-۱۶.
[۲۲]
ملکزاده، مهدی، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، تهران، ۱۳۷۱ ش، ج۲، ص۲۷۴.
[۲۳]
مرسلوند، حسن، زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، تهران، ۱۳۶۹ ش، ج۱، ص۳۶.
۵.۱ - جریان تخریب ساختمان بانک استقراضی روسآشتیانی همچنین در جریان تخریب ساختمان بانک استقراضی روس، در رمضان (۱۳۲۳هـ.ق/ نوامبر ۱۹۰۵) از برانگیزانندگان مردم بود. [۲۴]
کسروی، احمد، تاریخ مشروطه ایران، تهران، ۱۳۱۶ ش، ص۵۶-۵۷.
[۲۵]
ناظمالاسلام کرمانی، محمد، تاریخ بیداری ایرانیان، به کوشش علیاکبر سعیدی سیرجانی، تهران، ۱۳۵۷ ش، ج۱، ص۳۲۷.
۵.۲ - نخستین گام مشروطهخواهاندر روز جمعه ۱۶ ذیقعده سال (۱۳۲۳ هـ.ق)، امیر بهادر، وزیر دربار، از طرف مظفرالدین شاه مأمور شد که متحصنین را با احترام به تهران بازگرداند. آشتیانی به همراه دیگر علما پس از بازگشت، با مظفرالدین شاه دیدار کردند و شـاه قول تأسیس عدالتخانه را داد. این در واقع نخستین گام مشروطهخواهان در رسیدن به خواستههایشان بود. [۲۶]
ملکزاده، مهدی، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، تهران، ۱۳۷۱ ش، ج۲، ص۳۰۹.
۵.۳ - تشکیل مجلس شورای ملّیونآشتیانی پس از بازگشت از شهرری به همراهی علمای طرفدار مشروطه، مجمعی را تشکیل دادند که در آن به تحلیل اوضاع سیاسی و اخبار روز میپرداختند. این مجمع درحقیقت مجلس شورای ملّیون بود. [۲۷]
ملکزاده، مهدی، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، تهران، ۱۳۷۱ ش، ج۲، ص۳۲۹.
[۲۸]
مرسلوند، حسن، زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، تهران، ۱۳۶۹ ش، ج۱، ص۳۶.
۵.۴ - مهاجرت به قم و کناره گیری از فعالیت سیاسیبا طفرهرفتن عینالدوله از برآوردن خواستههای مهاجران، بهویژه تأسیس عدالتخانه، در جمادیالاول سال (۱۳۲۴ هـ.ق) آشتیانی بههمراه شماری از علما به نشانه اعتراض، به قم مهاجرت کردند. با استقرار حکومت مشروطه، آشتیانی از فعالیت سیاسی کناره گرفت. [۲۹]
فرهنگ نـاموران معـاصر ایران، تهران، ۱۳۸۱ ش، ج۱، ص۱۸۲-۱۸۳.
[ویرایش] ۶ - پشتیبانی از نظام مشروطهاو در دوران استبداد صغیر از نظام مشروطه پشتیبانی کرد و در پاسخ مقلدان خود که از او استفتا کرده بودند که آیا مشروطه شرعی است یا نه؟ آیا انعقاد مجلس شورای ملی لازم است یا خلاف قانون شرع است؟ چنین پاسخ داد: «مشروطه و انعقاد مجلس شورا موافق اخبار، روایات، احادیث و از وظایف شرعیه و لوازم دین حنیف است و مخـالف آن، دشمن دین اسلام و خائن به دولت و ملت و مملکت است». [۳۰]
کلانتری باغمیشهای، ابراهیم، روزنامه خاطرات، به کوشش یحیى ذکاء، تهران ۱۳۷۷ ش، ص۳۵۳،.
او از جمله روحانیانی بود که در جریان انحلال مجلس در حرم حضرت عبدالعظیم (علیهالسلام) متحصن شد و برادرش میرزا مصطفى نیز که جزو متحصنان بود، در این ایام به قتل رسید. [ویرایش] ۷ - سکوت نسبی و مهاجرت به مشهداز زمان فتح تهران تا (۱۳۴۰ هـ.ق/ ۱۹۲۲ م) که آشتیانی به مشهد رفت، خبری از فعالیتهای او نیست. او در مشهد به اقامه جماعت و تدریس مشغول شد و اداره حوزه علمیه مشهد را نیز عهدهدار بود. [۳۱]
کلانتری باغمیشهای، ابراهیم، روزنامه خاطرات، به کوشش یحیى ذکاء، تهران، ۱۳۷۷ ش، ص۳۵۳.
[۳۲]
شریف رازی، محمد، گنجینه دانشمندان، قم، ۱۳۵۴ ش، ج۷، ص۹۵.
[۳۳]
شریف رازی، محمد، اختران فروزان ری و تهران، قم، مکتبةالزهراء، ص۱۷۴.
[ویرایش] ۸ - مخالفت با سیاستهای رضا شاهدوره جدید فعالیتهای سیاسی آشتیانی مقارن با رویکارآمدن رضا شاه بود. در شهریور سال (۱۳۰۶ هـ.ق) وقتی که مخبرالسلطنه هدایت طی بیانیهای روحانیان را از امر به معروف و نهی از منکر منع کرد. آشتیانی بههمراه گروهی از علمای خراسان تلگرافهای شدیداللحنی به دربار مخابره و در آن، اقدام رضا شاه را رد کردند. [۳۴]
فرهنگ نـاموران معـاصر ایران، تهران، ۱۳۸۱ ش، ج۱، ص۱۸۳.
این نخستین قدم آشتیانی در مخالفت با طرحهای رضا شاه بود که سرانجام رضا شاه مجبور به عقبنشینی شد. با تصویب قانون لباس متحدالشکل، حکومت وقت آشتیانی را تحت فشار قرار داد که از صدور جواز اجتهاد به طلبهها خودداری کند. [۳۵]
فرهنگ نـاموران معـاصر ایران، تهران، ۱۳۸۱ ش، ج۱، ص۱۸۴.
[ویرایش] ۹ - احضار شیخ مرتضى به تهران و تبعید ویدر جریان اقدامات رضا شاه در جهت قانون کشف حجاب و قیام گوهرشاد شیخ مرتضى بههمراه ۷ تن از روحانیان در تلگرافی به رضا شاه، از او خواستند طرح تغییر لباس و کشف حجاب و کشتار مردم را متوقف کند. رضا شاه پس از این اقدام، دستور دستگیری رؤسای مذهبی را صادر نمود، اما از دستگیری شیخ مرتضى، بهسبب نفوذ او در میان مردم، خودداری کرد. [۳۶]
مرسلوند، حسن، زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، تهران، ۱۳۶۹ ش، ج۱، ص۳۶-۳۷.
شیخ مرتضى به تهران احضار شد و چند سال در زاویه حضرت عبدالعظیم (علیهالسلام) در حال تبعید، مجاور بود. [ویرایش] ۱۰ - دوران پس از تبعیدتا اینکه در سال (۱۳۲۰ هـ.ش) پس از سقوط رضا شاه، تبعید او به سر آمد و به عتبات رفت و در کربلا به تدریس مشغول شد. پس از دو سال، بهسبب بیماری، مجبور به بازگشت به مشهد شد و در همان شهر تا پایان عمر ساکن بود. [۳۷]
شریف رازی، محمد، گنجینه دانشمندان، قم، ، ۱۳۵۴ ش، ج۷، ص۹۵.
[ویرایش] ۱۱ - وفاتآشتیانی در ۲۸ آبان سال (۱۳۲۵ هـ.ش) در مشهد درگذشت. [۳۸]
شیخ انصاری، مرتضى، زندگانی و شخصیت شیخ انصاری، قم، ۱۳۷۳ ش، ص۲۲۸.
در حرم امام رضا (علیهالسلام) در محل دارالسعاده دفن شد. [۳۹]
شریف رازی، محمد، اختران فروزان ری و تهران، قم، مکتبه الزهراء، ص۱۷۴.
[۴۰]
زنگنه، ابراهیم، مشاهیر مدفون در حرم رضوی، مشهد، ۱۳۸۲ ش، ج۱، ص۳۶.
[ویرایش] ۱۲ - آثاراز او کتابی در فقه با عنوان باب الاجاره در سال (۱۳۴۳ هـ.ش) به چاپ رسیده است. [۴۱]
امین، حسن، اعیان الشیعة، بیروت، ۱۴۱۰ ق، ج۳، ص۲۵۷.
[ویرایش] ۱۳ - پانویس
[ویرایش] ۱۴ - منبع• احمدیان، مینا، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، دانشنامه تهران بزرگ، برگرفته از مقاله «آشتیانی غروی»، ص۳۷۵. ردههای این صفحه : دانشنامه تهران بزرگ | علمای تهران
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||