شمیران
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
{{منابع:شمیران (تهران)|عناوین مقالات دانشنامه تهران بزرگ|شمیران (تهران)}}
شمیران šemīrān، یا
شمیرانات یک ناحیه کوهستانی در شمال استان
تهران است که به عنوان شهرستان شمیرانات (شمال‑ شرق تهران) شناخته میشود.
این ناحیه با ارتفاعات البرز،
توچال،
کلکچال و چندین کوه بلند دیگر، تقریباً ۹٫۵٪ از مساحت استان تهران را در بر میگیرد.
از نظر توپوگرافی بیش از ۹۴٪ آن را زمینهای کوهستانی تشکیل میدهد.
جغرافیای شمیران شامل دشتهای کوهپایهای (دشتک یا دشته) که در دوره یخبندان شکل گرفتهاند.
درههای عمیق
جاجرود و
لار میباشد.
آبوهوای این شهرستان به دلیل اختلاف ارتفاعی به پنج اقلیم متفاوت تقسیم میشود:
• نیمهخشک سرد؛
• مدیترانهای سرد؛
• نیممرطوب سرد؛
• فراسرد مرطوب؛
• فراسرد بسیار مرطوب.
بارش سالانه از ۳۸۰ mm در پایینترین نواحی تا بیش از ۸۰۰ mm در سطوح بالاتر متغیر است و مقدار قابل توجهی برف در ارتفاعات بالاتر سقوط میکند.
پوشش گیاهی شمیران شامل درختان میوهدار (گلابی، انجیر، گردو، گیلاس وحشی) و گیاهان دارویی (گل گاوزبان، کاسنی، بادیان) است.
حیات وحش شامل قوچ، میش، خرس، گراز، پلنگ و پرندگان شکارگاهی میشود.
رودخانه جاجرود و شاخههای متعدد آن منبع اصلی آبهای شیرین برای کشاورزی و قناتهای تاریخی منطقه هستند.
از نظر تقسیمات اداری، شهرستان شمیرانات شامل دو بخش (
لواسانات و
رودبار قصران)، سه شهر (
تجریش، لواسان و
فشم)، ۳ دهستان و ۱۵ روستا است.
جمعیت آن در سرشماری سال (۱۳۸۵هـ.ش) ≈ ۵۰۰ هزار نفر برآورد میشود، اگرچه بعضی از جمعیتهای شهری تهران که تحت فرمانداری شمیران قرار دارند، در این شمارش گنجانده نشدهاند.
تاریخچه شمیران به پیشتاریخ بازمیگردد؛ آثار سفال قرمز (بیش از ۱۰۰۰ سال قبل از میلاد) و سپس ساکن شدن قبایل آریایی در دورههای هخامنشی‑ سلوکی‑ اسکندری نشانگر سکونتپذیری بشر در این جلگههاست.
نام «قصران» در متون اولیه اسلامی برای این ناحیه به کار رفته و تنها پس از
صفویه (قرن ۱۶ هـ.ق) با نام «شمیران» شناخته میشود.
در دوره صفوی، شاه طهماسب اول با ساختن برجوباروی بر گرد آن، اهمیت شمیران را افزون کرد.
در دوره
قاجار، این ناحیه به عنوان ییلاق پادشاهان (قصر قاجار، قصر فیروزه، قصر محمدی، سلطنتآباد و ...) سفارتخانههای خارجی و مزارع سرسبز تبدیل شد.
اقتصاد آن به کشاورزی، باغداری، دامپروری و تجارت میوه و سبزیجات بستگی داشت.
با گسترش سریع شهر تهران در دوره
رضاشاه و پس از آن، روستاهای شمیران بهتدریج به محلههای شهری تبدیل شدند.
جاده خاکی «جاده شمیران»، تبدیل به بزرگراههای مدرن شد و حد فاصل بین تهران و شمیران به حدی مبهم گشت که امروزه شمیران بخشی لاینفک از کلانشهر تهران به شمار میآید.
در مجموع، شمیران نمونهای بینظیر از ناحیهای است که همزمان دارای ویژگیهای طبیعی کوهستانی، تنوع زیستی، تاریخچه باستانی و تاریخی غنی و تحولات شهری و جمعیتی در قرنهای اخیر میباشد.
[ویرایش]
شمیران یا
شمیرانات، شهرستانی که در شمال استان تهران واقع است.
[ویرایش]
شمیران ناحیهای است کوهستانی در شمال تهران با آبوهوای معتدل کوهستانی که در گذشتهای نهچندان دور تابستانگاه تهرانیان در گریز از گرمای توانفرسای تابستانهای
تهران بوده است.
با توجه به ویژگیهای جغرافیایی شمیران و همسایه جنوبی آن، تهران، میتوان گفت که این دو همچون دو همزاد از دیرباز در پیوند با یکدیگر بودهاند.
این پیوستگی در معنای نام و ویژگیهای جغرافیایی آنها که در خود نیز تقابلی نهفته دارند، بـهروشنی پیداست.
افزون بر اینها تاریخ شمیران پیوندی نزدیک با تاریخ تهران دارد.
ناحیه شمیران هنگامی در تاریخ اهمیت یافت که تهران بهسبب موقعیت سوقالجیشیاش، مورد توجه شاه طهماسب اول صفوی (سل ۹۳۰-۹۸۴ هـ.ق/ ۱۵۲۴-۱۵۷۶ م) واقع شد.
او با برپایی برجوبارو بر گرد آن در سال (
۹۶۱ هـ.ق/ ۱۵۵۴ م) ده سرسبز تهران را به شهری کوچک بدل کرد.
از آن پس هر اندازه که بر وسعت تهران افزوده شد، از پهنه شمیران کاسته شد تا جایی که پس از گذشت حدود ۲۰۰ سال که از پایتختی تهران میگذرد، تقریباً همه روستاها و نواحی شمیرانِ تاریخی به تهران پیوست.
شمیران به محلههایی از این کلانشهر بدل شده است، به گونهای که تشخیص محدوده این دو از یکدیگر کاری دشوار است.
در این مقاله از دو منظر به شمیران نگاه شده است:
• نخست، شمیران بهعنوان شهرستانی از شهرستانهای استان تهران که دربرگیرنده محدوده منطقه ۱ و پارهای از مناطق ۲، ۳ و ۴ شهرداری تهران و بخشهای لواسانات و رودبار قصران است.
هرچند در گذشته نواحی لواسان و رودبار خود بلوکی مستقل از شمیران به شمار میرفتهاند.
اما امروزه به حکم قانون تقسیمات کشوری، این نواحی در محدوده شهرستانی است که شمیرانات خوانده میشود.
• دیگر، شمیران تاریخی که در دوره قاجار به اراضی شمـال، شمال شرقی و شمال غربی بیرون از حصار و خندق تهران که تا دامنههای جنوبی البرز امتداد داشت .
از غرب تا کلاک کرج و از شرق تا
گردنه قوچک را در بر میگرفت، اطلاق میشد.
[ویرایش]
این شهرستان با حدود ۱۱۱‘۱ کمـ۲ وسعت، حدود ۹ / ۵٪ از مسـاحت استـان تهران را دربرمیگیرد.
از حیث وسعت در میان شهرستانهای ۱۳گانه استان تهران رتبه هشتم را دارد.
این شهرستان به مناطق زیر محدود میشود:
• از شمال به شهرستانهای آمل و نور در استان
مازندران؛
• از جنوب به شهرستان
تهران؛
• از شرق به شهرستان دماوند؛
• از غرب به شهرستان کرج در استان البرز محدود است.
برپایهی تقسیمات کشوری سال (۱۳۸۷ هـ.ش) شهرستان شمیرانات به مرکزیت
تجریش متشکل از:
• دو بخش: به نامهای لواسانات به مرکزیت شهر لواسان، رودبار قصران به مرکزیت شهر فشم؛
• ۳ دهستان به نامهای لواسان بزرگ، به مرکزیت آبادی لواسان بزرگ، لواسان کوچک به مرکزیت آبادی
افجه و رودبار قصران به مرکزیت آبادی
حاجیآباد؛
• ۳ شهر به نامهای تجریش، لواسان و فشم؛
• ۱۵ روستاست.
افزون بر اینها بخشهایی از مناطق ۲، ۳ و ۴ شهرداری تهران تابع فرمانداری شمیران است.
شهر تجریش کـه از آن در تقسیمات کشوری بهعنوان مرکز شهرستان شمیرانات یاد میشود، در واقع محلهای در
منطقه ۱ شهرداری تهران است.
بهسبب گسترش شهر تهران در دهههای اخیر، به این شهر متصل شده است و امروزه بخشی لاینفک از شهر تهران به شمار میآید.
در سرشماری سال (۱۳۸۵ هـ.ش) مرکز آمار ایران جمعیت شهرستان شمیران را ۷۷۸‘ ۳۷ تن اعلام نموده است.
ایرادی که میتوان بر این آمار وارد کرد، آن است که جمعیت منطقه ۱ و بخشهایی از مناطق ۲، ۳ و ۴ شهرداری تهران که تـابع فرمانداری شمیراناند، در شمار جمعیت شهرستان شمیران نیامده است.
از اینرو، با احتساب جمعیت منطقه ۱ شهرداری تهران که در سرشماری سال (۱۳۸۵ هـ.ش) ۹۶۲‘۳۷۹ تن بوده است.
احتساب جمعیت بخشهایی از مناطق ۲، ۳ و ۴ شهرداری تهران که تابع فرمانداری شمیراناند، میتوان جمعیت شهرستان شمیران را در (۱۳۸۵ هـ.ش) بیش از ۰۰۰‘۵۰۰ تن برآورد کرد.
[ویرایش]
شهرستان شمیران سرزمینی است کوهستانی که حدود ۹۴٪ آن را کوههای بلند در بر گرفته است.
معروفترین این کوهها
کوه توچال با ۹۳۲‘ ۳ متر ارتفاع در ۱۰کیلومتری شمال غربی تجریش واقع است.
کلکچال با ارتفاع ۳۳۰‘ ۳ متر واقع در ۶ کیلومتری شمال شرقی تجریش است که از تفرجگاههای تهرانیان در روزهای پایانی هفته به شمار میآیند.
کوههای ولدربالدر (۲۵۳‘۴ متر)، خرسرک (۲۳۴‘۴ متر)،
کلونبستک (۲۱۰‘۴ متر)، هردورود (۲۰۸‘۴ متر)، پالون ـ گردن (۲۰۳‘۴ متر)،
خرتوئک (۱۵۶‘۴ متر) و خرسچال (۱۳۰‘۴ متر) از جمله کوههای بلند شهرستان شمیراناند.
کوههای شمیران حاصل فعالیتهای کوهزایی البرز و چینخوردگیهای آن در طی ادوار مختلف زمینشناسی است.
اندک منـاطق هموار شهرستان شمیران که حـدود ۶٪ از اراضی آن را در بر میگیرد و عمدتاً در امتداد دره
رودخانههای جاجرود و
لار واقعاند، بر اثر فرسایش و آبرفتهای این دو رود پدید آمدهاند.
افزون بر این دشتهایی بهنسبت کوچک و نیمههموار در مناطق مرتفع این شهرستان وجود دارد که در عصر یخبندان بر اثر فرسایش مداوم قطعات یخ بر بستر درهها شکل گرفتهاند.
به این ترتیب که حرکت یخرُفتها در عصر یخبندان، کف درهها را هموار کرده و دیوارههای دو طرف بستر آن را تا حد ممکن عقب رانده است، مانند:
دشت جانستون،
دشت تلخاب و
دشت هویج.
به این دشتهای کوچک «دشتک» یا «دشته» نیز گفته میشود.
در نزدیک بعضی از قلههای بلند این ناحیه نیز دشتهایی کوچک وجود دارد که برای نامیدن آنها از پسوند «چال» استفاده میشود، مانند
کلکچال،
قزقونچال،
پیازچال و
پلنگچال.
دشتهای پایکوهی و کوهپایههای جنوب توچال هم از دیگر نقاط نسبتاً هموار شهرستان شمیران است.
این دشتها بر اثر انباشت و حمل مواد رسوبی و فعالیت آبهای روان، هموار شدهاند.
سبب بهجایماندن مواد و رسوبات در این نقاط، فعالیت گسلها و بازکردن بستر درهها بوده است.
به این ترتیب، دشتها و گودیهایی هم بر اثر فعالیتهای تکتونیکی (زمینساختی) و فرسایش آبهای روان شکل گرفتهاند، مانند دشت لواسان، دشت سبو، دشت امامه، دشت آهار و دامنههای جنوبی
کوه توچال.
از مشخصات بارز ایـن قبیل دشتها وجـود یک خط گسل در امتداد آنهاست، بهطوریکه امتداد گسل مشاـ
فشم، درههای باز و دشتهای لواسان و امامه را بهوجود آورده است.
دشت سبو نیز در محل جداشدن این خط گسل از تراست شمال تهران قرار دارد.
همچنین دامنههای جنوبی کوه توچال که کوهپایه آن در حال حاضر منطقه مسکونی شهرستان شمیران در شمال تهران است، بهوسیله گسل نیاوران و تراست شمال تهران مشخص میشود و شماری گسلهای فرعی نیز در امتداد آن وجود دارد.
[ویرایش]
مناطق کوهستانی شمیران دارای پوشش گیاهی نسبتاً غنی است.
درختچههایی مانند گلابی، انجیر، گردو، گیلاس وحشی، بادام کوهی، زرشک، اُرْس (سرو کوهی)، سماق، اوجا وجود دارد.
گیاهان دارویی همچون گل گاوزبان، گل بنفشه، گل ختمی، خاکشیر، آویشن، کاسنی، مورد، شیرینبیان، باریچه و قدومه بهصورت پراکنده در آن میروید.
افزون بر اینها مراتع و چراگاههایی با پوشش گیاهی غنی در بخشهای لواسانات و رودبار قصران وجود دارد.
این چراگاه علاوه بر دامداران محلی، در فصلهای بهار و تابستان دامداران متحرک و نیمهمتحرک شهرستانهای مجاور از آنها برای تعلیف دامهای خود استفاده میکنند.
در کوههای شهرستان شمیران جانورانی همچون قوچ، میش، کل، بز، شوکا، خرس، گراز، گرگ، کفتار، روباه، خرگوش، کبک و تیهو یافت میشود.
[ویرایش]
از کوههای بلند و پربرف شهرستان شمیران، چشمهها و رودخانههای پرآبی سرچشمه میگیرند که در کشاورزی منطقه نقش بسزایی دارند.
مهمترین رودخانه جاری در شهرستان شمیران
رودخانه جاجرود (ه م) است.
این رودخانه با حدود ۱۴۰ کمـ درازا و ریزابههای پرشمار آن مانند
آهار،
رود آب پشنگ (تهران) آبپشنگ،
افجه،
امامه،
جعفرآباد،
خیزرودبار،
ایرا،
روته (
لجنی)،
آب میگون (شمشک)،
گرمابدر، لالان و
ناصرآباد (لوارک) است.
[ویرایش]
آبوهوای شهرستان شمیران تحت تأثیر عوامل جغرافیایی و بیش از همه ناهمواریها قرار دارد.
این عوامل در ناهمگونی اقلیم، حجم و نوع بارشها و تفاوت دمایی تأثیرگذارند به گونهای که هر قدر ارتفاع افزایش یابد، از شدت دمای هوا کاسته و بر میزان بارش افزوده میگردد.
از اینرو، در محدوده شهرستان شمیران، متناسب با ارتفاع زمین از سطح دریا، ۵ منطقه آب وهوایی مشخص را بدین شرح میتوان تمیز داد:
این منطقه آبوهوایی در اراضیای با ارتفاع کمتر از ۶۲۰‘۱ متر واقع است.
میانگین بارش سالانه در آن بین ۳۸۰-۴۵۰ میلیمتر و میانگین دمای سالانه آن بیش از °۱۴ سانتیگراد است.
مناطقِ جنوب ناحیه شهری شمیران در حوالی اتوبانهای صدر،
بابایی و
محلههای محمودیه،
فرمانیه،
چیذر،
ازگل،
اراج،
پارک جنگلی لویزان،
کامرانیه،
دزاشیب و
اقدسیه در این منطقه آبوهوایی قرار دارند.
این منطقه آبوهوایی در اراضیای با ارتفاع ۶۲۱‘۱- ۷۹۰‘۱ متر واقع است.
میانگین بارش سالانه در آن بین ۴۵۰-۵۱۰ میلیمتر و میانگین دمای سالانۀ آن °۸ / ۱۲-°۱۴ سانتیگراد است.
بخشهای وسیعی از مراکز جمعیتی شهرستان شمیران مانند:
تجریش،
دارآباد،
جماران، سعدآباد،
ولنجک،
درکه،
سوهانک،
شهر لواسان،
سبوکوچک، سبوبزرگ،
پشت لاریجان،
زربند،
امینآباد و
لشکرک در این منطقه آبوهوایی قرار دارند.
این منطقه آبوهوایی در اراضیای با ارتفاع ۷۹۱‘۱-۹۴۵‘۱ متر واقع است.
میانگین بارش سالانه در آن ۵۰۰-۵۷۰ میلیمتر و میانگین دمای سالانه آن °۵ / ۱۱-°۸ / ۱۲ سانتیگراد است.
مناطقی مانند
اوشان،
فشم،
افجه،
انباج،
چهارباغ،
نیکنامده،
رسنان،
پسقلعه،
حاجیآباد و
کُند پایین در این منطقه آبوهوایی قرار دارند.
این منطقه آبوهوایی در اراضیای با ارتفاع ۹۴۶‘۱-۱۹۳‘۲ متر واقع است.
میانگین بارش سالانه آن بین ۵۷۰-۶۶۰ میلیمتر و میانگین دمای سالانه آن °۱۰-°۵ / ۱۱ سانتیگراد است.
حجم بارش برف در این منطقه قابل توجه و حدود ۵۰٪ از حجم کل بارشهای سالانه است.
مراکز جمعیتی مانند
میگون،
امامه پایین، امامه بالا،
آهار،
ایگل، باغ گل،
روته،
علایین،
کُند بالا و
لواسان بزرگ در این منطقه آبوهوایی قرار دارند.
این منطقه آبوهوایی در اراضیای با ارتفاع ۱۹۴‘۲-۷۶۰‘۲ متر واقع است.
میانگین بارش سالانه آن ۶۶۰-۸۷۰ میلیمتر، و میانگین دمای سالانه آن °۶ -°۱۰ سانتیگراد است.
پیستهای اسکی شمشک، دربندسر و توچال در این منطقه اقلیمی قرار دارند که نشاندهنده حجم بالا و درخور توجه بارشهای برفی منطقه است.
مناطقی مانند
لالان (لالون)،
آبنیک،
گرمابدر،
دورود،
جیرود،
شمشک پایین، شمشک بالا،
دربندسر،
ایرا و
راحتآباد در این منطقه آبوهوایی قرار دارند.
همچنین در بلندیها و قلههای کوهها که بیش از نیمی از مساحت شهرستان شمیران را در بر گرفتهاند.
بیش از ۷۰۰‘۲ متر ارتفاع دارند، میانگین بارش سالانه ۸۰۰ -۰۰۰‘۱ میلیمتر، و متغیرِ میانگین دمای سالانه آن کمتر از °۶ سانتیگراد است.
این مناطق که در بیشتر روزهای سال پوشیده از برف است، بهسبب خشونت اقلیم و طول دوره سرما فاقد سکونتگاههای دائمی است.
[ویرایش]
دربارهی معنای نام شمیران آراء متفاوتی ارائه شده است.
بیشتر کسانی که درباره نام شمیران اظهارنظر کردهاند، عموماً آن را در مقابل نام تهران گذاشته و با توجه به ویژگیهای جغرافیایی این دو جا کوشیدهاند نام شمیران را معنا نمایند.
در این میان کسانی کوهپایههای جنوب توچال را به «ران» تشبیه و شمیران را سرِ ران و تهران را ته ران معنا کردهاند.
این نظر آنچنان بیپایه مینماید که نیازی به توضیح آن نیست. اما کسانی هم برپایه مستندات زبانشناسی، شمیران را متشکل از دو بخش «شَمی» یا «سَمی» + «ران» دانسته است.
بخش نخست آن را بالا و بلند و بخش دوم آن را «جا» (پسوند مکان) معنا کرده و روی هم معنای این نام را «جایگاه بلند» دانستهاند.
در نظر اینان نام تهران نیز متشکل از دو بخش «ته» به معنی پایین و زیر، و پسوند مکان «ران» است که روی هم «پایین جا» معنا میدهد.
اما کسانی مانند احمد کسروی بخش نخست در نام شمیران (شمی یا سمی) را همریشه با واژه اوستایی «زم» یا «زمی» دانستهاند که در آن زبان به معنای سرما ست؛ ازاینرو، کسروی شمیران را «جایگاه سرد» معنا کرده است.
به نظر او بخش نخست در نام تهران (ته) همریشه با واژههای «تف» و «تب» در گویشهای زبان فارسی است که گرما معنا میدهد، به این سبب او معنای نام تهران را «گرمگاه» یا «جای گرم» دانسته است.
[ویرایش]
یافتههای باستانشناختی و شواهد توپوگرافیکی و اقلیمی مؤید آن است که جلگههای جنوبی کوههای شمیران در اعصار پیش از تاریخ خالی از سکنه نبوده است.
در واقع آبهایی که بر اثر ذوب برفهای قلههای بلند شمیران به جلگههای جنوبی آن روان میشود.
شرایط زیستمحیطی مناسبی را برای نخستین اقوام کشاورز که دست از شکار کشیده و در جستوجوی محلهای مناسب برای کشاورزی بودند، فراهم کرده بوده است.
در کاوشهای باستانشناسان در تپههای
قیطریه سفالهایی به رنگ قرمز یافت شده است که دیرینگی سکونت انسان را در محدوده شمیران به بیش از ۰۰۰‘۶ سال پیش از زمان ما میرساند.
این سفالها که بدون چرخ سفالگری ساخته شدهاند، متعلق به تمدنی است که بهسبب استفادهی گسترده مردم آن از سفالهایی به رنگ قرمز، نزد باستانشناسان به «تمدن سفال قرمز» معروف است.
تقریباً در حدود میانههای هزارهی ۲ تا اوایل هزارهی ۱ قم، تازهواردانی که بارزترین مشخصهی آنان استفاده از سفالهایی به رنگ خاکستری تیره بود و به باور بیشتر پژوهشگران تاریخ منشأ آریایی داشتند، در تپههای
قیطریه مستقر شدند و جای مردم متعلق به تمدن سفال قرمز را گرفتند.
آثار قابل توجهی از صاحبان تمدن سفال خاکستری در حوزهی شمیران مانند
خجیر، حصارکِ شمیران، پل رومی،
اوین،
دروس،
چیذر، بوستان پنجم
سلطنتآباد (پاسداران) و عباسآباد یافت شده است.
هرچند این یافتهها دیرینگی سکونت انسان را در محدودهی شمیران به اعصار پیش از تاریخ میرساند، اما با این حال، در منابع تاریخی پیش از
اسلام و نخستین سدههای اسلامی نامی از شمیران دیده نمیشود.
[ویرایش]
شمیران در ناحیهای جای دارد که در متون تاریخی و جغرافیاییِ نخستین سدههای اسلامی از آن با نام «قصران» یاد شده است.
قصران در آن روزگار به ناحیهای بزرگ و کوهستانی واقع در شمال جلگهی
ری اطلاق میشد.
خود به دو بخش قصران داخل و قصران خارج تقسیم میگشت و از توابع ولایت ری بـه شمـار میرفت. ( یاقوت، ۴ / ۱۰۵).
برپایهی گزارشهای این دسته از جغرافینویسان، حد جنوبی ناحیهی قصران کوه طبرک در شمال ری بود.
امروزه کوه بیبیشهربانو خواندهمیشود، حد شرقی آن به ناحیه دماوند میرسید، حد غربی آن روستای کن را در بر میگرفت و از شمال تـا کوههای رویان امتداد داشت.
با توجه به نامهای جغرافیایی امروزی، حد شمالی قصرانِ داخل
کوه کلونبستک در رشتهکوههای البرز میانی و حد جنوبی آن کوههای شمیران در شمال تهران امروزی بوده است.
قصرانِ خارج اراضی میان کوههای شمیران تا کوه طبرک در شمال شهر ری را در بر میگرفته است.
در واقع کوههای شمیران حدفاصل قصران داخل و قصران خارج محسوب میشده است.
ظهیرالدین نیشابوری در کتاب
سلجوقنامه محمد راوندی در
راحة الصدور ذیل واقعه درگذشت طغرل اول سلجوقی در سال (۴۵۵ هـ.ق/ ۱۰۶۳ م) در اقامتگاه تابستانیاش در
تجریش، از این روستا بهعنوان روستایی نزدیک ری از توابع قصران بیرون (خارج) یاد کردهاند.
عبدالجلیل قزوینی رازی، مؤلف سدهی (
۶ هـ.ق/ ۱۲ م) در کتاب
نقض آنجا که از آبادیهای
اوین (ایون) و
فرحزاد (برزاد) یاد میکند، بدون آنکه نامی از شمیران ببرد، آن آبادیها را از توابع ری برمیشمرد.
یاقوت نیز در اوایل سدهی (
۷ هـ.ق/ ۱۳ م) در شرح آبادیهای اوین (اذُون)، فرحزاد (فَرّزاد) و ونک نامی از شمیران به میان نیاورده است.
این آبادیها را از توابع قصران خارج و ری برشمرده است.
چنین پیداست که در آن روزگار هنوز نام شمیران بر دامنههای جنوبی کوه توچال اطلاق نمیشده است.
ظاهراً برای نخستینبار ظهیرالدین مرعشی در سدهی (
۹ هـ.ق/ ۱۵ م) ذیل رویدادهای سال (۸۳۱ هـ.ق/ ۱۴۲۸ م) در دو اثر تاریخی خود، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران
و تاریخ گیلان و دیلمستان
از قلعهای به نام شمیران در حدود ناحیهی قصران یاد کرده است.
اما بهدرستی معلوم نیست که این قلعه نام خود را از ناحیهای که در آن جای داشته گرفته، یا اینکه بعدها نام این قلعه بهسبب شهرتش، بر ناحیهای که در آن واقع بوده، نهاده شده است.
در هر حال، شمیران در تاریخ هنگامی اهمیت یافت که تهران بهسبب موقعیت سوقالجیشیاش مورد توجه شاه طهماسب اول صفوی واقع شد و در (
۹۶۱ هـ.ق/ ۱۵۵۴ م) با برپایی برج و بارو بر گرد آن اهمیتی مضاعف یافت.
با اهمیت یافتن تهران و پررنگشدن نقش آن در رویدادهای تاریخی، رفتهرفته نام شمیران در منابع تاریخی بیشتر دیده میشود.
کهنترین سند موجود که در آن نام شمیران بر دامنههای جنوبی کوه توچال اطلاق شده، فرمانی از شاه طهماسب اول صفوی به تاریخ (۹۶۱هـ.ق) است.
در این فرمان که املاک و مستغلات موقوفه
آستانه حضرت عبدالعظیم تعیین شده، از شمیران چنین یاد شده است:
«چهار هرز (
چالهرز امروزی) و
بالغآباد واقع در شمران.»
این سند که با فاصله زمانی ۸۰ سال از نوشته ظهیرالدین مرعشی تنظیم شده است، شمیران را قلمرو وسیعی میبخشد چندانکه دو روستای چالهرز و بالغآباد را از روستاهای تابع شمیران مینامد.
[ویرایش]
برپایه منابع دوره صفویه میتوان پذیرفت که طی همین سالها نام قصران بیرون رفتهرفته به شمیران بدل شده است.
امین احمد رازی در تذکره هفت اقلیم که تألیف آنرا در (۱۰۰۲ هـ.ق/ ۱۵۹۴ م) به پایان رسانده، به جای قصران از شمیران بهعنوان یکی از بلوکهای ولایت ری یاد کرده و در توصیف آن نوشته است:
«و بر شمال رویهاش تهران کوهستانی است موسوم به شمیران که قطعهای است از قطعههای جنان ... و هیچ مستشهدی در خوبی آن زیاده بر این نیست که در ایام سابق این کوهستان را شمع ایران میگفتهاند و در مضافاتش اقسام میوه نیک میشود، خصوص گیلاس که با نهایت خوبی وافر و بیقیاس میباشد»
محمدطاهر وحید قزوینی در اثر خود عباسنامه که به شرح زندگانی شاه عباس دوم صفوی (سل ۱۰۵۲-۱۰۷۷ هـ.ق/ ۱۶۴۲-۱۶۶۶ م) اختصاص دارد، در ذکر رویدادهای سال (۱۰۷۴ هـ.ق) سفر شاه عباس دوم از اشرف (بهشهر کنونی) به تهران را گزارش کرده است.
با اینکه این سفر از راه قصران صورت گرفته بوده، وحید قزوینی هیچ نامی از قصران نبرده است.
بنابه نوشته او، شاه صفوی و همراهانش بر سر راه خود چند روزی را در لار اقامت گزیدند و از آنجا راهی لواسان شدند و چون راه لواسان به تهران از کوههای سختگذر میگذشت، بهناچار به جانب دماوند تغییر مسیر دادند و از آنجا به شمیران رفتند و پس از چند روز توقف در آنجا راهی تهران گشتند.
محمدمفید بافقی از دیگر مؤلفان روزگار صفویان، در کتاب جغرافیایی مختصر مفید که آن را در شرح احوال شهرها و ولایات ایران نوشته، و نگارش آنرا در سال (۱۰۹۱ هـ.ق / ۱۶۸۰ م) به پایان رسانده است، اراضی کوهستانی شمال تهران را شمیران خوانده
و در توصیف آن نوشته است:
«در کوهستان واقع شده و در نهایت خوش ـ هوایی است، و آبهای کوثرمثال در آن ملک جاری است.»
او در ادامه به توصیف قلعه شمیران پرداخته است؛ اما با توجه به موقعیت جغرافیایی این قلعه و آثار برجای مانده از آن، توصیفات او از قلعه اغراقآمیز مینماید.
به نوشته او قلعه شمیران دژی استوار بود که در آن «دو هزار و هشتصد سرای عالی ساخته بودند.»
منابع تاریخی و جغرافیایی دوره صفویه جز این اندکاشارهها، آگاهیهای روشنی از وضعیت شمیران در آن روزگار بهدست نمیدهند.
اما پس از برافتادن صفویان که در پی آن سراسر ایران دستخوش فتنهگریهای مدعیان تاج و تخت شد، تهران بهسبب موقعیت ممتاز نظامیاش، نزد مدعیان قدرت سیاسی اهمیت مضاعف یافت.
از آن پس هرقدر بر اهمیت تهران افزوده گردید، منابع تاریخی نیز آگاهیهای بیشتری از وضعیت شمیران به دست دادند.
از منابع تاریخی این دوره چنین مستفاد میشود که شمیران در آن هنگام ییلاق تهران به شمار میرفته است.
کریم خان زند پس از سرکوب
محمدحسن خان قاجار در (۱۱۷۲ هـ.ق/ ۱۷۵۹ م) قصد آن داشت که برای تسلط بر اوضاع، در تهران اقامت گزیند.
از اینرو دستور داد در تهران عمارتی خاص او برپا دارند، اما بهسبب شدت گرمای هوای آنجا، با همراهان خود به شمیران رفت و تابستان را در آنجا گذراند.
[ویرایش]
در سال (۱۱۹۷ هـ.ق/ ۱۷۸۲ م)
آقا محمدخان قاجار که تهران را در محاصره داشت، اردوگاه خود را در شمیران برپا کرد.
اما بهسبب شیوع بیماری وبا در تهران و سرایت آن به اردوگاهش، دست از محاصره تهران کشید و در آن سال از تصرف آنجا صرفنظر کرد.
نقطهی عطف تاریخ شمیران، تسخیر تهران به دست آقا محمدخان قاجار در سال (۱۱۹۹ هـ.ق) است.
او پس از چیرگی بر اوضاع، در سال (۱۲۰۰ هـ.ق) در تهران بر تخت پادشاهی ایران نشست و این شهر را به پایتختی خود برگزید.
در آن هنگام تمامی اراضی میان تهران و شمیران پوشیده از زمینهای لمیرزع و تپهماهورهای عریان بود.
اما در دامنههای البرز و بلندیهای شمیران بهسبب جریان نهرها و پاکی هوا، آبادیهای ییلاقی متعددی وجود داشت، مانند
سوهانک،
اراج،
ازگل،
دارآباد،
نیاوران،
جماران،
چیذر،
دزاشیب،
امامزاده قاسم،
اوین،
درکه،
فرحزاد،
حصارک و جز آنها که اراضی آنها از آب نهرها مشروب میشدند.
در مظهر اولین قناتهای پایکوه البرز نیز آبادیهای
قلهک،
زرگنده،
نارمک،
قنات کوثر،
ونک،
پونک و کن جای داشتند.
با انتقال دربار به تهران، شمیران بهسبب آبوهوای مناسب، مورد توجه شاهان و درباریان قاجار واقع شد.
شاهان قاجار غالباً برای شکار و تفرج، تابستانها در شمیران اقامت میگزیدند، ازاینرو، آنان باغها و عمارتهایی سلطنتی در آنجا بر پا داشتهاند.
عمارتهای سلطنتآباد، قصر قاجار، قصر فیروزه، قصر محمدی، صاحبقرانیه و اقدسیه از جمله مهمترین اقامتگاههای سلطنتی در محدوده شمیران روزگار قاجاریهاند.
شاهزادگان و اشراف آن دوره نیز به تأسی از شاهان قاجار، در شمیران باغها و عمارتهای تابستانی از خود داشتند و مردم کوچه و بازار تهران نیز به فراخور حال خود سرپناهی در شمیران خریداری یا کرایه میکردند و یا چادری در کنار باغها یا جویبارها برپا میداشتند و تابستانها را در آنجا میگذراندند.
فتحعلیشاه که در فصل گرما گاه در شمیران اقامت میگزید، نخست در سال دوم پادشاهیاش اقامتگاهی موسوم به قصر قاجار در شمیران بنا کرد.
پس از چندی، باغ و عمارتی کوچک در محل امروزی کاخ نیاوران برپا داشت.
این عمارت در عهد
محمدشاه قاجار توسعه یافت، اما در روزگار
ناصرالدین شاه ویران گشت و عمارت جهاننما که پس از چندی جای خود را به
صاحبقرانیه داد، برپا گردید.
در عهد پادشاهی محمدشاه قاجار و به فرمان او، اقامتگاهی موسوم به
قصر محمدی یا قصر نو در غرب اراضی
تجریش ساخته شد.
در همین قصر بود که محمدشاه در سال (۱۲۶۴ هـ.ق) بر اثر بیماری درگذشت. (فرهاد میرزا، ۳۵۴-۳۵۵)
در فاصلهای اندک از این قصر،
حاجی میرزا آقاسی، صدراعظم محمد شاه نیز اقامتگاهی برای خود برپا داشته بود که به نام او عباسیه خوانده میشد.
از این دو بنا، به روزگار ما اثری بر جای نمانده است.
ناصرالدین شاه افزون بر
کاخ جهاننما که در سال (۱۲۶۷ هـ.ق) در نیاوران برپا کرده بود، اقامتگاهی دیگر موسوم به
سلطنتآباد در سال (۱۲۷۶ هـ.ق) در حوالی
رستمآباد ایجاد کرد که متشکل از چند ساختمان واقع در باغی بزرگ بود.
از دیگر اقامتگاههای سلطنتی که در عهد ناصرالدین شاه در شمیران برپا گردید، عمارت اقدسیه در اراضی حصارملا، قصر یاقوت در سرخهحصار، عمارت دوشانتپه و قصر فیروزه بود.
به روزگار پادشاهی
مظفرالدین شاه نیز دو اقامتگاه سلطنتی در محدوده شمیران برپا گردید:
• نخست قصر فرحآباد در حوالی دوشانتپه بود که کار ساخت آن در (۱۳۲۱ هـ.ق) به فرمان مظفرالدین شاه آغاز شد، و در (۱۳۲۲ هـ.ق) به اتمام رسید؛
• دیگری عمارت شاهآباد در اراضی دارآباد بود.
• عمارتهای
باغفردوس (ه م)، متعلق به نظامالدوله معیرالممالک؛
•
کامرانیه (ه م)، متعلق به کامران میرزا؛
•
فرمانیه (ه م)، متعلق به عبدالحسین خان فرمانفرما؛
•
قیطریه (ه م)، متعلق به میرزا علیاصغر خان اتابک، ملقب به امینالسلطان؛
•
منظریه (ه م)، متعلق به حسامالسلطنه؛
• باغ و عمارت امینالدوله در
الٰهیه؛
• باغ و عمارت عزتالدوله، خواهر ناصرالدین شاه در
رستمآباد؛
•
باغ و عمارت ارغونیه متعلق به
میرزا آقا خان نوری، صدراعظم ناصرالدین شاه که بعدها آن باغ و عمارت را به اسم پسرش میرزا داوود خان، به داوودیه (ه م) موسوم ساخته بود؛
• باغ و عمارت نظامالملک در
کاشانک؛
• باغ و عمارت
اختیاریه (ه م) متعلق به میرزا هاشم خان امینالدوله، ملقب به صاحباختیار؛
• باغ و عمارت بانو عظمى، دختر ناصرالدین شاه در سعدآباد؛
• باغ و عمارت علی خان والی در سعدآباد از جمله اقامتگاههای شاهزادگان و درباریان روزگار قاجار در محدوده شمیران بوده است.
نمایندگان سیاسی دیگر کشورها و خارجیان مقیم تهران نیز برای گریز از گرمای تهران، تابستانها را در شمیران بهویژه در روستاهای تجریش، قلهک و زرگنده به سر میبردند.
بعضی از آنان در آنجا ملک و باغی داشتند؛ از آن میان سفارتخانه انگلیس در قلهک، سفارتخانه روسیه در زرگنده، سفارتخانههای عثمانی و آلمان در تجریش باغ و اقامتگاهی تابستانی داشتند.
سفارتخانههای اتریش، فرانسه و ایالات متحده آمریکا باغ یا خانهای را هرساله در شمیران اجاره میکردند.
آبادانی شمیران در روزگار قاجارها بسته به آبادانی تهران بود، زیرا هر اندازه که مردم در تهران ثروتمندتر میشدند، بیشتر تمایل پیدا میکردند تا در شمیران باغ یا خانهای داشته باشند.
از آن میان، شماری از اعیان و متمولان تهران برای تأمین آب مصرفی عمارت و یا باغ ییلاقی خود، قناتهایی احداث میکردند، این قناتها نقشی بسزا در افزایش سرسبزی و آبادانی شمیران داشتند.
از سوی دیگر، با افزایش جمعیت تهران، نیاز به آب روز به روز افزایش بیشتری مییافت.
بخش عمدهای از این نیاز از قناتهایی تأمین میشد که از شمیران سرچشمه میگرفتند.
شمار این قناتها بیش از ۳۰ رشته بود که همه آنها از روستاهای شمیران میگذشتند و به این ترتیب، بر اهمیت و آبادانی آنها میافزودند.
افزایش جمعیت تهران، درخواست روزافزون مواد غذایی را نیز به همراه داشت.
بخش بزرگی از بازار ترهبار و میوه تهران از کشتزارها و باغهای شمیران تأمین میشد.
اینها همه رفتهرفته موجبات سرسبزی هرچه بیشتر شمیران را فراهم ساخته بود.
شمیران تا پیش از برگزیدهشدن تهران به پایتختی، متشکل از شماری روستاهای پراکنده پایکوهی بود که اراضی میان آنها را زمینهای خشک و لمیزرع تشکیل میداد.
اما چند دهه پس از آن، شمیران به باغی بزرگ بدل شده بود که تفکیک اراضی روستاهای آن از یکدیگر بهسبب انبوه درختان و باغهای به هم پیوسته دشوار مینمود.
بیشتر درختان شمیران در آن روزگار از نوع چنار و تبریزی بودند.
افزایش جمعیت تهران، افزایش استفاده روزافزون از چوب و هیزم را برای خانهسازی و پختوپز نیز به همراه داشت.
بازار تخته و چوب تهران بسته به درختان شمیران بود، هرساله شمار بسیاری از این درختان را میبریدند و برای مصرف به تهران میآوردند و جای آنها درختهای تازه میکاشتند.
انبوهی درختان رفتهرفته موجب تغییر آبوهوای شمیران و قصران شده بود.
بنجامین نخستین سفیر ایالات متحده آمریکا در ایران که میان سالهای (۱۳۰۰-۱۳۰۲ هـ.ق/ ۱۸۸۳-۱۸۸۵ م) در تهران بهسر میبرده، برپایه شنیدههایش گزارش کرده است که میانگین هوای تهران نسبت به گذشته °۱۰ فارنهایت کمتر شده و میزان بارندگی در فصل بهار نیز افزایش یافته است.
[ویرایش]
روستاهای شمیران در روزگار قاجار از وضعیت مناسبی برخوردار نبودند.
کارلا سرنا که در بهار سال (۱۲۹۵ هـ.ق/ ۱۸۷۸ م) در تهران بهسر میبرده و از شمیران نیز دیدار کرده، تصویری روشن از روستاهای شمیران در آن عهد بهدست داده است.
او شمیران را برای اروپاییان مقیم تهران بهمثابه حومه پاریس مانند آسنیر، سنژرمن، آرژانتوی و مِدون دانسته، با این تفاوت که روستاهای شمیران فاقد امکانات آنها بودهاند.
وی درباره روستاهای شمیران نوشته است: «مردم این روستاها در خانههایی کوچک سکونت دارند که ویرانههایی بیش نیستند و حتى روی دیوارهای گلین خانهها هیچ چیزی نمالیدهاند.
بعضی از خانهها به قدری کوچک و کمجا و در حال فروریختن است که مردم ترجیح میدهند به جای اتاقهای آن در زیر چادرها زندگی کنند.
بیشتر این خانهها به روستاییان تعلق دارد؛ آنها زمستانها در خانه خود بهسر میبردند، ولی در سراسر فصل گرما خانههای خویش را در ازای پول ناچیزی اجاره میدهند و خود در پی یافتن کار به جاهای دیگر میروند.
مردم روستاها، عموماً در فصل کار در کشتزارها به جماعتی چادرنشین بدل میشوند و در جستوجوی کار از جایی به جای دیگر میروند.
فروشندگان و مقاطعهکاران اروپایی هم به پیروی از مردم تهران، تابستانها در ییلاق اقامت میگزینند.
چون در روزهای بسیار گرم تابستان، تهران به قدری خالی از سکنه میشود که دیگر برای کسبوکار، کسی در شهر پیدا نمیشود.
بیشتر روستاهای شمیران که ظاهر بسیار محقر و فقیرانهای دارند، در تابستانها به محلی سرشار از جمعیت و رفتوآمد و جاروجنجال زندگی بدل میشوند.
در این میان روستاهای فقیرتر، بیشتر محل اقامت خانوادههای معمولی ایرانی است.
در همهی این روستاها حمامهایی برای استحمام مردم محل وجود دارد، اما ورود به آنها برای
مسیحیان آزاد نیست.
با این همه، وجه مشترک همه روستاهای شمیران سرسبزی و نشاط و خوشآبوهوایی آنها بود.
علیاکبر چاپارباشی در مقالهای با عنوان «در بیان تعریف جغرافیای فیزیکی شمران» که در حدود سال (۱۳۱۹ هـ.ق) نوشته، درباره وضعیت شمیران آگاهیهای جالبی بهدست داده است.
او دربارهی محدوده بلوک شمیران و شمار روستاها و جمعیت آن مینویسد:
«بلوک شمیران قطعهای است خوشآبوهوا واقع در دامنهی کوه البرز ... . منتهای بُعدِ آخرین نقاط آبادی شمیران تا شهر از دو فرسخ بیشتر نیست که بنابراین، میتوان حدود او آن را چنین بیان کرد که از سمت شرقی محدود به لواسان، و از جنوب به طهران، و از سمت غرب به شهریار، و از طرف شمال به سلسلهکوه مزبور البرز محاط و محدود است.
کلیهی آبادیهای این بلوک به همدیگر متصل، مسلسل و جلگهی آن خیلی باروح و روحافزا ست.
عرضاً از شمال به جنوب یک فرسخ و نیم و طولاً از شرق به غرب دو فرسخ و نیم است.
عدهی تمامی قرایش به ۴۰ پارچه بالغ میشود و عدهی نفوسش را اگرچه بهطورکامل به شمار نمیتوان آورد، ولی تخمیناً ۰۰۰‘۵ نفر میشود.
در میان این قُرا دهِ آباد معتبری که نایب الحکومه در آنجا ساکن میشود، قریهی تجریش است که در مرکز این جلگه واقع شده، از هر حیثیت امتیاز به سایر دهات دارد، زیرا که بهترین نقاط شمیران از جهت اعتدال آبوهوا و مکان است»
علیاکبر چاپارباشی از منابع آبی شمیران که از رودخانهها و چشمهسارها و قناتهای پرشمار تأمین میشده و از محصولات کشاورزی شمیران سخن میراند.
به نوشتهی او، غلات و حبوباتِ بهعملآمده در شمیران کفاف مصرف مردم آنجا را نمیداده است و این محصولات را از دیگر جاها خصوصاً تهران به شمیران میآوردهاند.
اما محصولات صیفی همچون خیار، کدو، باقلا و بلال و میوههای سردرختی مانند گلابی، زردآلو، آلوچه، توت، ازگیل و تمشک در جالیزها و باغهای شمیران بهوفور به عمل میآمده است.
خیار شمیران به نازکی، سبزی و ارزانی معروف بوده است.
در فصلِ برداشت خیار، این میوه چندین بار برداشت میشده است که آن را برای فروش به تهران میبردهاند.
در آن زمان قرار فروش محصولاتی چون خیار، کدو و بلال به وزن نبوده است، بلکه آنها را عددی به فروش میرساندهاند، از این قرار که دو خیار، کدو یا بلال را به نیم شاهی میفروختهاند.
از میان میوههای سردرختی شمیران، توت، ازگیل و تمشک مرغوب بوده، خصوصاً توت که به شیرینی و بیدانگی شهرت داشته است و مسافران هنگام بازگشت، این میوه را به سوغات برای خویشان و آشنایان خود میبردهاند.
درآمد عمدهی مردم شمیران از فروش محصولات جالیزی و میوههای سردرختی و علوفه حاصل میشد.
افزون بر آن، در مواقعی که محصول برنج از مازندران به تهران دیر میآمد و باعث گرانی آن در تهران میشد، و یا در روزهای سرد سال زغال کمیاب میگشت، کسانیکه در شمیران قاطر داشتند، بهسبب مجاورت با مازندران و آشنایی با راههای کوهستانی، از مازندران برنج و زغال به تهران آورده، به قیمت بالا میفروختند.
یا آنکه در زمستانهایی که هوا در تهران آنقدر سرد نمیشد تا آب یخ ببندد و یخچالهای محلات تهران از یخ پر شود و کفایت روزهای گرم تابستان را نماید، شمیرانیان وقت را مغتنم شمرده، شبها با قاطر از یخچالهای طبیعی کوه توچال یخ به تهران حمل کرده و به فروش میرساندند.
در روستاهای شمیران صنایع دستی رواج نداشت و فقط در روستای دیزج بالا که به
امامزاده قاسم نیز معروف بود، از ساقههای گندم اسباببازی و یا سبدهایی ساده میبافتند و به قیمت نازل میفروختند.
به گزارش چاپارباشی، مردم شمیران با گویش خاصی که شبیه به گویش مازندرانی بود، سخن میگفتند و ترکیبات و اصطلاحات خاص خود را داشتند.
از نکات قابل توجه در نوشتهی وی، اشاره به حیاتوحش متنوع کوههای شمیران است.
به گفتهی او، در کوههای شمیران در آن زمان گونههای مختلفی از درندگان و حیوانات شکاری یافت میشده است.
کوههای شمیران از حدود دماوند تا کن قرق خاصهی
ناصرالدین شاه بوده است.
چاپارباشی از وجود حیواناتی مانند ببر و شیر در کوههای شمیران خبر میدهد که امروزه نسل آنها در سراسر ایران منقرض شده است.
وی در این باره مینویسد: «از اینجا است که ۲۳ رأس قلاده شیر و پلنگ و ببر قویهیکل را خود اعلیٰحضرت همایونی ناصرالدین شاه به دست مبارک خود شکار فرموده، به جلد آنها کاه انباشته، در عمارت معروف به نارنجستان سرپا دائماً نماینده جرئت و جلادت حضرت ظلاللٰهی است.»
کوههای شمیران چون در آن زمان قرق بود و کسی اجازه شکار نداشت، بیشتر اوقات در آن، دستههایی بزرگ از شکارهای کوهی و صحرایی دیده میشد که برای چرا بدون ترس از جایی به جای دیگر میرفتند.
ظاهراً شکار پرنده در آن عهد در شمیران ممانعتی نداشته است، زیرا به گزارش چاپارباشی، در فصل زمستان بازار تهران مملو از کبک و قرقاولهایی میشد که در شمیران شکار کرده بودند
[ویرایش]
جاذبههای طبیعی شمیران مردم تهران را به خود جلب میکرد.
در آن روزگار تنها راه دسترسی به شمیران جادهای خاکی به درازای دو فرسنگ موسوم به جاده شمیران بود که از دروازهی شمیران در شمال تهران عهد ناصری آغاز میشد و تا شمیران امتداد مییافت.
دو سوی این جاده درختان سایهدار از گونههای مختلف قد برافراشته بودند و در فاصله میان درختان، بوتههای گل خودنمایی میکردند.
از چپ و راست این جاده دو جوی آب روان بود که از چشمهسارهای کوهپایههای شمیران سرچشمه میگرفت و درختان و بوتههای گلِ کنار جاده را آبیاری میکردند.
مسافران در گرمای توانفرسای تابستان، در پناه سایه درختان در کنار جویبارها به استراحت میپرداختند و سپس به راه خود ادامه میدادند.
قلهک نخستین آبادی بر سر راه شمیران بود و از آنجا راههایی متعدد به اطراف انشعاب مییافت.
در روزهای گرم سال، مردم تهران به فراخور حال خود با هر وسیله ممکن مانند کالسکه، درشکه، گاری، اسب و یا با پای پیاده به طرف درهها و ییلاقهای سبز، خرم و خنک شمیران میرفتند.
در این روزهای پررفتوآمد در حدود ۰۰۰‘۲۰ رأس اسب میان تهران و شمیران در رفتوآمد بود.
چون در آن روزها باران نمیبارید و کمتر اتفاق میافتاد که جاده نمی به خود ببیند، گردوخاک سراسر مسیر را در بر میگرفت.
به شکلی که درشکهچیها و یا اسبسوارها نمیتوانستند بیش از چند قدم جلوتر را ببینند. (ویشارد، ۱۱۱؛ پرنو، ۱۵).
[ویرایش]
ژاک هردوان، جهانگرد فرانسوی که در اواخر روزگار قاجار و اوایل دوره سلطنت رضا شاه در ایران بهسر میبرده، در سفرنامه خود تصویری روشن و زیبا از جاده شمیران و مسافران در یک روز گرم تابستان به دست داده است.
او مینویسد: مردم از باد گرم تهران فرار کرده، به دامن ییلاقهای باصفا و سایهی درختهایی که در شاخههای آنها بلبل صدا میکند و از صبح تا شب در زیر سایههای آنها جیرجیرکها غوغا برپا مینمایند، پناهنده میشوند.
در مسیر جادهی شمیران طبقکشها و حمالها با بار شکستنی، پیاده در حرکتاند و گاهگاه گاریهای مملو از صندلی و رختخواب و اثاثیهی خانه، آنها را همراهی میکنند. یک رشته کاروان به هم پیوسته از تهران تا شمیران آهستهآهسته طی مسافت میکند... از هرسو نسیم فرحبخش میوزد، آبهای جاری طراوت خاصی به هوا بخشیده و زمزمهی آنها گوش ما را نوازش میدهد.
منظرهی تهران که در یک غبار و گرد تیرهرنگ فرو رفته است، از دور مشاهده میگردد.
چهرهی شمیران ۳۰-۴۰ سال پس از زمانی که هردوان ایـن گـزارش را بـرپـایهی مشاهداتش بـه رشتـهی تحریـر درآورده بود، بهکلی دگرگون شد.
[ویرایش]
در دورهی سلطنت رضا شاه، تهران بهسرعت رو به توسعه نهاد.
اما توسعه و آبادانی این شهر اینبار به سود شمیران نبود، زیرا بهسبب افزایش روزافزون جمعیت تهران در آن زمان و بروز کمبود جا، حصار عهد ناصریِ پایتخت در (۱۳۱۹ هـ. ش) ویران شد و از آن پس، تهران با شتابی روزافزون از ۴ جهت رو به توسعه نهاد.
پس از چند دهه با گسترش تهران از سمت شمال، در اوایل دههی (۱۳۴۰ هـ.ش) روستاهای شمیران به محدودهی شهری تهران ضمیمه شد.
در سال (۱۳۳۵ هـ.ش) که نخستین سرشماری رسمی در ایران صورت گرفت، جمعیت روستاهای شمیران بهصورت جداگـانـه و مستقل از تهـران محـاسبه شـده است.
در اوایل دههی (۱۳۴۰ هـ.ش) در دو سوی جادهی قدیم شمیران (دکتر شریعتی امروزی) و خیابان پهلوی (ولیعصر امروزی) ساختمانهایی ساخته شد.
زمینهای غرب خیابان پهلوی در آن روزگار به دولت تعلق داشت و در آنجا تأسیسات دولتی و عمومی ساخته میشد که از آن جملهاند:
• پارک شاهنشاهی (ملت کنونی)؛
•
بیمارستان قلب؛
• ساختمانهای صدا و سیما؛
•
بیمارستان خاتمالانبیاء؛
• مدرسهی عالی پرستاری؛
• باشگاه شاهنشاهی (مجتمع ورزشی انقلاب امروزی)؛
• بیمارستان ژاندارمری؛
• مجتمع آموزشی خدمات اجتماعی؛
• بیمارستان سوانح و سوختگی؛
• چند هتل و چند وزارتخانه.
به این ترتیب، محدوده شهری تهران تا شمیران گسترش یافت.
روستاهای شمیران در تهران مستحیل شد و به محلههایی از این شهر بدل گشت.
به شکلی که در سرشماری سال (۱۳۴۵ هـ.ش) شمار جمعیت روستاهای شمیران با جمعیت شهر تهران یکجا محاسبه شده است.
[ویرایش]
شهرستان شمیران با مرکزیت
تجریش، از لحاظ تقسیمات کشوری شامل بخشهای رودبار قصران و لواسانات و مراکز مسکونی همچون
اوشان،
فشم،
میگون و نیز
شمشک است.
این منطقه که بهواسطه کوهستانیبودن، قصران (معربِ کوهسران یا کوهساران) نام گرفته، دیرینگی قابل توجهی دارد و مورخان آن را در زمره مناطق شمال و غرب حوزه
ری باستان به شمار آوردهاند.
قصران خود دو قسمت بوده است:
• «قصران داخل» شامل آبادیهای داخل درههای سلسلهکوه دماوند و توچال تا نور و لاریجان مازندران؛
• «قصران خارج» که آبادیهای جنوب این رشتهکوه تا شهر ری را در بر میگرفته است.
گویش این منطقه در گذشته رازیِ کهن بود.
امروزه، با تحولاتی که در منطقه ایجاد شده، آمیختهای از زبانهای طبری یا مازندرانی، فارسی دری، عربی و اندکی ترکی به آن افزوده شده است.
ویژگی این گویش به گونهای است که هرچه از قصران داخل به سوی مازندران نزدیکتر شویم، عناصر گویش مازندرانی در آن افزونتر میشود.
بنابراین، گویش مازندرانی در میگون، شهرستانک،
لالان،
زایگان،
روته،
گرمابدر، شمشک و
دربندسر نفوذ بیشتـری دارد.
از سوی دیگر بنابر پژوهشهای اخیر، در خردهگویش منطقه قصران شواهدی از گویش تاتی نیز دیده شده است.
این گویش را ظاهراً گروهی که از طالقان به این منطقه مهاجرت کردهاند، تکلم میکنند.
وجود گویش تاتی در این ناحیه، هم از سوی پژوهشگران گذشته نظیر گیگر، دارمستتر و ارانسکی و هم از سوی زبانشناسان معاصر تأیید شده است.
دستگاه آوایی در گویش این منطقه امروزه به گونه تهرانی بسیار نزدیک شده است.
ویژگی همخوانهای این گویش به این ترتیب است: p و b دولبیهای بیواک و واکدار، t و d زبان و دندانیهای بیواک و واکدار، k و g پسکامیهای بیواک و واکدار، q نرمکامی بیواک، l چاکنایی بیواک، f و v لب و دندانیهای بیواک و واکدار، s و z لثویهای بیواک و واکدار، š و ž پشتلثویهای بیواک و واکدار، j پیشگامی واکدار، x نرمکامی بیواک، h چاکنایی بیواک، tš و dž پشتلثویهای بیواک و واکدار، l زبان و دندانی کناری، r پشتلثوی تکریری، m دولبی خیشومی، و n زبان و دندانی خیشومی.
مصوتهای این ناحیه نیز غالباً همانند مصوتهای رایج در تهراناند: i بسته و پیشین غیرمدور، u بسته و پسین مدور، e نیمهبسته و پیشین غیرمدور، ow و o نیمهبسته و پسین مدور، a گشاده و پیشین غیرمدور، ā گشاده و پسین غیرمدور. اما این حکم برای همه منطقه قابل تعمیم نیست.
برخی تحولهای آوایی در این گویش به چشم میخورد که از آن جمله میتوان به این موارد اشاره کرد: تبدیل n به m ، مانندِ bālišm (بالش)، vehima (بهانه)؛ t به d، مانندِ baxd (بخت)، bad ādad (بد عادت)، behešd (بهشت)؛ b به v، مانندِ varāvord (برآورد)، varzigar (برزگر)، varf (برف)، valg (برگ)؛ v به f، مانندِ difār (دیوار)؛ و حذف x، مانندِ tim (تخم)؛ و حذف d، مانندِ di و du (دود).
اسم در خردهگویشهای قصران شمیران دارای دو شمار مفرد و جمع است.
نشانههای جمع عبارتاند از: ā- ، مانندِ šuā (شبها)؛ و hā، مانندِ mardhā (مردها)؛ و -un، مانندِ kordun (چوپانها)؛ و -on ، مانندِ sagon (سگها)؛ و -u، مانندِ harfu (حرفها).
افزون بر این، تکرار اسم در برخی از روستاها برای جمعبستن به کار میرود، مانند vergverg (گرگها)، rikrikā (پسرها).
ضمایر شخصی شامل دو گروه منفصل و متصلاند. برخی از ضمایر منفصل عبارتاند از:man, to, u, mā, šomā, ušun که به ترتیب برای من، تو، او، ما، شما، ایشان به کار میروند.
ضمایر متصل نیز شامل -m, -t, -š, -mon, -ton, -šon است که به ترتیب برای اول شخص، دوم شخص و سوم شخص مفرد و اول شخص، دوم شخص و سوم شخص جمع استفاده میشود.
ضمایر ملکی عبارتاند از: man (من)، to (تو)، una (او)، mā (ما)، šomā (شما)، unhā (ایشان).
بعضی از ضمایر اشاره نیز عبارتاند از: ina (این)، una (آن)، inhā (اینها) و unhā (آنها).
ویژگی مضاف و مضافٌالیه به نحوی است که ممکن است یکی بر دیگری مقدم باشد.
چنانچه مضاف پس از مضافٌالیه بیاید به جای کسره اضافه، i به کار میرود، مانند bāġi davaza (در باغ).
صفت نیز به پیروی از فارسی تهرانی معمولاً بعد از موصوف میآید، مانند bolize sabz (بلوز سبز).
هرچند ممکن است صفت قبل از موصوف نیز واقع شود، مانند sile rika (پسر زشت).
صفت تفضیلی با پسوند -tar و صفت عالی با پسوند -tarin ساخته میشوند، مانند siltar (زشتتر)، belantarin (بلندترین). صفت نسبی نیز با افزودن نشانۀ -i یا -in به پایان کلمه ساخته میشود، مانند sarin (بالایی)، geli (گلی).
نمونههایی از صرف فعل در خردهگویشهای قصران شمیران به این شرح است:
صرف فعل bengesdan (انداختن) در زمان حال چنین است: mengenam (میاندازم)، mengeni (میاندازی)، mengene (میاندازد)، mengenim (میاندازیم)، mengenin (میاندازید)، mengenan (میاندازند).
همچنین صیغه اول شخص مفرد ماضی بعید فعل burden (رفتن) burdbejma و ماضی استمراری فعل bafetan (خوابیدن) fetema است.
ماضی نقلی و ساده این گویش یکسان است و مثلاً burdema هم ماضی ساده به معنی «رفتم» و هم ماضی نقلی به معنی «رفتهام» است. برخی از مصدرهای لازم و متعدی در این گویش عبارتاند از: banišdan (نشستن)، banišādenjan (نشاندن)، bafetan (خوابیدن)، bafesāndenjan (خواباندن).
بااینهمه، باید یادآور شویم که صرف افعال در گویشهای شمالی این منطقه با گویشهای جنوبی آن یکسان نیست، به طوریکه میتوان گفت صرف فعل در نواحی جنوبی به گویش تهرانی و در نواحی شمالی به گویش مازندرانی نزدیکتر است.
پیشوند نفی در فعل -na است، اما در افعالی که با hā- و da- آغاز میشوند، نشانه نفی بعد از آن اجزاء آغازین میآید.
پیشوند m- که پیش از فعل میآید، نشانه استمرار است، مانند mengesdam (میانداختم)؛ اما در افعالی که با -hā و da- آغاز میشوند، نشانۀ m- استمرار بعد از آن اجزاء آغازین میآید، مانند hāmgiti (میگفتی)، damxotan (میدیدید).
برخی از اسامی و افعال متفاوت با فارسی که در این گویش قابل تأمل و توجهاند، عبارتاند از:
الف ـ اسامی و صفات:korki (دیوار سنگی)؛ sijāl biza (اخم)؛ asal (استخر)؛ kones،kondos (ازگیل)؛ jāl (طفل)؛ sarak (زیادی)؛ balam (اندک)؛ halisā (اندکی قبل)؛ tenābanda (انسان)؛ angušd kelikak (انگشت کوچک)؛ angom (صمغ)؛ vašand (زیاد)؛ kota (بچه حیوان)؛ davesdan (بستن)؛ tispā (پابرهنه)؛ fija (پارو)؛ depāt (پاشیده)؛ luji (نی)؛ rikā (پسر)؛ kelājak (تنور کوچک)؛ gola (تودۀ ابر)؛ feka dār (درخت بید)؛ pej (دنبال، عقب)؛ lavi (دیگ)؛ bapet (پخته).
ب ـ افعال:bezmājan (آزمودن)؛ derāvitan (آویزانکردن)؛ bijerzessan (ارزیدن)؛ tefrid bavijan (از بین رفتن)؛ bazijan dendonak (از سرما لرزیدن)؛ az pā baked (از پا افتادن)؛ vatšijan (بافتن ] جوراب و غیره [)؛ desputan (پرکردن با فشار)؛ batersijan (ترسیدن)؛ dergā muan (درآمدن)؛ kerd ākordan (درست کردن)؛ dasd vegtan (دستبرداشتن)؛ dezijan (دوختن).
بعضی از لغات و تعبیرات خاص که در این گویش جنبه کنایی دارند، عبارتاند از: giva gošād (آدم تنبل)؛ lulak (آدم ساده و بیعقل)؛ foruz omuan (اهل و عاقل شدن)؛ bad rag (بدخو، عصبی)؛ sang be sang (برابر، مساوی)؛ gab sāz (تهمتزننده، کسی که برای دیگران حرف درست میکند)؛ dārqa (فضول)؛ dāman vazijan (دامن به کمر زدن، کنایه از اقدام به انجام کار).
پارهای از واژههای این گویش که با لغات ایرانی میانه یا باستان قابل قیاس یا مرتبطاند عبارتاند از:
[ویرایش]
شمیران از دیرباز ازلحاظ گردشگری مورد توجه مردمانی بوده است که در دشتهای جنوبی آن سکنا داشتهاند.
در سدهی (
۵ هـ.ق / ۱۱ م) طغرلبیک سلجوقی برای مدتی در ری اقامت داشت و این شهر را تختگاه خود قرار داده بود.
او کاخی ییلاقی در تجریش برپا کرده بود که در فصل گرما به آنجا میرفت. وی در همین کاخ بود که درگذشت.
با توسعهی تدریجی در دوره قاجاریه نقش روستاهای مناطق شمیران، لواسان و رودبار قصران بهعنوان مناطق تفریحی و تفرجی اطراف شهر، بیشتر و بیشتر شد.
در زمان
فتحعلیشاه قاجار،
خجیر و
سرخهحصار که امروزه در شمار پارکهای ملی کشورند، بهعنوان قرق و شکارگاه سلطنتی تحت محافظت قرار گرفتند.
از دورهی
ناصرالدین شاه، آن دسته از روستاهای واقع در شمال تهران که آبوهوای خنکتری داشتند، بهعنوان تابستانگاه مورد توجه شاهان قاجار و مردم تهران قرار گرفتند و با گذشت زمان، تهرانیها به گذران اوقات فراغت در گستره شمیران عادت کردند.
توجه و دلبستگی مردم تهران به روستاهای خوشآبوهوای کوهپایههای شمیران باعث شد تا شمار قابل توجهی از آنان در آنجا اقامت گزینند.
با گسترش کالبدی شهر تهران در دهههای (۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ هـ.ش) این روستاها در بافت شهری تهران مستحیل شدند.
در دهههای (۱۳۷۰ و ۱۳۸۰ هـ.ش) ساختوسازهای فراوانی توسط تهرانیان در روستاهای مناطق لواسان و رودبار قصران صورت گرفت که عمدتاً ویلاسازی و با هدف تفریح و تفرج بود.
مردم بومی نیز با حضور گردشگران ــ که به شکلهای مختلف و نزدیک محل زندگیشان صورت میگیرد ــ سازگار شده، شغلهای مرتبط با گردشگری را برای رفع نیازهای گردشگران منطقه و ارائه خدمات به آنها پذیرفتهاند.
حتى در بخشهایی، خانههای محلیان جهت اجاره به گردشگران آماده شده است و محصولات محلی مانند لبنیات و خشکبار به آنها فروخته میشود.
اینها همه نشاندهندهی افزایش چشمگیر گردشگری و فعالیتهای وابسته به آن، بهخصوص از نوع گردشگری طبیعی، در محدودهی شهرستان شمیران است.
با تغییر سبک زندگی، سلیقه و عادات مردم، افزایش اوقات فراغت و همچنین تنوع روشهای سالم گذران اوقات فراغت در صنعت گردشگری، گرایش تهراننشینها و دیگر گردشگران استان تهران به سفرهای کوتاهمدت آخر هفته برای بازدید از نقاط مختلف اطراف تهران ــ که بخشهای قابل توجهی از آن شامل شمیران هم میشود ــ بیشتر شده، و همچنان رو به افزایش است.
اگرچه این روند در رونق صنعت گردشگری کشور بسیار قابل توجه است، اما از طرفی توسعهی بدون برنامهی گردشگری در سالهای گذشته و معرفی مناطق جذاب جدید بدون ایجاد زیرساختهای مادی و فرهنگی لازم، اثرات منفی بسیار و در مواردی تخریبهایی غیرقابل جبران بر جای گذاشته است.
افزایش بیحد ویلاسازی، آلودگی آب در نزدیکی شهرها و روستاهای گردشگرپذیر، جادهکشی، و زبالهسازی از جمله عوامل تخریب محیط زیست در شهرستان شمیران بوده است.
برای نمونه، چنین مشکلاتی را امروزه بهفراوانی در مسیرهای مختلف دسترسی به مقاصد گردشگری شهرستان شمیران مانند پیستهای اسکی، روستاها و مسیرهای پیادهروی و کوهنوردی مانند مسیر صعود به
قله توچال از راه دربند و یا درکه میتوان دید.
با اینهمه، هنوز هم میتوان با اجرای طرحهای مطالعاتی دقیق، برنامهریزی و به کار بستنِ طرحهای پیشگیرانه، آگاهیرسانی با هدف فرهنگسازی، آموزش نیروی متخصص در بخش گردشگری و همچنین اعمال مدیریتی بهروز و علمی، از ادامه روند تخریبی در بخش گردشگری شهرستان شمیران جلوگیری کرد و به شکل چشمگیری از میزان تخریبها کاست.
[ویرایش]
اکوتوریسم که در منابع علمی به گردشگری طبیعتمدار و نه طبیعتگردی تعبیر میشود، در محدوده شهرستان شمیران و گردشگری آن نقش قابل توجهی دارد.
زیرا بهسبب وجود عوارض متنوع طبیعی همچون ناهمواریها، منابع آبی و خاکی و حیات جانوری و پوشش گیاهی متنوع، بیشترین شکل گردشگریِ در حال اجرا در محدوده شهرستان شمیران بهصورت حضور در طبیعت و انجام دادنِ فعالیتهای وابسته به آن است.
اکوتوریسم که در منابع علمی به گردشگری طبیعتمدار و نه طبیعتگردی تعبیر میشود.
گفتنی است که در بعضی از بخشها برخلاف واژه اکوتوریسم که مفهوم حفاظت را به همراه خود دارد، به نقش و اهمیت حفاظت در توسعۀ گردشگری طبیعی توجهی نمیشود.
امروزه، این فعالیتهای اکوتوریستی در شهرستان شمیران در حال اجرا، و یا قابل اجراست:
الف ـ ورزشی و ماجراجویانهپیادهروی در طبیعت، کوهنوردی و کوهپیمایی، دامنهنوردی، غارنوردی و غارگردی، صخرهنوردی، دوچرخهسواری کوهستان، موتورسواری، اسبسواری، کارتینگ، پرش بانجی (بانجیجامپینگ)، گلایدر، پاراگلایدر و کایتسواری، بازدید از حیاتوحش و پوشش گیاهی، اردو و کمپینگ، سواری با اتومبیلهای دو دیفرانسیل، ورزشهای آبی مانند شنا و قایقسواری، ورزشهای زمستانی مانند اسکی، اسنوبورد، برفنوردی و یخنوردی، و شکار.
ب ـ طبیعتدرمانیچشمههای آبگرم، یوگا و مدیتیشن (تمرکز ذهن).
ج ـ بازدید از چشماندازهای طبیعی و گلگشت و تغییر آبوهوا.د ـ گردشگری روستایی.ه ـ ژئوتوریسم (بازدید از زیباییهای زمینشناسی).و ـ پرندهنگری.بهسبب پیشینه تاریخی و فرهنگ غنی شهرستان شمیران و وجود بقایا و آثار تاریخی فراوان در منطقه، گردشگری فرهنگی نیز در آنجا رونق شایستهای دارد.
بازدید از آثار تاریخی موجود، آشنایی با فرهنگ و آداب و رسوم جامعه محلی، بازدید از موزههای موجود، سبک معماری بومی و صنایع دستی و همچنین سفرهای علمی، آموزشی و تحقیقاتی، بخشی از گردشگری فرهنگی قابل اجرا در شهرستان شمیران است.
بیشک شهرستان شمیران یکی از قطبهای گردشگری و اکوتوریستی منطقهای در ایران است که جای بیشتری برای توسعه دارد، به طوری که میتوان زمینه را برای اجرای انواع دیگری از فعالیتهای گردشگری در این محدوده ایجاد کرد.
[ویرایش]
نخستین اقـدام جدی بـرای حفظ یک اثـر تاریخی ـ فرهنگی، بررسی، پژوهش اولیه، مستندسازی و ثبت آن در «فهرست آثار ملی» است.
ثبت مشخصات یک اثر در فهرست آثار ملی به این منظور صورت میگیرد که امر حفاظت قانونی از آن اثر برای مسئولان امر میسر گردد.
این امر وظیفه خطیری است که در جوامع امروزی بر عهده دولتها نهاده شده است.
هنگامی که یک اثر به ثبت ملی میرسد، به این معنی است که از این پس میان دولت و آحاد افراد جامعه و آن اثر تاریخی، قوانین و مقررات ویژهای حاکم است و روابط همگان با آن اثر تاریخی به وسیله قانون تنظیم و تعریف میشود.
آثار تاریخی پس از ثبت ملی، در پناه قانون قرار میگیرند و مورد حمایت واقع میشوند.
اندیشه ثبت آثار و حمایت قانونی از اماکن تاریخی ـ فرهنگی در ایران حتى پیش از تدوین قانون حفظ آثار ملی مصوب سال (۱۳۰۹ هـ.ش) در میان علاقهمندان و دلسوزان میراثهای تاریخی و فرهنگی وجود داشته است.
برای نخستینبار در اساسنامهی اولیه انجمن آثار ملی ـ تاریخی که امروزه به انجمن مفاخر فرهنگی تغییر نام یافتهاست، در اواخر دوره
احمد شاه قاجار (۱۳۰۱ هـ.ش) شکل گرفت و تدابیری اندیشیده شد که بعدها پایه و اساس شکلگیری بسیاری از تصمیمات در زمینه حفظ و صیانت قانونی از آثار تاریخی و به تبع آن ثبت آثار واقع شد.
در بند ۳ مادهی ۸ اساسنامه مزبور آمده است: منظورات اولیه انجمن عبارت خواهد بود از «ثبت و طبقهبندی آثاری که حفظ آنها به عنوان آثار ملی لازم است».
انجمن آثار ملی در اجرای مادهی ۸ اساسنامه خود در شهریور (۱۳۰۴ هـ.ش) مبادرت به انتشار فهرست مختصری از آثار و ابنیه تاریخی ایران کرد که با توجه به امکانات موجود آن زمان در امر شناسایی و ثبت ملی که بعدها صورت گرفت، بسیار مؤثر واقع شد.
در این فهرست اسامی حدود ۲۰۰ اثر شاخص و مشهور کشور احصا شده بود.
اهمیت تدابیر بنیانگذاران انجمن آثار ملی به حدی بود که در (۱۳۰۹ هـ.ش) و به هنگام تدوین قانون حفظ آثار ملی که نخستین و جامعترین قانون پس از مشروطیت در باب حفظ آثار ملی محسوب میشود، تأثیر عمیق خود را بر جای گذاشت و مواد ۲ و ۳ این قانون مشخصاً به ثبت آثار ملی اختصاص یافت.
قانون موسوم به حفظ آثار ملی که تا امروز هم قانون مادر در زمینه میراث فرهنگی کشور است، در ۲۱ آبان (۱۳۰۹ هـ.ش) به تصویب رسید.
مواد ۲ و ۳ این قانون دولت ایران را مکلف میکرد که از کلیهی آثار ملی کشور که فعلاً مشخص و معلوم است و حیثیت تاریخی یا علمی یا صنعتی دارد، فهرستی تهیه کند و بعدها هم هرچه از این آثار مکشوف شود، ضمیمهی فهرست مزبور نماید و فهرست مزبور بعد از تنظیم طبع شود و به اطلاع عموم برسد.
در شهرستان شمیران تا سال (۱۳۸۷ تا ۱۳۷۸هـ.ش) اثر فرهنگی ـ تاریخی بررسی، پژوهش اولیه و مستندسازی شده و در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است (و یا برخی از آنها در نوبت قرار دارند). فهرست این آثار به ترتیب شماره ثبت و تاریخ ثبت بدین شرح است:
از آثار ثبتشده شمیران در فهرست آثار ملی ۵ اثر شامل:
•
کاخ صاحبقرانیه در مجموعهی کاخ
نیاوران؛
•
بقعهی امامزاده قاسم، واقع در شمال شرقی میدان
تجریش؛
•
بقعهی امامزاده صالح در میدان تجریش؛
• دو بقعهی امامزاده یونس؛
• امامزاده احمد در لواسان بزرگ،در پیش از پیروزی انقلاب اسلامی به ثبت رسیده بودند؛ اما بقیهی آنها در دوره جمهوری اسلامی ثبت شدهاند.
افزون بر آثارِ ثبتشدهی مذکور شماری خانهی تاریخی در روستاهای
شمشک،
دربندسر و شماری پل تاریخی در مسیر لشکرک تا شمشک وجود دارد که قابلیت ثبت در فهرست آثار ملی را دارند.
در دامنهی جنوبی ارتفاعات البرز و ناحیهی شمیران از
تلو واقع در منتهیالیه شرق شهرستان شمیران تا درهی اوین ـ درکه و نزدیکی رودخانهی فرحزاد واقع در منتهیالیه غرب شهرستان یادشده نیز دهها و شاید صدها اثر تاریخی ـ فرهنگی وجود دارد که به علل مختلف دارای ارزش ثبت در فهرست آثار ملیاند، اما به سبب ممکن نبودن ورود به داخل آنها و مستندسازی کامل، تاکنون امکان ثبت آنها در فهرست آثار ملی فراهم نشده است.
این آثار عمدتاً در اختیار شخصیتهای مهم سیاسی، نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی، سفارتخانهها، خانه سفرا و امثال آنها ست.
[ویرایش]
مرز میان کوهپایه و کوه در شمال تهران نخستینبار توسط ریبن در سال (۱۳۳۴ هـ.ش / ۱۹۵۵ م) به عنوان یک گسل که سازندهای سنگی را از سازندهای آبرفتی جدا میکند، شناسایی شد.
این گسل البته، هیچگاه بر روی نقشهها ترسیم نشد، اما کنیل و جونز در (۱۳۴۷ هـ.ش/ ۱۹۶۸ م) این گسل را «گسل مرز البرز» نامیدند.
محل جدایش کوهپایه از کوه، که هم از نظر سازندهای سنگی و هم از نظر شیب متفاوت است، در شمال تهران (بخشهای شمالی شمیران) توسط چالنکو و همکارانش در (۱۳۵۳ هـ.ش/ ۱۹۷۴ م) بهعنوان گسل شمال تهران نامیده شد و بر روی نقشههای زمینشناسی ترسیم گشت.
بر این اساس، گسل شمال تهران بهشکل پارهخطهایی با آرایش پلهای و ناپیوستهْ سازندهای سنگی را از سازندهای آبرفتی جدا میکند.
این آرایش گسلی به آن معنی است که گسل شمال تهران از نوع گسلهای پرشیب (بالاتر از °۶۰) و سازوکار راستالغز است.
در این گونه گسلها حرکتها در راستای انفصال (گسل) از نوع افقیاند.
آنها معتقد بودند که بهسادگی میتوان این خطوط ناپیوسته را به صورت یک خط پیوسته بر روی نقشه ترسیم کرد.
اما بربریان و همکارانش با پیوسته دانستن پارهخطهای گسل شمال تهران، تفسیری نوین از سازوکار این گسل ارائه کردند.
در این تفسیر، گسل شمال تهران به خط پیوستهای تبدیل شد که از شکل خطوط صاف خارج و بهشکل یک خط پیوسته با انحناهای فراوان ترسیم شد.
با این تفسیر، گسل شمال تهران تبدیل به گسلی با شیب کمتر از °۳۰ به سوی شمال شد که در اصطلاح زمینشناسی، به چنین گسلهایی راندگی میگویند.
سازوکار آن نیز از راستالغز به گسل فشاری تغییر پیدا میکند که به این ترتیب، باعث اختلاف ارتفاع زیاد کوههای شمال تهران با دشت جنوبی و بخش کوهپایهای آن شده است.
بر این اساس، بخش جدایی کوه از کوهپایه آبرفتی، راندگی شمال تهران نامیده شد که با طول بیش از ۷۵ کمـ از لواسان تا نزدیکی شهر کرج امتداد دارد.
۴۴ کمـ از این گسل، نواحی شمالی شهر تهران را تحت تأثیر قرار میدهد.
بخش خاوری آن از شمال مناطق ۱ و ۲، خاور منطقه ۵ شهرداری
تهران میگذرد و با انحنا به سوی شمال، به بخش باختری (شمال منطقه ۲۲ و باختر آن) میرسد.
این گسل از جنوب لواسان بزرگ آغاز میشود و با گذشتن از شمال
نیکنامده،
سبو بزرگ،
لواسان و
سد لتیان به جنوب
زردبند میرسد و از این نقطه پس از گذشتن از
گردنه قوچک، به شمال خاوری شهر تهران میرسد.
در این بخش، از شمال محلههای
سوهانک،
حدیقه،
دارآباد، نیاوران، تجریش،
درکه،
اوین،
فرحزاد و کن میگذرد.
در شمال باختری تهران از منطقه ۵ شهرداری تهران (مناطق واقع در شمال تپه چیتگر) میگذرد و بـه موازات بـزرگراه تهران ـ کرج، و فاصلۀ کمتر از ۱ کمـ از جنوب وردآورد، گرمدره، کاظمآباد و کلاک به خاور شهر کرج میپیوندد.
با توجه به زمینلرزههای تاریخیای که باعث ویرانی بخشهایی از شمال و شمال خاوری تهران شده است، این گسل را از نوع گسلهای فعال (با توان لرزهخیزی) دانستهاند.
بعدها عباسی و فربد نشان دادند که راندگی شمال تهران از دارآباد تا درکه از نوع گسلهای ایستا (نبود توان لرزهای) است و راندگی شمال تهران در بخشهای شمال باختری تهران (کن و فرحزاد) میتواند دارای توان لرزهخیزی باشد.
[ویرایش]
[ویرایش]
•
جعفری دهقی، محمود؛ کرم همدانی، علی؛ پازوکی طرودی، ناصر؛ حسنی اصفهانی، مینو؛ عباسی، محمدرضا، دانشنامه تهران بزرگ، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «شمیران»، ص۱۱۰۸.