ضراب خانه
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
ضرابخانه zarrāb-xāne ، نام محل ضرب مسکوکات رسمی
ایران در دوره
قاجار است.
از زمان
ناصرالدینشاه با تمرکز در
تهران، به مرکز ضرب سکههای استاندارد بدل شد.
نخستین ضرابخانهی متمرکز در محل کارخانهای متروکه در نزدیکی تهران راهاندازی شد و به همین نام شهرت یافت.
با خرید ماشینآلات اروپایی و مشارکت مستشاران خارجی، این مرکز توسعه یافت.
اداره آن ابتدا به رجال ناصری مانند
امینالسلطان و سپس به امینالضرب واگذار شد.
در دورههای بعد، ضرابخانه بارها دچار تغییر مدیریت، اختلافات، و اتهامات مالی شد.
در زمان
مظفرالدین شاه، با مشارکت بلژیکیها، توسعه یافت و به دو بخش «
ضرابخانه ناصری» و «
ضرابخانه مظفری» تقسیم شد.
روستای اطراف این مرکز، به مرور به محله ضرابخانه در شمال شرق تهران بدل شد.
در دهه (۱۳۴۰هـ.ش) این منطقه به تهران ملحق و بعدها با
محله پاسداران ادغام شد.
امروزه ضرابخانه به عنوان منطقهای در منطقه ۴ شهرداری تهران، بخشی از بافت شهری تهران محسوب میشود و در اختیار مراکز مالی و بانک مرکزی قرار دارد.
[ویرایش]
ضرابخانه محل ضرب مسکوکات دولتی از دورهی ناصرالدین شاه قاجار بود.
بعدها روستایی از توابع
شمیران و امروزه محلهای به همین نام که در محدودهی شهرداری منطقه ۴ تهران واقع است.
[ویرایش]
در دورهی قاجار و تا پیش از دورهی ناصری، هر یک از شهرهای بزرگ ایران ضرابخانهای مخصوص به خود داشت که سکههای ضربشده در آنها از نظر خط و شکل با یکدیگر تفاوت داشتند.
دولت برای هریک از این ضرابخانهها، سرپرستی به نام «معیر» انتخاب میکرد.
ناصرالدین شاه قاجار در نخستین سفر اروپایی خود در (۱۲۹۰ هـ.ق/ ۱۸۷۳ م) از نزدیک سکههای رایج در کشورهای اروپایی را مشاهده کرد.
با دیدن سکههای استاندارد با وزن و عیار معین در آنجا، مقایسهشان با سکههای رایج در ایران، درصدد یکنواخت کردن مسکوکات و متمرکز ساختن ضرابخانهها در تهران برآمد.
[ویرایش]
ناصرالدین شاه پس از بازگشت از اروپا، ماشینآلات اولیهی ضرابخانه را از برخی از کشورهای اروپایی همچون فرانسه خریداری کرد.
با کمک مستشاران اتریشی ضرابخانهای را در محل کنونی محلهی ضرابخانه برپا کرد.
از آن پس، این منطقه به «ضرابخانه» شهرت یافت.
محل ضرابخانه در ابتدا کارخانهی ریسمانریسی بود که تجهیزات آن را در (۱۲۷۵ هـ.ق) محمود ناصرالملک (د ۱۳۰۵ هـ.ق) ــ از رجـال و وزیـران دورهی ناصری ــ از مسکو خریداری کرده و به تهران آورده بود.
این کارخانه پس از مدتی فعالیت، به صورت متروک باقی ماند؛ اما سرانجام در ۲
جمادیالآخر سال (۱۲۹۴ هـ.ق) ضرابخانهی جدید دولتی با حضور ناصرالدین شاه گشایش یافت.
در آغاز، همگان امید داشتند که با گشایش این مکان اصلاحاتی در امور ضرب سکه صورت گیرد؛ اما این امر با دشواریهایی همراه بود.
[ویرایش]
ادارهی ضرابخانه در روزگار ناصری برعهدهی وزارت مالیه بود.
از آنجا که مسئولیت ادارهی آن ازجملهی مشاغل امنیتی و حساس به شمار میآمد، در آغاز، ناصرالدین شاه، محمدابراهیم امینالسلطان (د ۱۳۰۰ هـ.ق) ــ از رجال دورهی ناصری ــ را به ریاست آن منصوب کرد.
پیشتر ادارهی ضرابخانهها، به صورت موروثی در اختیار خاندان معیرالممالک قرار داشت.
پس از آن، امینالسلطان تمام ضرابخانههای ایران را تعطیل و سکههایی مدور با وزن و عیار مشخص ضرب کرد.
در (۱۲۹۵ هـ.ق/ ۱۸۷۸ م) پول مسی و در (۱۲۹۶ هـ.ق) پولهای دیگری در این ضرابخانه ضرب شد.
[ویرایش]
امینالسلطان بعدها حاجی محمدحسن تاجر اصفهانی ملقب به کمپانی را که روابط دوستانهای با او داشت، بهعنوان دستیار خود برگزید.
از اینرو، به
حاجی محمدحسن لقب امینالضرب داده شد.
در سال (۱۳۰۰ هـ.ق/ ۱۸۸۲ م) محمدابراهیم امینالسلطان درگذشت.
از آن پس، تمام امور به فرزندش میرزا علیاصغر امینالملک، امینالسلطان دوم، ملقب به اتابک اعظم واگذار شد.
او نیز همچون پدر خود با امینالضرب که به طور رسمی مسئولیت ادار هی ضرابخانه را برعهده گرفته بود، همکاری کرد.
پیش از مسئول شدن امینالضرب در ادارهی ضرابخانه، نقر هی مورد نیاز آن از معادن ایران استخراج میشد.
پس از آنکه استخراج از معادن کشور به پایان رسید، امینالضرب با همکاری برخی از افراد ناشناس نقره مورد نیاز این کارخانه را از خارج وارد میکرد.
این سکههای نقره در کارخانهی جدید ضرابخانه به صورت سکههای یکنواخت ۵۰ دیناری (یکشاهی)، ۱۰۰دیناری (دوشاهی)، ۵۰۰ دیناری (دهشاهی) و ۰۰۰‘۱دیناری (قران) ضرب میشدند.
امینالضرب در دورهی حیات محمدابراهیم امینالسلطان و پسرش، میرزا علیاصغر امینالسلطان، همواره روابط نزدیک و صمیمانهای با آنان داشت.
تا آنجا که حتى برخی از نویسندگان نقش ایشان را در زمینهی اختلاس و رواج بیش از حد پول سیاه (مسی) پررنگ دانستهاند.
پساز این اتهامات، سرانجام در سال (۱۳۱۰ هـ.ق) امینالضرب از مقام خود عزل شد.
[ویرایش]
به جای او، ولی خان نصرالسلطنه (
محمدولیخان تنکابنی) ــ بعدها سپهسالار اعظم ــ مدتی ضرابخانه را اجاره کرد و خود مسئولیت ادارهی آن را برعهده گرفت.
پس از مدت کوتاهی امینالسلطان صدراعظم ــ حامی امینالضرب ــ با دسیسههایی باعث برکناری نصرالسلطنه و روی کارآمدن دوبارهی امینالضرب شد.
هرچند به گفتهی ماته، نصرالسلطنه بهسبب بیکفایتی و نابسامانی بازار، از مقام خود برکنار شد.
چندی نیز غلامعلی خان امین همایون در ادارهی ضرابخانه با امینالضرب مشارکت داشت.
در سال (۱۳۱۵ هـ.ق) میرزا علیخان امینالدوله که بهتازگی به جای امینالسلطان وزیر اعظم مظفرالدین شاه شده بود، ۳ بلژیکی را به ایران دعوت کرد و یکی از آنان را به نام انگلس به تنظیم امور و ادارهی ضرابخانه گماشت؛ ظاهراً انگلس توانست تا اندازهای به اوضاع ضرابخانه سامان بخشد.
[ویرایش]
در دورهی مظفری، ضرابخانه بخشی از وزارت داخله اعلام شد.
در آن دوره نیز پس از برکناری مجدد امینالضرب، مدت کوتاهی صنیعالدوله، پسر مرتضى قلیخان مخبرالدوله، مسئولیت ادارهی ضرابخانه را برعهده گرفت.
اما در سال (۱۳۱۵ هـ.ق) امینالضرب بار دیگر و برای آخرین بار به ریاست ضرابخانه منصوب شد و یک سال بعد نیز درگذشت.
در دورهی مظفری نیز اسباب و آلات دیگری برای این اداره خریداری و در شمال آن ساختمانی جدید بنا شد.
از اینرو، بعدها ضرابخانه به دو قسمت مجزای ضرابخانهی ناصری در جنوب، و ضرابخانهی مظفری در شمال بدل گشت.
[ویرایش]
پس از تأسیس بانک شاهنشاهی ایران توسط انگلستان، اداره و نظارت بر ضرابخانه به این بانک واگذار شد.
بهسبب قرار گرفتن انحصار چاپ و نشر اسکناس در اختیار این بانک، رسیدگی به امور سکه و اسکناس نیز به طور کلی در اختیار آن قرار گرفت و این وضعیت تا زمان انقلاب مشروطیت همچنان پابرجا بود.
[ویرایش]
در دورهی استبداد صغیر (۱۳۲۶-۱۳۲۷ هـ.ق/ ۱۹۰۸- ۱۹۰۹ م)
محمدعلی شاه قاجار ریاست ضرابخانه را به حاج محمداسماعیل آقا واگذار کرد.
پس از آن، با برپایی مجلس شورای ملی، قوانین جدیدی برای ضرابخانه و مسکوکات آن وضع شد.
بنابر نوشتهی مستوفی، در (۱۳۳۰ هـ.ق) بلژیکیها که ادارهی گمرک را در دست داشتند، ادارهی خزانهی مرکزی را نیز در محل ضرابخانهی ناصری دایر کردند.
[ویرایش]
در دورهی
رضاشاه نیز در ضرابخانهی مظفری ــ که بعدها به باغ رزمآرا شهرت یافت ــ سکه ضرب میشد.
در دورهی قاجار، روستایی به نام ضرابخانه وجود داشت که دارای چندین رشته قنات بود.
یکی از معروفترین آنها، قنات معروف به صاحبالزمانی، وقف محلهی چالهمیدان بود که مجرای آن در زیر شهر قرار داشت.
پس از آبیاری باغهای
شمیران و ضرابخانه و دیگر محلههای واقع در مسیر خود، به سمت محلهی چالهمیدان میرفت.
بعدها بهسبب خیابانکشیهای جدید، مسیر عبور این قناتها مسدود شد.
[ویرایش]
روستای ضرابخانه در ۵کیلومتری جنوب شرقی
تجریش، بر سر راه تهران به
سلطنتآباد قرار داشت.
ساکنان این روستا بیشتر کشاورز، یا کارگر ادارهی ضرابخانه بودند.
آب مورد نیاز روستای ضرابخانه برای کشاورزی و آشامیدن، از قنات و رود دربند تأمین میشده است.
از محصولات کشاورزی این روستا میتوان به کشت غلات اشاره کرد.
جمعیت این روستا براساس نخستین سرشماری رسمی کشور در سال (۱۳۳۵ هـ.ش) ۴۴۰ تن گزارش شده است.
[ویرایش]
در دههی (۱۳۴۰ هـ.ش) ضرابخانه در جریان توسعهی شهر تهران، به این شهر ضمیمه شد.
امروزه سال (۱۳۸۹ هـ.ش)، تمام این اراضی در اختیار بانک مرکزی است و با وجود ساختمانهای مختلف در آن، این منطقه به مرکز تجمع مراکز پولی و مالی کشور تبدیل شده است.
ضرابخانه در تقسیمات شورایاری در (۱۳۸۷ هـ.ش) با محلهی پاسداران ادغام شد.
[ویرایش]
محلهی ضرابخانـه ـ پـاسداران از شمال به
بزرگراه بابایی، از جنوب به
بزرگراه شهید زینالدین، از شرق به بزرگراه شهید صیاد شیرازی، و از غرب به خیابان پاسداران منتهی میشود.
محلهی ضرابخانه که در ناحیهی ۳ منطقهی ۴ شهرداری تهران واقع است.
در سال (۱۳۸۹ هـ.ش) با وسعت ۶۵۱‘ ۹۴۳‘ ۳ مـ۲ حدود ۵۸۱‘ ۲۷ تن جمعیت داشته است.
خیابان اصلی ضرابخانه، خیابان فرخی یزدی است که از میدانی به همین نام منشعب میشود.
مسجدجامع ضرابخانه یا مسجـد غدیـرخم با مساحتی در حدود ۶۰۰ مـ۲ در این محله قرار دارد.
[ویرایش]
[ویرایش]
•
موسویزاده، حسن، دانشنامه تهران بزرگ، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «ضراب خانه»، ص۱۵۴۴.