حسینیه ارشاد
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
{{منابع:حسینیه ارشاد (تهران)|عناوین مقالات دانشنامه تهران بزرگ|حسینیه ارشاد (تهران)}}
حسینیه ارشاد، hoseyniy(yy)e-ye eršād، نهادی غیرانتفاعی برای تبلیغات و تحقیقات دینی، در سال (۱۳۴۳ هـ.ش) تأسیس شد.
این حسینیه ابتدا بهصورت چادری در خیابان قبا برپا شد و با سخنرانیهای شهید
مرتضی مطهری به محبوبیت رسید.
در سال (۱۳۴۶ هـ.ش) حسینیه به مکان جدیدی منتقل و ساختمان آن با طراحی مدرن ساخته شد.
همچنین، در این دوره، یک مسجد با معماری گنبدخانهای بهصورت برجسته و با الهام از مسجد شیخ لطفالله طراحی و ساخته شد.
حسینیهی ارشاد بهعنوان یک مرکز فرهنگی و مذهبی، برنامههای آموزشی و فعالیتهای خیریه را برگزار میکرد.
علی شریعتی بهعنوان یکی از سخنرانان حسینیه انتخاب شد و تأثیر زیادی بر جوانان گذاشت.
با آغاز فعالیتهای سیاسی، حسینیه مورد توجه
ساواک قرار گرفت و در نهایت در سال (۱۳۵۱هــ.ش) تعطیل شد.
پس از پیروزی
انقلاب اسلامی، حسینیه ارشاد دوباره بازگشایی و به فعالیتهای خود ادامه داد.
[ویرایش]
حسینیه ارشاد نهادی غیرانتفاعی برای تبلیغات، تحقیقات و انتشار کتابهای دینی که در سال (۱۳۴۳ هـ.ش) تأسیس شد.
در سال (۱۳۴۳ هـ.ش) در حاشیهی جادهای که
تهران را به
شمیران متصل میساخت.
در منطقهی
چالهرز و در جایی که بعدها خیابان قبا نامیده شد.
عدهای از متدینان در ایام سوگواری ماه
محرم چادری برافراشتند و حسینیهای برپا کردند.
برای سخنرانی در این حسینیه از روحانیانی دعوت شد که بتوانند پیرامون مسائل روز و جهان اسلام سخن بگویند.
شهید مرتضى مطهری از جملهی این روحانیان بود.
[ویرایش]
سخنان مطهری برای برخی از شنوندگان که تلقی سنتی از حسینیه داشتند، مقبول واقع نشد.
اما بانیان و اقشار تحصیلکرده را چنان مجذوب ساخت که او سخنران اصلی و دائمی حسینیه شد.
بانیان حسینیه را مصمم ساخت تا با احداث بنایی مناسب، حسینیه را گسترش دهند و بهعنوان نخستین مؤسسهی دینی به ثبت رسانند.
ناصر میناچیمقدم (اولین وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در نخستین دولت بعد از
انقلاب اسلامی) و محمد همایون از نخستین کسانی بودند که تصمیم داشتند برای این حسینیه تشکیلات مناسبی دایر کنند تا ادارهی آن از حالت سنتی موجود آن زمان به شکلی نو و منطبق با نیاز روز تغییر یابد.
از آن برای تبلیغات مذهبی به صورتی سازمانیافته استفاده شود.
بانیان ابتدا برای برگزاری سخنرانیهای دینی و تبلیغات مذهبی، در اندیشهی تأسیس تالار بزرگی در محل کافهرستوران لقانته واقع در میدان بهارستان بودند، اما به عللی از تشکیل چنین تالاری منصرف شدند.
[ویرایش]
سرانجام، در حاشیهی خیابان زمرد (شهید گلنبی امروزی)، ۰۰۰‘۲ مـ۲ زمین از باغی به مساحت ۰۰۰‘۴ مـ۲، برای تأسیس حسینیه خریداری شد.
بعدها با گسترش حسینیه، باقیماندهی آن باغ نیز ضمیمهی حسینیه گشت.
در ساخت این حسینیه کوشش بسیار شد تا بنای آن به صورتی مدرن و امروزی ساخته شود.
در اواخر سال (۱۳۴۴ هـ.ش) کارهای ساختمانی حسینیه پایان یافت.
در سال (۱۳۴۶ هـ.ش) اعضای هیئتمدیرهی حسینیه، تصمیم گرفتند برای حفظ موقعیت تالار حسینیه، یک مسجد (شبستان) هم بنا سازند.
از اینرو، ۰۰۰‘۲ مـ۲ باقیماندهی آن باغ را که در ضلع شمالی حسینیه قرار داشت، خریداری کردند و به ساخت مسجد اهتمام ورزیدند.
بعدها طبق وصیت
علی شریعتی طبقهی زیرین این مسجد به کتابخانه اختصاص یافت.
در همان سال (۱۳۴۴ هـ.ش) بانیان حسینیه مشغول تنظیم طرحی بودند که حسینیه را به ثبت برسانند.
این طرح مستلزم راهبردی محتاطانه بود که باید با دقت و ظرافت تهیه میشد.
تأسیس انجمنی خیریه به کمک سرمایههای خصوصی چیزی نبود که رژیم پهلوی را نگران سازد و بنیانگذاران حسینیه نیز بر غیرسیاسی بودن آن تأکید کرده بودند.
بهخصوص آنکه درخواست صدور پروانهی ساختمان از سوی افراد غیرمذهبی داده شده بود.
[ویرایش]
قدرت حاکم آن روزگار از یکسو روحانیان را در برابر تغییرات اجتماعی موسوم به «انقلاب سفید» ناتوان میدید.
از سوی دیگر، اندیشههای کمونیستی نیز در میان جوانان و روشنفکران در حال نضج و توسعه بود.
در چنان اوضاعی قدرت حاکم احساس میکرد شکلگیری جریان سوم که هم با روحانیان سنتی درگیر شود و هم مارکسیسم را به نقادی کشد، خطری نخواهد داشت؛ بلکه چهبسا بتوان جبههای در مقابل آن دو خطر جدی گشود و آنها را تضعیف کرد.
ازاینرو، اتحاد مؤمنان روشنفکر و روحانیان غیرسنتی را مثبت تلقی میکرد و وجود محلی برای فعالیت اسلامی مورد پسند خویش را موافق طبع میشمرد. یاوری دلانکور، نوشین، «حسینیه ارشاد، دشنه اسلام در قلب تهران پهلوی»، تهران، پایتخت دویستساله، به کوشش شهریار عدل و برنار اورکاد، ترجمه ابوالحسن سروقد مقدم و دیگران، تهران، ۱۳۷۵ ش، ص۳۸۴.
بانیان حسینیه برای ثبت آن، یک نفر حقوقدان با نام عبدالحسین علیآبادی را که استاد دانشگاه بود، نیز به هیئت مدیرهی خود دعوت کردند.
آنها برای ادارهی امور علمی، تبلیغی و تحقیقاتی خود، از دانشمندان برجستهی آن زمان چون
محمدتقی جعفری، حجتالاسلام علی شاهچراغی و شهید
مرتضی مطهری هم دعوت به عمل آوردند تا در هیئت مدیرهی حسینیه شرکت کنند.
حسینیهی ارشاد در دی سال (۱۳۴۶ هـ.ش) در ادارهی ثبت شرکتها و دایرهی مؤسسههای غیرانتفاعی به ثبت رسید.
[ویرایش]
اعضای هیئتمدیرهی حسینیهی ارشاد عبارت بودند از:
• محمد همایون رئیس هیئت مدیره؛
• ناصر میناچیمقدم خزانهدار؛
• مرتضى مطهری نایبرئیس؛
• حجتالاسلام علی شاهچراغی
• محمدتقی جعفری اعضای علیالبدل.
همچنین
آیتالله محمود طالقانی، یدالله سحابی و مهدی بازرگان اعضای هیئت علمی و از محققان حسینیهی ارشاد بـودند.
[ویرایش]
ترتیب هیئت مدیره و سخنرانان حسینیه و همچنین بنای باشکوه آن از همان آغاز تأسیس، توجه ساواک را به خود جلب کرد.
این سازمان برآن شد که مأموران خود را بهطور گسترده در حسینیه نفوذ دهد تا گزارش جلسههایی را که در آنجا تشکیل میشد، به آگاهی مقامات مربوط برسانند.
نخستین گزارشی که از ساواک دربارهی حسینیهی ارشاد در دست است، مورخ ۲۲ شهریور سال (۱۳۴۴ هـ.ش) است.
گزارشگر ساواک در این گزارش به خطا چنین نوشته است: «با توجه به اینکه سابقاً
آیتالله خمینی نیز در این حسینیه سخنرانیهایی میکرده، موضوع قابل توجه به نظر میرسد».
حال آنکه حسینیه پس از تبعید امام خمینی تأسیس یافته بود.
این مطلب حاکی از ناآگاهی مأمور ساواک بوده است.
همچنین حضور محمدتقی شریعتی بنیادگذار کانون نشر حقایق اسلامی مشهد، با دعوت از سوی مرتضى مطهری به حسینیهی ارشاد، از دیگر عللی بود که ساواک را نسبت به حسینیه حساس کرده بود.
[ویرایش]
فعالیتهای حسینیهی ارشاد شامل تحقیق، تدریس و تبلیغ بود.
آموزش در آنجا به دو گونه صورت میگرفت:
۱. در سخنرانیهای عمومی، که در آنها سعی میشد زن و مرد جدا از یکدیگر بنشینند و موضوعهای منتخب طوری مطرح میگردید که موجب رنجش گروههای سنتی نشود؛ این سخنرانیها بهویژه در عیدهای مذهبی برپا میشد.
۲. آموزش به گروهی که دانشجویان این مؤسسه به شمار میرفتند.
بیشتر این گروه را دانشآموزان دبیرستانها و دانشجویان دانشگاهها و مراکز تعلیم و تربیت اسلامی تشکیل میدادند.
حسینیهی ارشاد از بدو تأسیس، دست به ابتکارها و نوآوریهایی زد که در جامعهی سنتی آن زمان نوعی بدعت قلمداد میشد.
کی از این اقدامات، احداث سالن سخنرانی مبله در این حسینیه بود.
سخنران خواه روحانی و خواه غیرروحانی به جای منبر، پشت تریبون قرار میگرفت و سخن میگفت.
موضوع دیگر که سخت مورد اعتراض واقع شد، این بود که شرکتکنندگان در طی سخنرانیها وقتی با نکتهای جالب روبهرو میشدند و میخواستند گوینده را تشویق و یا احساسات خود را ابراز کنند.
به جای صلوات فرستادن که در محافل مذهبی سنتی رایج بود، به کفزدن میپرداختند.
تا آن زمان در هیچ محفل مذهبی چنین امری سابقه نداشت.
کف زدن نوعی تجددطلبی و لهو و لعب به شمار میرفت و مبادرت به این امر در یک مکان مذهبی، نوعی توهین به مقدسات تلقی میشد.
با وجود جو مذهبی در این حسینیه، رعایت حجاب اسلامی اجباری نبود و جدایی میان دختر و پسر رسماً مراعات نمیشد.
[ویرایش]
آخر هفتهها، طلاب علوم دینی بهویژه از قم برای حضور در این حسینیه به تهران میآمدند.
به این ترتیب، نفوذ حسینیهی ارشاد به سرعت در حوزههای علمیه احساس شد و بحثهای پیشآمده در حسینیه حتى در نحوهی بیان و انشای طلبههایی که مجذوب روش و محتوای آن شده بودند، انعکاس یافت.
در تداوم کلاسها تحول بزرگ دیگری که صورت گرفت، وارد شدن حسینیهی ارشاد به عرصهی هنر بود.
نقاشی، تئاتر، فیلم و موسیقی از حوزههایی بود که حسینیهی ارشاد وارد آن شد و این هنرها را به خدمت پیامرسانی خود گرفت.
نمایش ابوذر و سربداران دو تئاتر موفقی بود که در آن زمان به روی صحنه آمد.
افزون بر این فعالیتها، جلب اعانه برای امور خیریه، بهویژه کمکهای مادی به مردم فلسطین، از دیگر فعالیتهای حسینیهی ارشاد بود که حساسیت ساواک را برانگیخت.
بنابراین، ساواک تلاش کرد تا از نحوه و میزان جمعآوری پول توسط حسینیهی ارشاد و ارسال آن به فلسطین آگاهی کسب کند .
[ویرایش]
در اواخر سال (۱۳۴۵ هـ.ش) اعضای هیئت مدیرهی حسینیهی ارشاد از طریق محمدتقی شریعتی (مدیر کانون نشر حقایق اسلامی در مشهد)، با پسرش علی شریعتی آشنا شدند.
او در این جلسه تمایل خود را با وجود گرفتاری در مشهد و نبود امکانات برای حضورش در تهران، برای همکاری با حسینیهی ارشاد اعلام کرد؛ اما مشکل علی شریعتی برای حضور در تهران این بود که هنگام ورود از اروپا به ایران دستگیر شده بود.
از اینرو، نگران آن بود که خروجش از حوزهی قضایی مشهد، به تعقیب مجدد وی منجر شود؛ اما با پیگیری از دیوان عالی کشور معلوم شد که سفرش از شهری به شهر دیگر ممنوع نیست.
به این ترتیب، با اتمام کار ساختمان حسینیه و انتقال به آنجا در سال (۱۳۴۶ هـ.ش) علی شریعتی نیز بهعنوان یکی از سخنرانان حسینهی ارشاد انتخاب شد. (میناچی، تاریخچه، ۵۱-۵۲؛ رهنما، ۳۳۰-۳۳۱).
[ویرایش]
در همان سال مرتضى مطهری درصدد برآمد برای پاسداشت سدهی ۱۵ بعثت پیامبر اسلام (ص)، مجموعه مقالههایی پیرامون زندگی آن حضرت منتشر سازد.
ازاینرو، از اندیشمندان و صاحبنظران درخواست کرد که هریک دربارهی دورهای از زندگی پیامبر اسلام (ص)، مقالهای ارائه کنند.
در این میان، دکتر علی شریعتی نیز به این کار پرداخت.
مقالههای ارائه شده در دو مجلد با عنوان محمد (ص)، خاتم پیامبران، انتشار یافت (میناچی، همان، ۶۰-۶۱).
شریعتی دو مقاله ارائه کرده بود و مطهری در روش تحقیق و محتوای بدعتگذارانه و حتى تجدیدنظرطلبانهی مقالات وی تحریف و اهانتی نیافت و با تحلیل طبقاتی او از ادیان و قرار دادن ادیان ابراهیمی در زمرۀ نمایندگان و مدافعان ستمدیدگان و محرومان نیز مخالفتی نداشت.
حتى روایتی که شریعتی در باب انتصاب ابوبکر به مقام امامت نماز جماعت در آخرین ساعات عمر پیامبر (ص) نقل کرده بود، موجب رنجش و مخالفت وی با چاپ این دو مقاله نشد. (رهنما، ۳۳۲).
اما مقالههای شریعتی، مجادلات و مناقشاتی را از جانب روحانیان و افراد مذهبی سنتی برانگیخت و فشارهایی را به حسینیهی ارشاد وارد ساخت. (میناچی، همانجا).
بههمینسبب، جلسهای در منزل یکی از اعضای هیئت مدیره تشکیل شد و از حجتالاسلام محمدتقی فلسفی نیز دعوت به عمل آمد تا راه حلی پیدا کنند و از موج عظیم ضدیت با حسینیهی ارشاد و علی شریعتی ــ که بیشتر از سوی روحانیان و افراد مذهبی سنتی بود ــ کاسته شود.
در این جلسه حجتالاسلام فلسفی مقالهها را خواند و گفت: من مطلب مهمی که باعث آن همه تبلیغات سوء شده باشد، به دست نیاوردم، و تنها ایرادی که به مقالههای شریعتی داشت این بود که چرا در تمامی این دو مقاله از القاب خاص حضرت محمد (ص) استفاده نشده و به جای استفاده از کلمهی حضرت در مقابل نام رسول اکرم (ص)، در همهجا تنها به نام محمد اکتفا شده است. (همانجا).
[ویرایش]
با اینحال، مطهری که در شریعتی استعدادهایی یافته بود، از او دعوت کرد برای سلسله سخنرانیهایی که به مناسبت پانزدهمین سدهی بعثت پیامبر (ص) برگزار میشد، آماده شود. (حسینیه، نه؛ رهنما، ۳۳۳).
با استقبال گرمی که از علی شریعتی در حسینیهی ارشاد به عمل آمد، شهرت دیگر سخنران پرشور غیرروحانی ــ فخرالدین حجازی ــ که مخاطبان بسیاری را تحت تأثیر خود قرار داده بود، به سرعت فروکش کرد.
فخرالدین حجازی که به دعوت مطهری، همکاری خود را با حسینیهی ارشاد آغاز کرده بود، آماج انتقادات دیگران قرار گرفت.
روحانیان سنتی او را رقیب خطرناکی میدانستند و گروهی نیز با اشاره به مقالههایی که حجازی در حمایت از حاکمیت نوشته بود، او را به ضعف شخصیت متهم میکردند.
مطهری نیز میکوشید به حضور حجازی در حسینیه پایان دهد، اما هیئت مدیره مانع از آن میشد و این نخستین جرقهی اختلافات مطهری با هیئت مدیرهی حسینیهی ارشاد بود. (همو، ۳۳۳-۳۳۵).
در نهایت پس از رفتن حجازی و حضور علی شریعتی، حسینیهی ارشاد به فصل تازهای از فعالیتهای خود راه یافت.
ساواک در ابتدا از علی شریعتی چنین تصوری داشت که هم افکار سنتی و خرافی مذهبی را نقد میکند و هم مارکسیسم را.
او مستقیماً به دستگاه حاکم حمله نمیکرد و از یک نهضت فکری و فرهنگی سخن میگفت.
شاید تئوریسینهای ساواک بر این خیال بودند که مشغول شدن جوانان به کارهای فکری و فرهنگی، آنها را از رادیکال شدن و تقویت مبارزات قهرآمیزی که در آن دوران در حال شکلگیری بود، بازدارد.
تمامی این محاسبات از نظر دانش امنیتی و سیاسی صحیح به نظر میرسید و چهبسا نشاندهندهی هوشیاری و نوعی مدیریت استراتژیک بود.(غنی، ۱۴).
[ویرایش]
همکاری گستردهی علی شریعتی با مؤسسان حسینیهی ارشاد که با استقبال جوانان، بهویژه دانشجویان داخل و خارج کشور روبهرو شده بود، سبب شد که نوارهای گردآوریشده از سخنرانیهای علی شریعتی در حسینیهی ارشاد به صورت جزوه و کتاب منتشر گردد.
شمار قابل ملاحظهای از این کتابها به سوریه و لبنان ارسال میشد که برخی از آنها به وسیلهی امام موسى صدر و مصطفى چمران از فارسی به عربی ترجمه گردید.
آثار مرتضى مطهری و نوارهای سخنرانیها و آثار چاپشدهی علی شریعتی، چه از طریق مسافر و چه از مرکز پخش مستقر در لبنان، به نجف اشرف و به دست امام خمینی نیز رسیده بود و اغلب سخنرانیهای علی شریعتی، توسط حجتالاسلام محمود دعایی از برنامهی «روحانیت مبارز» در رادیو بغداد پخش میشد. (میناچی، تاریخچه، ۳۹۰-۳۹۱).
[ویرایش]
پس از انتشار کتاب محمد (ص)، خاتم پیامبران در سال (۱۳۴۷ هـ.ش) مقالههای شریعتی، بهویژه مقالهی «از هجرت تا رحلت» موجب بروز نارضایتی شدید در میان روحانیان سنتی گردید.
اختلافهای شریعتی و مخالفانش به کشمکشهای میان شیعه و سنی مربوط میشد و به زمان پیامبر اسلام (ص) و خلفای راشدین برمیگشت.
مخالفان وی ازجمله سید مرتضى جزایری و لنکرانی جزوهای پنجصفحهای تهیه کردند و به ۴ مورد اشاره نمودند.
در این جزوه بیش از هر چیز به روایتی که شریعتی از رضایت پیامبر اسلام (ص) به امامت ابوبکر در نماز جماعت در آخرین ساعات عمرش نقل کرده بود، حمله شده بود؛ ثانیاً، در جزوه به بخشهایی از مقالهی شریعتی اشاره شده بود که در آنها از ابوبکر و عمر تصویر مثبت و خوشآمدی ترسیم شده بود.
نویسندگان جزوه از ترتیب اسامی موجود در این فهرست به این نتیجه رسیده بودند که از نظر شریعتی، شأن و مقام ابوبکر از همه برتر، و حضرت علی (ع) از همه پایینتر است.
مخالفان در این جزوه نوشته بودند که مشکل واقعی حسینیهی ارشاد صرفاً این نیست که «وهابیگری و سنیگری را ترویج ... ، به مبانی و اصول تشیع حمله ... یا مفاسدی نظیر رقصیدن و ارتباط جنسی میان زن و مرد را تبلیغ میکند»، بلکه مشکل اصلی اینجا ست که این مؤسسه «همه نوع لامذهبی و لاادریگری را اشاعه داده است».
آنها نام «یزیدیهی اضلال» را برای حسینیهی ارشاد انتخاب کرده بودند، اصطلاحی که گویا از سوی مرتضى جزایری ساخته شده بود.
[ویرایش]
مطهری درصدد برآمد در مقابل تبلیغات روزافزون بر ضد حسینیهی ارشاد و شریعتی، به رد شایعات و تهمتهایی نظیر وهابیگری و سنیگری بپردازد.
به همین منظور، در ۳۱ مرداد (۱۳۴۸) دو ماه پس از ممنوع شدن علی شریعتی از سخنرانی در مجامع عمومی، اعضای هیئت مدیره تصمیم گرفتند که در چاپ دوم نخستین جلد محمد (ص) خاتم پیامبران، مقدمهای روشنگر بگنجانند، اما بهتر دانستند که شریعتی خود به تبیین موضوع بپردازد و با استدلالهای خود به انتقادات مخالفان پاسخ دهد. (رهنما، ۳۴۲-۳۴۵).
از آغاز سال (۱۳۴۸هـ.ش) تا پایان سال (۱۳۴۹ هـ.ش) انتخاب سخنران و اعضای هیئت علمی حسینیهی ارشاد زیر نظر شهید مرتضى مطهری بود.
در این سالها آیتالله مرتضى مطهری ۴۹ جلسه، محمدتقی شریعتی ۳۶ جلسه، علی شریعتی ۲۴ جلسه، صدرالدین بلاغی ۱۹ جلسه و حجتالاسلام علیاکبر هاشمی رفسنجانی ۱۵ جلسه در حسینیهی ارشاد سخنرانی کردند.
همچنین حجتالاسلام علی خامنهای، آیتالله ناصر مکارم شیرازی، علی دوانی، حجتالاسلام محمد بهشتی، محیط طباطبایی، مرتضى شبستری، جلالالدین همایی و جعفر شهیدی از دیگر سخنرانان آنجا بودند. (میناچی، تاریخچه، ۵۳-۵۵).
[ویرایش]
از سال (۱۳۴۷ تا ۱۳۵۰ هـ.ش) مسئولان حسینیهی ارشاد برای برقراری ارتباط نزدیکتر با دانشجویان خارج از کشور و کمکرسانی به مبارزان مسلمان فلسطینی و معرفی آنان به مسلمانان جهان، تصمیم گرفتند در سفرهای حج به تبلیغ حسینیهی ارشاد بپردازند.
اما بهسبب آنکه در کاروانهای حج اعزامی از طرف سازمان اوقاف، تعدادی مأمور ساواک مراقب حجاج بودند، امکان هیچگونه فعالیتی وجود نداشت.
بنابراین، حسینیهی ارشاد از سال (۱۳۴۷ هت.ش) مستقلاً یک کاروان حج راهاندازی کرد و از آن طریق با انتخاب زوار آشنا و مورد اطمینان خود، در مدینه، مکه، عرفات و مشعر با دانشجویان خارج از کشور و مبارزان فلسطینی، ملاقات کرد تا ضمن مبادلهی مطالب و کتابها و برقراری جلسههای بحث و سخنرانی، آنان را با حسینیهی ارشاد بیشتر آشنا سازد.
برگزاری مراسم حج تمتع با همکاری شهید مرتضى مطهری، محمدتقی شریعتی، علی شریعتی، صدرالدین بلاغی، عبدالله نورانی و غلامرضا سعیدی صورت میگرفت. (همان، ۶۹-۷۱)
[ویرایش]
در آغاز سال (۱۳۵۰ هـ.ش) فعالیتهای حسینیه به دو بخش تقسیم شد:
بخش تبلیغات، که مرتضى مطهری امور آن را به علی شریعتی واگذار کرد و بخش تحقیقات، که خود آن را اداره میکرد.
مطهری از رضا اصفهانی، محمدتقی شریعتی، حجتالاسلام جواد معادیخواه و امیر نجفآبادی برای کارهای تحقیقاتی و راهاندازی نشریات و کتابها، زیر نظر خود دعوت به همکاری کرد. (همان، ۵۵، ۶۳).
در این دوره کتابهای عدل الٰهی، جاذبه و دافعۀ علی (ع)، وحی و نبوت، و حجاب به چاپ رسید (همانجا).
[ویرایش]
روند فعالیتهای حسینیهی ارشاد که رفتهرفته جنبههای سیاسی آن روشنتر میشد، حساسیت ساواک را به صورتی روزافزون برمیانگیخت.
جهتگیریهای سیاسی و ضد رژیم سخنرانان که گاه صریح و گاه در لفافه بیان میشد، بر انبوه مخاطبان میافزود و ناگزیر دامنهی مراقبتهای ساواک نیز افزایش مییافت.
از سوی دیگر، برخی از روحانیان با نظریههای ارائه شده از سوی علی شریعتی مخالف بودند.
این مخالفتها تنشهایی را در حسینیه به وجود آورده بود؛ ازاینرو، جلسههایی دربارهی تعیین تکلیف سخنرانان و نحوهی انتخاب آنان تشکیل شد.
همچنین جلسههای فوقالعادهای مرکب از هیئت مدیره و ۶ تن از مشاوران اصلی و مشاوران روحانی و غیرروحانی تشکیل گردید و در آنجا پیشنهاد شد که کسانی چون حجتالاسلام محمد بهشتی، محمدجواد باهنر، آیتالله مرتضى عسگری، حجتالاسلام علیاکبر هاشمی رفسنجانی، محمد امامی کاشانی و محمدرضا مهدوی کنی برای مشاوره دربارهی مسائل حسینیهی ارشاد حضور داشته باشند.
بااینحال، رابطهی مرتضى مطهری به جهت اختلاف نظر در چگونگی ادارهی حسینیهی ارشاد با اعضای هیئت مدیره در سال (۱۳۴۹ هـ.ش) تیره شده بود. (همان، ۸ بب ).
[ویرایش]
آن دسته از روحانیانی که با حسینیهی ارشاد مخالف بودند، هیئتی را به نجف نزد امام خمینی (ره) فرستادند تا ایشان فتوایی بر ضد علی شریعتی صادر کنند، اما موفق نشدند. (یاوری، ۳۹۰).
موضعگیری روحانیان بر ضد حسینیهی ارشاد، اختلافات درون هیئت مدیره را شدت بخشید و مرتضى مطهری از اینکه بهرغم مسئولیتش در جریان برخی از تصمیمات شرکت نداشت، ناخشنود بود.
در این میان، گروهی از روحانیان از مرتضى مطهری خواستند که با علی شریعتی گفتوگو کند تا شاید اوضاع آرام شود و حسینیهی ارشاد بتواند با آسودگی به فعالیتهای خود ادامه دهد. (حسینیه، نه ـ ده).
بیشتر این اختلافات بر سر ادامه یا قطع فعالیتهای علی شریعتی در حسینیهی ارشاد بود (میناچی، مصاحبه).
[ویرایش]
به گفتهی آیتالله علی خامنهای در تابستان سال (۱۳۴۹ هـ.ش) در مشهد، دربارهی مسائل پیشآمده در حسینیهی ارشاد جلسههایی با حضور مرتضى مطهری، محمدتقی شریعتی و علی شریعتی برگزار شد، اما این گفتوگوها راه به جایی نبرد.
مرتضى مطهری خواهان تغییراتی در ساختار اداری و مدیریتی حسینیهی ارشاد بود، اما مقاومتهایی که در برابر خواست او صورت میگرفت، مانع از این تغییرات بود.
با رایزنیهایی که به عمل آمد، «هیئت تعیین ضوابط» برای سخنرانان ایجاد گردید، اما تشکیل این هیئت نهتنها از مشکلات نکاست، بلکه آن را افزونتر ساخت.
اختلافات به وجود آمده در حسینیهی ارشاد نگرانیهایی را برای گردانندگان حسینیهی ارشاد ایجاد کرده بود.
محمدتقی فلسفی معتقد بود که این موضوع باید از راه مسالمتآمیز بین روحانیان و گردانندگان حسینیه حل شود و به روحانیان توصیه میکرد که حتیالامکان با حسینیه مخالفت علنی نکنند، زیرا ممکن بود دولت از این موقعیت به نفع خود استفاده کند و طرفین متخاصم را به نحو غیرمستقیم به جان یکدیگر بیندازد. (حسینیه، همانجا، نیز، ۲۲۱).
[ویرایش]
بدینترتیب، مرتضى مطهری از اسفند (۱۳۵۰) رابطهی خود را با حسینیه به کلی قطع کرد و پایگاه فعالیتهای خود را به مسجد الجواد (ع) انتقال داد. با رفتن او از حسینیهی ارشاد، دیگر روحانیان که از یاران و دوستان وی بودند نیز بهتدریج حسینیه را ترک کردند و به مسجد الجواد (ع) روی آوردند.
علی شریعتی با سخنرانیها و تدریس در کلاسهای تاریخ ادیان، تقریباً به محور اصلی حسینیهی ارشاد بدل شده بود؛ اما در این دوره شخصیتهایی چون مرتضى شبستری، عباس زریاب خویی، اسماعیل رضوانی، صدرالدین بلاغی، کاظم سامی، حسن الامین و خانم کاتوزیان در حسینیهی ارشاد سخنرانی داشتند. (همان، ده ـ یازده؛ میناچی، تاریخچه، ۵۵-۵۷).
[ویرایش]
اوج فعالیتهای فرهنگی علی شریعتی در حسینیهی ارشاد، مقارن با حوادث (۱۳۵۰ هـ.ش) یعنی آغاز حرکات مسلحانهی چریکی شهری و کوهستانی و درگیریهای سیاهکل در (۱۳۴۹ هـ.ش) در جنگلهای شمال کشور بود.
البته کار مبارزان چپ با نهضتی که علی شریعتی در محیطهای دانشگاهی آغاز کرده بود، جدی نبود، اما اطلاع یافتن از دیدگاه جوانان مسلمان انقلابی که سازمانی مسلحانه برای براندازی نظام سلطنتی بنیادگذاری کرده بودند، نسبت به شریعتی و تلاشهای گستردهی فرهنگی او، همچنین دیدگاه شریعتی، نسبت به آن افراد و سازمانها، برای شناخت جریانات سیاسی آن دوران، دارای اهمیتی قابل توجه است.
از سوی دیگر، حسینیهی ارشاد برای دولت دامگاه مناسبی بود، زیرا افرادِ دارای گرایشهای مذهبی را هم شناسایی میکرد.
کنشگران فعالیتهای مسلحانه در آغاز با بیاعتمادی و بدبینی به حسینهی ارشاد و علی شریعتی مینگریستند و به گمان آنان، فعالیتهای حسینیهی ارشاد باعث میشد که جوانان از کنشهای انقلابی و مسلحانه دور شوند. (بازرگان، ۵۵-۵۶، ۱۴۱، ۱۴۲؛ رهنما، ۳۷۴؛ حسینیه، یازده).
[ویرایش]
حسینیهی ارشاد به پایگاهی شایسته بدل شده بود.
مخاطبانی که شریعتی در دوران بازگشت خود با آنان سخن میگفت، در مورد اتخاذ راه حلهای سیاسی و اجتماعی، به مراتب انقلابیتر و سیاسیتر از گذشته عمل میکردند.
جوانان سیاستگرا که فعالیتهای مسلحانه را میستودند، با توزیع اعلامیه و سردادن شعارهایی به نفع زندانیان سیاسی و سازمانهای چریکی در تالار حسینیهی ارشاد، ساواک را بهشدت برانگیختند.
ازاینرو، ساواک بر هیئت مدیرهی حسینیهی ارشاد فشار وارد میآورد.
اوجگیری فعالیتهای مسلحانه در آن روزها، حسینیهی ارشاد را نیز به مکانی برای سربازگیری سازمانهای چریکی بدل کرده بود و البته علی شریعتی نیز در سخنان خویش در لفافه فعالیتهای مسلحانه را میستود.
ساواک که میدید در بیان دستگیرشدگان مذهبی، آموزههای علی شریعتی نقش بسزایی دارد، تعطیل کردن حسینیهی ارشاد را در دستور کار خود قرار داد و در ۲۶ آبان (۱۳۵۱) شهربانی شمیرانات این دستور را به ناصر میناچیمقدم اطلاع داد و در همان روز محمد همایون و بسیاری از دانشجویان و استادان بازداشت شدند.
علی شریعتی که موفق به فرار شده بود، برای آزادسازی پدرش که او را به گروگان گرفته بودند، خود را تسلیم کرد و مدت ۱۸ ماه در زندان به سر برد. (همانجا، نیز ۳۲۲؛ یاوری، ۳۹۳).
[ویرایش]
آزادی غیرمنتظره شریعتی در ۲۹ اسفند (۱۳۵۳) موجب بروز ابهاماتی در مورد انگیزههای رژیم از این اقدام شده است.
محمدرضا شاه در ۱۴ اسفند (۱۳۵۳) به الجزایر رفت و گویا در جریان همین سفر، عبدالعزیز بوتفلیقه، وزیر امور خارجهی آن کشور، از طرف بومدین، رئیسجمهور الجزایر، از محمدرضا شاه خواسته بود دستور آزادی شریعتی را صادر کند.
گویا شاه بهسبب نقش سرنوشتسازی که الجزایریها در مذاکرات صلح ایران و عراق ایفا کرده بودند، این درخواست را پذیرفته بود.
از لحاظ زمانی این روایت صحیح مینماید، زیرا شاه در ۱۷ اسفند به ایران بازگشت و شریعتی هم در ۲۹ اسفند از زندان آزاد شد. (رهنما، ۴۷۹).
[ویرایش]
پس از بسته شدن حسینیهی ارشاد، حکومت تصمیم گرفت حسینیه را زیر نظر ادارۀ اوقاف ببرد، اما چون این حسینیه در ادارهی ثبت شرکتها ثبت قانونی شده بود، نتوانستند این کار را انجام دهند. (فاتحی، ۱۵).
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، حسینیهی ارشاد در ۱۶ فروردین (۱۳۵۸) بازگشایی شد و به فعالیت پرداخت و سخنرانیهایی از طرف گروههای مختلف، مخصوصاً روحانیان مستقل از نظام و جریان روشنفکری دینی در آنجا انجام گرفت.
ناصر میناچیمقدم که تنها یار اولیهی حسینیه بود، مدیریت آن را برعهده گرفت.
او تاکنون (۱۳۸۹ هت.ش) جز وقفهای که بهسبب تصدی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت موقت مهدی بازرگان پیش آمد، مدیریت حسینیه را برعهده داشته است.
[ویرایش]
حسینیهی ارشاد پس از پیروزی انقلاب اسلامی محل برگزاری جلسههای تدوین پیشنویس قانون اساسی بود.
از دیگر فعالیتهای این حسینیه آن است که هرساله به پاس خدمات علمی آیتالله محمود طالقانی، مهدی بازرگان، علی شریعتی و یدالله سحابی مراسم سالگرد آنها را برگزار میکند.
حضور و فعالیت مهمترین چهرههای تاریخ انقلاب اسلامی در حسینیهی ارشاد بر اعتبار تاریخی آن افزود و موجب ثبت آن در فهرست آثار ملی با شمارهی ۸۵۷‘۱۰، مورخ ۲ بهمن (۱۳۸۲) شد و از آن پس هرگونه ساختوساز در حریم حسینیهی ارشاد تابع مقررات خاص مربوط به حریم آثار تاریخی است. (میناچی، مصاحبه).
[ویرایش]
مجموعهی حسینیهی ارشاد دارای عرصهای به وسعت ۰۰۰‘۴ مـ۲ است که در زمینی مستطیلشکل، و با ترکیبی از معماری سنتی و معاصر در راستای خیابان دکتر علی شریعتی (جادهی قدیم شمیران) ساخته شده است.
عرصهی مجموعه از شمال به کوچهی ارشاد، از غرب به خیابان شریعتی، از جنوب به خیابان گلنبی، و از شرق به املاک مجاور محدود میشود.
این مجموعه در حال حاضر در سال (۱۳۹۰ هـ.ش) دارای ۳ ساختمان اصلی شامل حسینیه، مسجد (شبستان)، ساختمان بخش اداری و یک بخش در دست ساخت است.
دو بنای حسینیه و مسجد که به ترتیب در جبههی جنوب غربی و شمال غربی عرصه واقع شدهاند، از نظر معماری و فرهنگی، از بناهای مهم و ارزشمند معاصر به شمار میروند.
ساختمان اداری در جبههی شرقی عرصه قرار گرفته است و نسبت به کل مجموعه، معماری ناهمگونی دارد.
در همین بخش از عرصه (جبههی شرقی) از ۱۳۸۶ ش تاکنون ساختمان دیگری در حال ساخت است که متعلق به کتابخانهی بزرگ مجموعهی حسینیه است.
[ویرایش]
مؤسسهی دینی ارشاد از ابتدای ساخت تاکنون، کاربری فرهنگی ـ مذهبی دارد و از آن، برای برپایی مراسم، سخنرانیها، کلاسهای آموزشی و فعالیتهای خیریه استفاده میشود.
ساختمانهای اصلی این مجموعه، یعنی حسینیه و مسجد، جز برای نوسازی جزئی داخلی، تاکنون مرمت اساسی نشدهاند.
با وجود بهرهبرداری گسترده از فضای حسینیه و مسجد در سالهای پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این دو بنا در فضاهای داخلی و نمای بیرونی کاملاً سالم و استوارند.
بنای حسینیه بهطور خاص از دخل و تصرف مصون مانده است و مبلمان داخلی آن ازجمله صندلیها، میز سخنرانی و تریبون سالن وضعیت گذشتهی خود را بهطور کامل حفظ کردهاند.
[ویرایش]
ساختمان حسینیه نخستین بنای ساختهشده در عرصهی مجموعه است.
حسینیه در ابتدا (۱۳۴۳ هـ.ش) به شکل خیمهگاهی چادری و محل برگزاری برنامههای مذهبی و عزاداریهای ماه محرم بود که به صورت غیررسمی در خیابان قبا برپا میشد.
ساختمان حسینیه با مساحت تقریبی ۰۰۰‘۱ مـ۲ در ۱۳۴۵ ش آغاز شد و در سال (۱۳۴۶ هـ.ش) پایان یافت. (میناچی، ۷، ۴۴، نیز مقدمه، «ه »).
معمار حسینیه استاد علی برگهجانی، و طراح آن اوژن آفتاندیلیانس از ارامنهی تبریز بود.
آفتاندیلیانس ساختمان حسینیه را برخلاف نمونههای سنتی آن، به شکلی نوین و دارای فضای آمفیتئاتر طراحی کرد.
تزیینات کاشیکاری حسینیه نیز توسط استاد حاج احمد زحمتکش انجام گرفت.
[ویرایش]
بنای حسینیه پلانی مستطیلشکل، به عرض تقریبی ۲۵ متر و طول تقریبی ۵۰ متر است.
پلان این بنا تمامی ضلع جنوبی عرصه را از گوشهی غربی تا شرقی آن در بر گرفته است.
نمای حسینیه در قسمت بدنه از جنس سنگ مرمر سفید با قاببندیهایی از جنس کاشی فیروزهایرنگ، و در قسمت ازاره از جنس سنگ قهوهایرنگ و به ارتفاع دو متر است.
نمای اصلی بنا در جبههی غربی آن است.
نمای شمالی و جنوبی تقریباً قرینهی یکدیگرند و هرکدام دارای یک ورودی و یک ردیف پنجرههای باریک بلند با قوس تیزهدارند.
بر رخبام کتیبهای نواریشکل از جنس کاشی دیده میشود.
همچنین در نمای شمالی بنا کتیبهای سهلنگه از جنس گرانیت به یاد ناصر همایون، دکتر شریعتی و دکتر میناچی نصب شده است. (گزارش … ، ۱۱-۱۲).
[ویرایش]
ساختمان حسینیه در ۳ طبقه شامل تالار آینه، سالن اصلی و بالکن، با تلفیقی از معماری معاصر و عناصر تزیینی سنتی ساخته شده است.
ورودی اصلی حسینیه به صورت ۳ درِ دولنگه در ضلع غربی بنا در خیابان شریعتی قرار دارد که از طریق ۸ پله از کف معبر قابل دسترسی است.
درها زیر یک قوس تیزهدار در یک قاب بزرگ قرارگرفتهاند، و بر پیشانی این قاب، نام «حسینیهی ارشاد» به صورت کتیبهای کاشیکاری و به خط نستعلیق دیده میشود.
بالای ورودی اصلی، ۳ پنجرهی گرهکاری بلند با شیشههای رنگی و قوس تیزهدار وجود دارد که متعلق به پاگرد دوم (بالکن سالن اصلی) است.
اطراف این ورودی که قاببندی زیبایی بر روی آن انجام گرفته است، دارای تزیینات کاشیکاری و کتیبهنویسی است.
این در برای ورود افراد به سالن اصلی حسینیه در نظر گرفته شده است.
درِ شمالی (داخل محوطه) برای ورود مهمانان ویژه، و درِ جنوبی (در خیابان گلنبی) به منظور خروج افراد از سالن تعبیه شده است.
درِ جنوبی چهارلنگه و از جنس آهن است که داخل قابی کاشیکاری به عرض ۵ متر و ارتفاع ۱۰ متر قرارگرفته، و از طریق ۶ پله از کف معبر قابل دسترسی است.
درِ شمالی نیز دری آهنی است که تزییناتی مشابه درِ جنوبی دارد. (همان، ۱۲).
[ویرایش]
تالار آینه نخستین بخش ساخته شده از ساختمان حسینیه است.
این تالار با گنجایشی در حدود ۵۰۰ نفر در زیرزمین قرار دارد و سقف آن کوتاهتر از سقف سالن اصلی است.
سالن اصلی حسینیه در طبقهی همکف قرار دارد.
این سالن بزرگ و مرتفع با ظرفیت حدود ۲۰۰‘۱ نفر، دارای شیبی ملایم در جهت غربی ـ شرقی و یک سن به منظور اجرای مراسم در جبههی شرقی است.
این سن سکویی به ارتفاع تقریبی ۳۰/ ۱ متر است که دارای محرابی بلند از جنس کاشی لعابدار با زمینهی لاجوردی و فیروزهای به همراه کتیبهنویسی است.
این محراب بخشی الحاقی است که پس از ساخت سالن به آن اضافه شده است.
در دو طرف محراب، ۲ در و ۴ پنجره دیده میشود که به انباری واقع در پشت محراب راه دارد.
ارتفاع سالن از کف تا سقف حدود ۱۵ متر است که در بخش انتهایی سالن (جبههی غربی) امکان ایجاد یک نیمطبقه را بهعنوان بالکن سالن به طراح داده است.
بالکن به صورت پلکانی با شیبی نسبتاً تند است و در حدود ۶۰۰ نفر گنجایش دارد.
[ویرایش]
ورودی اصلی سالن در جبههی غربی بنا قرار دارد.
این ورودی به شکل ۳ درِ شیشهای است که بر پیشانی آن کتیبهای کاشیکاریشده و مزین به آیاتی از قرآن کریم به خط ثلث نقش بسته است.
در فضای مقابل این ورودی، پاگردی نسبتاً بزرگ وجود دارد که در سمت راست آن میز بزرگ پذیرایی، و در سمت چپ آن پلکان منتهی به بالکن سالن قرار دارد.
پاگرد دوم نیز دارای پلکانی منتهی به طبقهی بالایی است که به تأسیسات و تجهیزات فنی ساختمان تعلق دارد.
[ویرایش]
این بنا درواقع مسجدی گنبدخانهای با پلان چندوجهی است که در راستای شمال غربی ـ جنوب شرقی قرار گرفته است.
ساخت این بنا پس از انتقال حسینیه به این مکان (در ۱۳۴۶ هـ.ش) آغاز شد و حدود ۵ سال به طول کشید.
ساختمان این مسجد توسط مهندس بهرامی و گنبد زیبای آن توسط حاج حسن معمار و با الهام از مسجد شیخ لطفالله طراحی شد.
در طرح اولیه، گنبد به صورت خوابیده بود، اما حاج حسن معمار به منظور نمایان ساختن ساختمان مسجد، گنبد را به صورت برجسته طراحی کرد، به گونهای که از فواصل دور نیز قابل رؤیت باشد.
کاشیکاریهای مسجد طی چندین سال توسط استاد ابراهیم فلاح و استاد احمد زحمتکش انجام گرفت.
مصالح به کار رفته در ساختمان مسجد آجر و تیرآهن است.
همچنین نمای خارجی از سنگ مرمر سفید پوشیده شده و ازارهها از سنگ تیشهخوردهی خاکستری به ارتفاع ۴ متر است. (گزارش، ۱۴).
[ویرایش]
مسجد با زیربنایی به مساحت ۴۵۰ مـ۲، دارای دو بخش شرقی و بخش گنبدخانه است.
بخش شرقی فضای نسبتاً کوچک سرپوشیدهای با سقف تخت است و از آن بهعنوان نمازخانه استفاده میشود.
این نمازخانه در سمت راست دری چوبی و پنجرههایی رو به معبر، در سمت چپ دری بزرگ به گنبدخانه و در بخش شمالی پلکانی منتهی به نمازخانهی فوقانی دارد.
ورودی این بخش در جبهر شمال شرقی مسجد از داخل محوطه است.
[ویرایش]
گنبدخانهی مرتفع مسجد محرابی در جهت قبله و تزیینات کاشیکاری و کتیبهنویسی در قسمت داخل گنبد، دیوارها و محراب دارد.
نور داخل گنبدخانه توسط ۱۲ پنجرهی کوتاه در قسمت ساقهی گنبد و پنجرههای بلند روی دیوارها تأمین میشود.
ورودی اصلی گنبدخانه در جبههی شمال غربی، و ورودی دیگر آن در جبههی جنوب غربی است.
پس از ورودی شمال غربی، پاگرد کوچکی وجود دارد که در سمت راست آن اتاقی برای نگهداری تجهیزات صوتی و در سمت چپ آن پلکان منتهی به منارهها قرار دارد.
در جبههی شمال غربی پاگرد، و منطبق بر محور ورودی اصلی گنبدخانه، ورودی اصلی مسجد واقع شده که از طریق چند پله از کف معبر قابل دسترسی است.
[ویرایش]
گنبد مسجد از نوع دوپوش گسسته با آوگون بلند است.
وزن پوستهی بیرونی یا خود بزرگ گنبد و فشارهای جانبی ناشی از آن، توسط ۴ ستون قطور بهعنوان باربر تحمل میشود.
خود گنبد دارای نمایی زیبا از جنس آجر لعابدار فیروزهای است که به صورت رگچین از بخش بالای آوگون شروع شده و به تیزه میرسد و تزیینات روی آن شامل آیاتی به خط کوفی، ثلث و نستعلیق است.
پوستهی درونی یا آهیانهی گنبد نیز از ترکهای مختلف تشکیل شده و از خود گنبد جداست.
[ویرایش]
نکتهی قابل ذکر در بنای مسجد، منارههای آن است که در بالای ورودی اصلی آن در جبههی شمال غربی قرار دارند.
این منارهها برخلاف نمونههای متداول در دیگر مساجد، بسیار کوتاهاند و تنها به منظور تبعیت از الگوی سنتی ساخت مساجد و ایجاد حس تقارن ساخته شدهاند.
[ویرایش]
[ویرایش]
•
جعفری، شیوا،طایفه، سیما، دانشنامه تهران بزرگ، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «حسینیهی ارشاد»، ص۷۷۴.