پیرجبار pīr-jabbār، زیارتگاهی ویران در جنوب شرقی آبادی گرمابدر، نزدیک رودخانهی خاتونبارگاه و کوه سرهچال است. این مکان در مختصات جغرافیایی °۵۱،´۳۸، ´´۵۵ طول شرقی و °۳۵،´۵۸، ´´۴۴ عرض شمالی در ارتفاع ۲۵۲۶ متری قرار دارد. تنها آثار باقیمانده از آن، پیهای تخریبشده و انباشتههای سنگ و گچ است. بنای اصلی که احتمالاً یک برج مقبرهای مشابه امامزادهی آبنیک بود، در دههی (۱۳۵۰ هـ.ش) بر اثر سیل کاملاً ویران شد. بنابر روایت معتمدین محلی، پیرجبار عارفی بود که در سفر از ری به مازندران در این محل درگذشت. برخی او را خادم حرم حضرت عبدالعظیم حسنی یا حتی خدمتکار شخصی آن حضرت میدانند. اهالی بهدلیل کرامات و تقوای او، بنایی بر مزارش ساختند. این بنا قطعاً یک آرامگاه کوچک با کارکرد مذهبی بوده و نه یک سازهی بزرگ غیردینی. [ویرایش] ۱ - معرفی پیرجبارپیرجبار زیارتگاهی بدون بنا که بنابر باورهای محلی، مدفن عارفی بههمین نام است. این مکان که امروزه تنها آثار کمی از آن برجای مانده، نمونهای از اماکن مذهبی-تاریخی کوچک است که بهدلیل تخریب طبیعی و بیتوجهی از بین رفته، اما هنوز در حافظهی جمعی مردم منطقه زنده است. [ویرایش] ۲ - موقعیت جغرافیاییاین زیارتگاه در فاصلهی ۳ کیلومتری جنوب شرقی آبادی گرمابدر است. در سمت جنوب رودخانهی خاتونبارگاه و در دامنهی سمت شمال کوه سرهچال و مزارع چارزگرد، در °۵۱، ´۳۸، ´´۵۵ طول شرقی و °۳۵، ´۵۸، ´´۴۴ عرض شمالی در ارتفاع ۵۲۶‘۲ متری از سطح دریا است. در لابهلای درختانی که در کف رودخانهی خاتونبارگاه روییدهاند، بنای ویرانهای وجود دارد. [ویرایش] ۳ - وضعیت کنونی و توصیف معماریدر وضعیت کنونی از چگونگی و مشخصات بنایی که در این مکان وجود داشته است، اطلاعاتی نمیتوان بهدست آورد. بنای اصلی که احتمالاً بهصورت یک برج مقبرهای بوده در سالهای (۱۳۵۰ تا ۱۳۵۳ هـ.ش) بر اثر جریان سیلی که در محل جاری گشت، ویران و با خاک یکسان شد. فقط آثار بخشهایی از پی آن باقی است. حدفاصل دیوارهها بر اثر تخریب بنا از سنگ و گل و قطعات گچ انباشته شده است. [ویرایش] ۴ - هویت پیرجبار و روایتهای تاریخیدر مورد شخصیت مدفون احتمالی در این مکان گفتههای گوناگونی وجود دارد. از جمعبندی گفتههای افراد معتمد و کهنسال روستاهای اطراف چند نکته عاید میشود که قابل توجه و تأمل است. نکتهی اول اینکه در این محل، بنای برج مقبرهای مانند بنای امامزادگان روستای آبنیک وجود داشته است. نکتهی دوم اینکه پیرجبار شخصی عارف و تارک دنیا بود. در جریان سفرش از ری به مازندران، در این محل بیمار گشت و دیگر قادر به ادامهی سفر نشد. او پس از چند روز درگذشت و همراهانش وی را در همین محل به خاک سپردند. پیرجبار در دوران جوانی در ری اقامت داشت و خادم مقبرهی حضرت عبدالعظیم حسنی بود. برخی نیز معتقد بودند که وی نه خادم مقبره، بلکه از خدمتکاران شخصی آن حضرت بود که پس از مرگ آن بزرگوار، آوارهی کوه و بیابان شد. سرانجام، زنـدگیاش در ایـن مکان پایان یافت. اهالی روستاهای اطراف بهسبب تقوا، پرهیزکاری و کراماتی که این پیر داشت، پس از مرگش بنایی بر مزارش ساختند تا نام او از یادها نرود. [ویرایش] ۵ - بنایی تاریخیآنچه به نظر قطعی میرسد این است که در این مکان بنایی تاریخی وجود داشته است که نمیتوان آن را انکار کرد. آثار موجود ازجمله بقایای پی معماری بنا، این مطلب را اثبات میکند. این بنا قطعاً یک بنای کوچک و درحد یک برج مقبرهای بوده است. آنقدر وسعت و گستردگی نداشته که بتوان آن را یک کاخ یا خانهی بزرگ دانست. اینگونه بناهای آرامگاهی برای افراد و اشخاصی ساخته میشد که مورد وثوق و اطمینان مردم و شخصیتی دینی بودهاند یا رهبری دینی جامعه را برعهده داشتهاند. [ویرایش] ۶ - منبعپازوکی طرودی، ناصر، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، دانشنامه تهران بزرگ، برگرفته از مقاله «پیرجبار»، ص۶۱۰. |
||||||||||||||||||