تهرانپارس tehrān-pārs، محلهای وسیع در شمالشرقی تهران که در مناطق ۴ و ۸ شهرداری است. شامل تهرانپارس غربی، شرقی و جنوبی (فلکه اول) است. محدودهی کنونی آن از شمال به بزرگراه وفادار و از جنوب به جاده دماوند محدود میشود. در سال (۱۳۸۵ هـ.ش) جمعیت آن ۲۱۰٬۵۹۶ نفر بوده است. پیشتر شامل سه آبادی مجیدآباد، حسینآباد و مهدیآباد (تابع شمیرانات) بود. در دورهی رضاشاه به لطفعلیخان امیرمفخم بختیاری واگذار شد. در سال (۱۳۲۷هـ.ش) ابوالقاسم بختیار این اراضی را به هرمز آرش (ارباب هرمز) و همسرش پری آگاهی، از زرتشتیان متمول، فروخت. از میانهی دههی (۱۳۳۰ هـ.ش) طرح شهرسازی نوینی با خیابانبندی شطرنجی، فلکهها، تأسیسات آب و برق مستقل و مراکز مسکونی، آموزشی، درمانی و تفریحی اجرا شد. بسیاری از این بناها، مانند درمانگاه رویینتن، دبیرستان پری آگاهی، هنرستان تهرانپارس (مارکار کنونی) و بیمارستان هلالاحمر، از موقوفات زرتشتیان بود. چهار فلکهی اصلی به نامهای هرمز، تفتی، رویینتن و وفادار و خیابانها به نام نیکوکاران نامگذاری شده بودند که پس از انقلاب عمدتاً تغییر یافتند. پس از سال (۱۳۵۷ هـ.ش) املاک خانوادهی آرش و رستم گیو مصادره و بخشی تغییر کاربری یافت. باغ مجیدآباد به بوستان پلیس بدل شد و ساختوسازهای بیرویه بافت اولیه را دگرگون کرد. امروز محل سکونت طبقات متوسط است. فهرست مندرجات۲ - موقعیت جغرافیایی ۳ - تقسیمبندی تهرانپارس ۴ - تاریخچه ۵ - مالکیت و تحولات دوره پهلوی ۶ - خرید زمینها توسط هرمز آرش ۶.۱ - موقعیت جغرافیایی تهرانپارس در گذشته ۶.۲ - وضعیت مسکونی ۶.۳ - ساختوساز در زمینهای تهرانپارس ۶.۴ - موقوفات و فعالیتهای خیریه زردتشتیان ۶.۵ - مراکز آموزشی و تفریحی شاخص ۶.۶ - اختلافات مالی و تغییر مالکیت ۷ - طراحی شهرسازی اولیه ۷.۱ - طرح شطرنجی ۷.۲ - نامگذاری خیابانها ۸ - فلکهها و تغییرات پس از انقلاب ۹ - تامین آب و برق پیش از اتصال به شبکه سراسری ۱۰ - سرنوشت و مالکیت زمینها بعد از انقلاب ۱۱ - پانویس ۱۲ - منبع ۱ - معرفی تهرانپارستهرانپارس محلهای بزرگ کهدر شمال شرقی کلانشهر تهران واقع است. [ویرایش] ۲ - موقعیت جغرافیاییمحلهی تهرانپارس برپایهی نام خیابانهای امروزی تهران اینگونه محدود میشود که عبارتند از: • از شمال به بزرگراه وفادار؛ [ویرایش]• از جنوب به جاده دماوند؛ • از شرق به خیابانهای داریوش سلطانی، ۱۹۶ شرقی، شهید شفیعی مکرم (خیابان ۱۳۵) و محمدی؛ • از غرب به خیابان ۲۰متری اردیبهشت، خیابان ۱۹۶ غربی و بزرگراه شهید باقری محدود است. ۳ - تقسیمبندی تهرانپارسزمینهای تهرانپارس برپایهی تقسیمات شهرداری تهران، در دو منطقهی ۴ و ۸ قرار دارد و به ۳ بخشِ تهرانپارس غربی، شرقی و جنوبی یا فلکهی اول تهرانپارس تقسیم میشود. هریک از این بخشهای سهگانه از نظر شهرداری تهران، محلهای جداگانه به شمار میرود و دارای شورایاری است. بلوار پروین حدفاصل تهرانپارس غربی و شرقی است و بزرگراه رسالت نیز تهرانپارس جنوبی را از دو بخش دیگر جدا میسازد. دو محلهی تهرانپارس غربی و شرقی در محدودهی منطقهی ۴ و محلهی تهرانپارس جنوبی (فلکهی اول تهرانپارس) در محدودهی منطقهی ۸ شهرداری تهران جـای دارند. ایـن ۳ محلـه بـر روی هم ۴۱۰‘۳۱۵‘۸ مـ۲ مساحت دارد. در سرشماری رسمی در سال (۱۳۸۵ هـ.ش) دارای ۵۹۶‘۲۱۰ تـن جمعیت در قالب ۵۱۷‘ ۵۶ خانوار بـوده است. [۱]
«تهرانپارس غربی»، شهرداری منطقه ۴ تهران (بش ).
[۲]
«توسعههای شهری در شرق تهران (نارمک)»، شهرداری منطقه ۸ تهران (بش ).
[ویرایش] ۴ - تاریخچهتا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، محدودهی تهرانپارس بزرگتر از محدودهی امروزی آن بوده است. زمینهای ۳ پارچه آبادی به نامهای مجیدآباد، حسینآباد و مهدیآباد، از آبادیهای تابع بخش شمیرانات را در بر میگرفته است. آبادی مجیدآباد در ۱۲کیلومتری جنوب شرقی تجریش بر سر راه شوسه تهران به دماوند قرار داشته است. زمینهای مزرعهی حسینآباد ازجملهی زمینهای آن بهشمار میرفته است. مجیدآباد دارای ۳ رشته قنات بوده، و در سالهای پایانی دههی (۱۳۲۰ هـ.ش) حدود ۱۰۰ تن جمعیت داشته است. [۳]
فرهنگ جغرافیایی ایران (آبادیها)، استان مرکزی، دایره جغرافیایی ستاد ارتش، ج۱، تهران، ۱۳۲۸ ش، ص۲۰۰-۲۰۱.
در نقشهی تهران و اطراف آن که درسال (۱۳۲۸ هـ.ق) توسط عبدالرزاق بغایری کشیده شده، آبادی حسینآباد در فاصلهای اندک از مجیدآباد و در غرب آن آبادی نشان داده شده است مهدیآباد نیز در جنـوب غربـی مجیدآبـاد، و بـر سر راه تهران ـ دماوند جای داشته است. [۴]
نقشه تهران و اطراف در سال ۱۳۲۸ ق/ ۱۹۱۰ م، ترسیم عبدالرزاق مهندس بغایری، تهران، مؤسسه جغرافیایی و کارتوگرافی سحاب.
[۵]
فرهنگ جغرافیایی ایران (آبادیها)، استان مرکزی، دایره جغرافیایی ستاد ارتش، ج۱، تهران، ۱۳۲۸ ش، ص۲۱۵.
[ویرایش] ۵ - مالکیت و تحولات دوره پهلویدر زمان رضا شاه پهلوی، این ۳ پارچهآبادی به لطفعلی خان امیرمفخم، رئیس ایل بختیاری، واگذار شده بود. [۶]
فیروزمند، هرمز (از کارمندان تشکیلات هرمز آرش در اجرای طرح ساخت تهرانپارس)، گفتوگو با مؤلف.
رضا شاه با این کار میخواست با اقامت اجباری امیرمفخم در تهران و زیر نظر گرفتن او، به ناآرامیها و شورشهای ایل بختیاری پایان دهد. پس از درگذشت امیرمفخم، فرزند او ابوالقاسم بختیار، به جای پدر بر مسند ایلخانی نشست. او نیز همچون پدر در تهران در تبعید به سر میبرد، اما پس از رویدادهای شهریور سال (۱۳۲۰ هـ.ش) که منجر به برکناری رضا شاه از پادشاهی و تغییر وضعیت سیاسی در ایران شد، ابوالقاسم خان تهران را ترک کرد و در سرزمینهای بختیارینشین دست به شورش زد. ابوالقاسم پس از چندی با پادرمیانی تیمور بختیار که با او نسبت خویشاوندی داشت، تسلیم و بـه تهران منتقل شد. [۷]
«به یاد ابوالقاسم خان بختیاری»، فردای لرستان (بش ).
[۸]
«جنگهای ابوالقاسم خان بختیار با رژیم پهلوی»، آزادمردان بختیاری (بش ).
ابوالقاسمخان در سال (۱۳۲۷ هـ.ش) با درج آگهی در روزنامه، قصد خود را از فروش زمینهای ۳ پارچه آبادی تحت تملکش اعلان نمود. [ویرایش] ۶ - خرید زمینها توسط هرمز آرشدر آن زمـان، هرمز آرش معروف به اربابهرمز، از متمولان زردشتی، برای خرید این زمینها از یزد به تهران آمد. هرمز آرش، فرزند تیرانداز، زادهی روستای زردشتینشین خیرآباد یزد بود. به گفتهی خودش، در جوانی، با سرمایهای اندک ــ که از ۵۰ تومان بیشتر نبود ــ برای کار رهسپار هندوستان شده بود. در آن زمان، پارسیان هند از موقعیت اقتصادی خوبی برخوردار بودند و زردشتیان ایران در پی فرصتهای اقتصادی، نزد همکیشان خود در این کشور میرفتند. هرمز آرش که در هند در کارهای اقتصادی کامیاب بود، با داراییهای بسیار به ایران بازگشت. او در هند با دختردایی خود، پری آگاهی که در نوجوانی همراه پدرش به هند رفته بود، ازدواج کرد. گشتاسب آگاهی، پدر پری، در شهر بمبئی کارخانهی یخسازی داشت و از اینرو، به گشتاسب یخواله معروف بود. حاصل ازدواج هرمز آرش و پری ۳ دختر به نامهای زرین، دلنواز و یاسمین و دو پسر به نامهای رویینتن و تهمتن بود. هرمز آرش برای پیشنهاد خرید زمینهای ابوالقاسم خان، به باغ مجیدآباد، محل اقامت او رفت و با وی به گفتوگو نشست. ابوالقاسم بختیار که خوی و منش خانی داشت و برای خود در باغ مجیدآباد دستگاه خانی برپا کرده بود، از اینکه میدید هرمز آرش بدون ترس از جایگاه او، دربارهی چنین معاملهای کلان به گفتوگو نشسته است، با او بر سر قیمت زمینها به توافق رسید. این زمینها برپایهی نقشهبرداریای کـه در آن زمـان انجام شد، حدود ۳۶ میلیون مـ۲ مساحت داشت و سند مالکیت آن به نام عظیمه بختیار، همسر ابوالقاسم بختیار بود. احتمالاً ابوالقاسم خان که از جان خود بیم داشت، پیشترها این زمینها را به نام همسر خود کرده بود. سرانجام در آبانماه سال (۱۳۲۷ هـ.ش) سند مالکیت ۳ دانگ از این زمینها به نام هرمز آرش و ۳ دانگ دیگر آن به نام پری آگاهی انتقال داده شد. هرمز آرش نام تهرانپارس را بر این زمینها نهاد و از آن پس این زمینها به این نام خوانده شد. ۶.۱ - موقعیت جغرافیایی تهرانپارس در گذشتهدر آن زمان، محدودهی تهرانپارس به این شکل بود: • از شمال به گردنه قوچک؛ • از جنوب به جاده دماوند؛ • از شرق به زمینهای جوادیه و خاکسفید؛ از غرب به زمینهای نارمک، سازمان چای و قنات کوثر محدود بود. [۹]
فیروزمند، هرمز (از کارمندان تشکیلات هرمز آرش در اجرای طرح ساخت تهرانپارس)، گفتوگو با مؤلف.
۶.۲ - وضعیت مسکونیزمینهای تهرانپارس تا چند سال پس از آن تاریخ، همچنان در وضعیت روستایی خود باقی ماند. برپایهی سرشماری رسمی (۱۳۳۵ هـ.ش) روستاهای مجیدآباد و مهدیآباد پابرجا و دارای سکنه بودهاند. در این گزارش، از تهرانپارس بهعنوان یکی از کانونهای جمعیتی پیرامونی تهران با ۱۵۱ تن جمعیت نام برده شده است که نشان از شکلگیری یک کانون جمعیتی تازه در پیرامون تهران دارد. [۱۰]
گزارش مشروح حوزه سرشماری تهران، وزارت کشور، تهران، ۱۳۳۷ ش، ص۲و ۶و۷.
۶.۳ - ساختوساز در زمینهای تهرانپارسدر میانههای دههی (۱۳۳۰ هـ.ش) با افزایش روزافزون شمار جمعیت تهران، هرمز آرش بر آن شد تا در زمینهای تهرانپارس به ساختوساز بپردازد. او برای اینکار با وفادار تفتی، از تاجران معتبر زردشتی، گفتوگو کرد. وفادار تفتی معروف به ارباب وفادار در بازار تهران و یزد تاجری خوشنام بود و تجارتخانهای به نام «شرکت تضامنی تفتی و برادران» داشت که شعبهای از آن در تهران و شعبهای دیگر در یزد فعال بود. او با همکاری برادر همسرش، ارباب رستم دینیار مرزبان، گروهی از مهندسان از جمله ناصرزاده و پورتیمور را برای انجام کارهای زیرساختی مانند نقشهبرداری، تسطیح، خیابانکشی، ساخت مخازن آب و برپایی کارخانهی برق و مرکز مخابراتی دعوت به کار کرد. در آبادانی تهرانپارس، افزون بر خانهسازی، مراکز آموزشی، درمانی، ورزشی، تفریحی و خدماتی نیز پیشبینی شده بود. ۶.۴ - موقوفات و فعالیتهای خیریه زردتشتیانمراکز زیر ساختی را بیشتر هرمز آرش، پری آگاهی، رستم گیو و دیگر نیکوکاران زردشتی وقف کرده بودند. از آن میان میتوان به درمانگاه رویینتن آرش اشاره کرد که آن را هرمز آرش و پری آگاهی به یاد فرزند از دست رفتهی خود برپا کردند. دبیرستان دخترانهی پری آگاهی آرش، مدرسهی راهنمایی هرمز آرش، مدرسر راهنمایی استاد خدابخش و دبیرستان استاد پورداود از دیگر موقوفات زردشتیان در تهرانپارس است. همچنین پری آگاهی قطعهزمینی به مساحت ۰۰۰‘۶۰ مـ۲ در شرق تهرانپارس، وقفِ جمعیت شیر و خورشید ایران (هلالاحمر کنونی) کرده بود. از این زمین تا چندین سال بهعنوان انبار جمعیت هلالاحمر بهرهبرداری میشد. آنکه در میانههای دههی (۱۳۸۵ هـ.ش) بیمارستانی به نام هلالاحمر ایران در آن برپا شد و در سال (۱۳۹۰ هـ.ش) گشایش یافت. در این بیمارستان، تندیسی از پری آگاهی به پاس نیکوکاریهایش نصب شده است. هرمز آرش نیـز قطعـهزمینی بـه مساحت ۰۰۰‘۱۱۴ مـ۲، وقف انجمن زردشتیان تهران کرده بود تا در آن درمانگاه، خوابگاه دانشجویان و سرای سالمندان برپا شود. این قطعهزمین بزرگ که در حوالی فلکهی دوم تهرانپارس (چهارراه اشراق)، میان خیابان جشنواره در جنوب و خیابان ۱۸۲ شرقی در شمال جای دارد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی به تصاحب افرادی سودجو درآمد و به قطعات کوچک تقسیم و در آن خانهسازی شد. از دیگر کارهای نیک هرمز آرش، ساخت مجتمع ورزشی فرحناز (شهید عراقی کنونی) و واگذاری آن به سازمان تربیتبدنی است. از دیگر موقوفات زردشتیان در تهرانپارس، مجتمع مسکونی رستمباغ است که رستم گیو آن را وقف زردشتیانی کرده بود که توانایی خرید خانه را در تهران نداشتند. برپایهی وقفنامهی رستمباغ (ه م) این دسته از زردشتیان میتوانستند تا مدت ۵ سال با پرداخت هزینههای جاری مجتمع مانند بهای تلفن، آب و برق مصرفی، در آنجا ساکن شوند تا توانایی خرید خانه را پیدا کنند. افزون بر اینها، نیکوکاران زردشتی آتشکدهای در خیابان جشنواره برای زردشتیان ساکن تهرانپارس برپا و ۳ قطعه زمین برای ساخت مسجد و خانهی پیشنمازان این مسجدها به سازمان اوقاف واگذار کردند. ۶.۵ - مراکز آموزشی و تفریحی شاخصاز مراکز آموزشی و تفریحیای که در تهرانپارس ساخته شده بود، میتوان از هنرستان تهرانپارس و سینمای ماشینرو نام برد. سینمای ماشینرو سینمایی با گنجایش ۲۷۰ خودرو بود که تماشاچیان با خودروهای خود وارد آن میشدند و با نصب بلندگویی به پنجرهی خودرو، به تماشای فیلم مینشستند و صدای فیلم را درون خودرو به دلخواه خود تنظیم میکردند. هنرستان تهرانپارس همانند مدرسهی مارکار یزد ساخته شده بود و در آن کارگاههای خیاطی، قالیبافی، نجاری، منبتکاری و همچنین درمانگاه و خوابگاه برای دانشآموزان شهرستانی پیشبینی شده بود. برای انبوه ساختوسازهایی که در تهرانپارس انجام میگرفت، ارباب وفادار تفتی با بهرهگیری از اعتبار خود نزد مردم، سرمایهگذار جذب میکرد و در برابر پولی که از سرمایهگذاران میگرفت، به آنها به امضا و پشتنویسی خود و رستم دینیار مرزبان سفته میداد. ۶.۶ - اختلافات مالی و تغییر مالکیتپس از بروز اختلاف میان هرمز آرش و وفادار تفتی، با حکمیت رستم گیو قرار شد که هنرستان تهرانپارس بـا مساحـت حـدود ۰۰۰‘۲۰ مـ۲ و سینمـای ماشینرو و چند قطعه زمین دیگر در محدودهی تهرانپارس برای تسویهحساب با ارباب وفادار تفتی، بابت سفتههایی که به سرمایهگذاران داده بود، به او واگذار شود. به پیشنهاد اسفندیار یگانگی، هنرستان تهرانپارس به انجمن ایرانی بمبئی داده شد. چندی پس از آن، مالکیت هنرستان در اختیار انجمن زردشتیان تهران قرار گرفت و به مجموعهی دینی، فرهنگی و ورزشی مارکار بدل شد. [ویرایش] ۷ - طراحی شهرسازی اولیهدر طراحی تهرانپارس، شیوهی شهرسازی نوین رعـایت شده است؛ که عبارتند از: ۷.۱ - طرح شطرنجیخیابانهای منظـم در امتـداد شرقی ـ غربی و شمالی ـ جنوبی بهصورت شطرنجی یکدیگر را قطع میکنند. دو خیابان اصلی یکی در امتداد شمالی ـ جنوبی و دیگری در امتداد شرقی ـ غربی، راه دسترسی خیابانها را به یکدیگر آسان میسازند. خیابانهای تهرانپارس با شمارههایی نامگذاری شده بودند که از شمارهی ۱۰۰ آغاز میشدند. خیابانهای شرقی ـ غربی با شمارههای زوج و خیابانهای شمالی ـ جنوبی با شمارههای فرد نامگذاری شده بودند. ۷.۲ - نامگذاری خیابانهادر این میان، شماری از خیابانها نیز نام برخی از کسان را بر خود داشتند؛ مانند خیابان اصلی شمالی ـ جنوبی تهرانپارس که از فلکهی اول تا فلکهی چهارم امتداد دارد و تیرانداز نامگذاری شده بود. هرمز آرش این نام را به یاد پدرش بر این خیابان نهاده بود. خیابان تیرانداز پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نخست به خیابان آرش تیرانداز (اشاره به نام قهرمان اساطیری ایران، آرش کمانگیر) و پس از چندی به حجر بن عدی (از یاران علی (علیهالسلام)) تغییر نام داد. دیگر خیابان اصلی تهرانپارس را که در امتداد شرقی ـ غربی کشیده شده است، به پاس خدمات مهندس ناصرزاده در ساخت تهرانپارس، خیابان ناصر نامیده بودند. پس از اتصال تهرانپارس به تهران، این خیابان به نام یکی از افسران ارتش ایران در دورهی پهلوی دوم، بزرگراه فرسیو نام گرفت. پس از انقلاب اسلامی به بزرگراه رسالت تغییر نام داد. برخی از نامگذاری که خیابانها به این صورت است: • خیابان رشید به نام عموی هرمز آرش؛ پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در زمان جنگ هشتسالهی عراق با ایران، بسیاری از خیابانهای تهرانپارس به یاد شهدای انقلاب و جنگ به نام آنان نامگذاری شد.• بلوار پروین به نام دختر رستم دینیار مرزبان، از مجریان طرح ساخت تهرانپارس؛ • خیابان خدایار به نام پسرعموی هرمز آرش؛ • خیابان رویینتن به نام پسر هرمز آرش؛ • خیابان جمشید به نام یکی از کارکنان مؤثر در اجرای طرح ساخت تهرانپارس؛ • همچنین خیابانی به نام تاگور، شاعر بزرگ هند، نامگذاری شده بود. [ویرایش] ۸ - فلکهها و تغییرات پس از انقلابتهرانپارس نخست دارای ۴ فلکه بود؛ فلکه اول هرمز، فلکه دوم تفتی، فلکه سوم رویینتن و فلکه چهارم وفادار نام داشت. در سالهای پس از انقلاب اسلامی با ساخت برجی تجارتی به نام برج پارسیان در گوشهی جنوب شرقی فلکهی دوم، این فلکه از صورت اولیهی خود خارج و به چهارراه بدل شد و از آن پس چهارراه اشراق خوانده شد. این برج که در کنار رستمباغ، از موقوفات خیریهی رستم گیو، جای دارد، در زمینی برپا شده است که تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، به رستم گیو تعلق داشت و از موقوفات او بود. رستم گیو میخواست تا در این زمین برای بزرگداشت همسرش، مروارید امانت، باغی با کاربری عامالمنفعه به نام «مرواریدباغ» احداث کند، اما این زمین پس از انقلاب اسلامی همچون دیگر املاک رستم گیو مصادره و به بنیاد مستضعفان واگذار شد. [ویرایش] ۹ - تامین آب و برق پیش از اتصال به شبکه سراسریتا پیش از سال (۱۳۴۸ هـ.ش) که تهرانپارس به شبکهی آب و برق تهران متصل شود، این محله دارای شبکهی آب و برق ویژهی خود بود. مجریان ساخت تهرانپارس برای تأمین آب مصرفی ساکنان آن، ۵ حلقه چاه عمیق حفر کرده بودند: • چاهی در فلکهی اول به نام چاه هرمز؛ آب این ۵ حلقه چاه در ۳ مخزن آب، یکی در فلکهی چهارم به نام منبع تیرانداز، دیگری در فلکهی دوم به نام منبع تفتی و یکی دیگر در فلکهی اول، ابتدای خیابان گلبرگ به نام منبع هرمز ذخیره میشد و از آنجا از طریق شبکهی لولهکشی به خانهها میرفت.• چاهی در خیابان فرجام، نرسیده به بزرگراه شهید باقری به نام چاه تفتی؛ • چاهی در خیابان جشنواره، در حدود چهارراه سیدالشهداء به نام چاه ثریا (همسر محمدرضا شاه)؛ • چاهی در خیابان عادل به نام چاه عادل؛ • چاهی در فلکهی چهارم به نام چاه تیرانداز. همچنین برای تأمین برق مورد نیاز اهالی تهرانپارس، تأسیساتی مشتمل بر ۵ دستگاه مولد برق، واقع در بالاتر از فلکهی دوم، میان خیابانهای رویینتن (۱۸۲ شرقی) و تیرانداز نصب شده بود. [ویرایش] ۱۰ - سرنوشت و مالکیت زمینها بعد از انقلابهرمز آرش در سال (۱۳۵۱ هـ.ش) درگذشت و سرپرستی املاک او را تهمتن آرش بر عهده گرفت. با پیروزی انقلاب اسلامی در سال (۱۳۵۷ هـ.ش) او و خانوادهاش ایران را ترک کردند. از آنجا که املاک خانوادهی آرش بدون سرپرست رها شد، دولت سرپرستی این زمینها را بر عهده گرفت. بعدها در جنوب زمینهای باغ مجیدآباد که روزی اقامتگاه هرمز آرش و خانوادهاش بود. برجهایی برای سکونت فرهنگیان ساخته شد و زمینهای بر جای مانده نیز به بوستان پلیس، از بزرگترین بوستانهای تهران، بدل گشت. در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی با ساختوسازهای بیرویه و غیراصولی در زمینهای تهرانپارس، این محله از وضعیت اولیهای که مجریان ساخت آن در نظر داشتند، خارج شد و از فهرست محلههای اعیاننشین تهران بیرون آمد. امروزه در تهرانپارس، گروههایی از طبقات متوسط اجتماعی سکونت دارند. [۱۱]
فیروزمند، هرمز (از کارمندان تشکیلات هرمز آرش در اجرای طرح ساخت تهرانپارس)، گفتوگو با مؤلف.
[ویرایش] ۱۱ - پانویس
[ویرایش] ۱۲ - منبع• کرمهمدانی، علی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، دانشنامه تهران بزرگ، برگرفته از مقاله «تهران پارس»، ص۶۶۴. ردههای این صفحه : دانشنامه تهران بزرگ | محله های تهران
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||