جیران تجریشی jeyrān-e tajrīšī ، (ملقب به فروغالسلطنه؛ درگذشت ۱۲۷۶ هـ.ق)، زن عقدی و محبوب ناصرالدین شاه قاجار، اهل روستای تجریش و از مردم عادی بود. او نخست در دستگاه مهدعلیا رقصنده و رامشگر بود و سپس به صیغهی شاه درآمد. ناصرالدین شاه به او علاقهی ویژهای داشت و وی را به عقد دائم خود درآورد. جیران چهار فرزند از شاه داشت و نفوذ زیادی در حرمسرا و امور شاهانه داشت. خانوادهی او نیز از موقعیتهای حکومتی بهرهمند شدند. جیران زنی سرزنده و پرجنبوجوش بود، علاقهی زیادی به شکار و فعالیتهای بیرون از حرم داشت. او در جوانی بر اثر بیماری درگذشت و در جوار بقعهی حضرت عبدالعظیم به خاک سپرده شد. عشق ناصرالدین شاه به او تا پایان زندگیاش ادامه داشت و مقبرهی شاه در نزدیکی آرامگاه جیران ساخته شد فهرست مندرجات۲ - زندگینامه ۳ - ورود به دربار و نقش ۴ - جایگاه و موقعیت فروغ السلطنه ۵ - فرزندان جیران از ناصرالدین شاه ۵.۱ - نخستین فرزند ۵.۲ - دومین فرزند ۶ - نسبنامه و مقام پدر ۷ - افول ستارهی اقبال پسران جیران ۸ - خصوصیات و ویژگی جیران ۹ - مرگ زودهنگام و مراسم تدفین ۱۰ - مقبره ناصرالدین شاه ۱۱ - پانویس ۱۲ - منبع ۱ - پیشزمینه و ناماز زنان عقدی و بسیار محبوب ناصرالدین شاه قاجار (سل ۱۲۶۴-۱۳۱۳ هـ.ق) و ملقب به فروغالسلطنه. [ویرایش] ۲ - زندگینامهجیران، معروف به تجریشی، از مردم عادی و روستازادهی اهل تجریش بود. پدرش محمدعلی تجریشی، کشاورز و یا به گفتهای دیگر نجاری تهیدست بود (بنا به روایتی). این زن نخست رقصنده و رامشگر در دستگاه طرب مهدعلیا مادر ناصرالدین شاه بود. شاه قاجار او را در خانهی مهدعلیا دید و به وی دل بست و او را به صیغهی خود درآورد. [۱]
امینالدوله، علی، خاطرات سیاسی، به کوشش حافظ فرمانفرماییان، تهران، ۱۳۴۱ ش، ص۱۵-۱۶.
[۲]
Polak, J. E., Persien, das Land und seine Bewohner, Leipzig,pageI/ ۲۳۱،۱۸۶۵.
[۳]
بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران در قرن ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ هجری، تهران، ۱۳۴۷ ش، ج۳، ص۴۶۴.
نام اصلی جیران به درستی معلوم نیست؛ اما ناصرالدین شاه که شیفتهی چشمان آهویی او بود، او را جیران ــ که در زبان ترکی به معنای آهو است ــ صدا میزد. [۴]
بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران در قرن ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ هجری، تهران، ۱۳۴۷ ش، ج۴، ص۳۲۳، حاشیهی ۱.
[۵]
معیرالممالک، دوستعلی، یادداشتهایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه، تهران، ۱۳۵۱ ش، ص۴۶.
اما پولاک [۶]
Polak, J. E., Persien, das Land und seine Bewohner, Leipzig,pageI/ ۲۳۱،۱۸۶۵.
پزشک مخصوص ناصرالدین شاه که در زمان حیات جیران در ایران به سر میبرد و او را از نزدیک دیده بود، دربارهی شکل و شمایل او نوشته است:«او نه زیبایی خاصی داشت و نه لطف و ملاحتی و بر گونهی چپ هم سالکی بزرگ داشت.» با وجود همهی اینها بر شاه نفوذ بسیاری پیدا کرد و مردم این نفوذ را در اثر سحر و جادو میدانستند. [۷]
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، روزنامهی خاطرات، به کوشش ایرج افشار، تهران، ۱۳۴۵ ش، ص۶۳۵.
[ویرایش] ۳ - ورود به دربار و نقشبههرحال شیفتگی ناصرالدین شاه به حدی بود که خواست او را به عقد دائم خود درآورد؛ اما چون پیش از جیران، ۴ زن عقدی دیگر داشت، به خاطر او از عقد دائمی ستاره خانم ــ که چهارمین زن عقدی او بود و از وی ۳ فرزند نیز داشت ــ صرفنظر کرد و عقد دائم او را به مُتعه بدل ساخت و جیران را به عقد دائم خود درآورد و سپس او را ملقب به فروغالسلطنه کرد. [۸]
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، روزنامهی خاطرات، به کوشش ایرج افشار، تهران، ۱۳۴۵ ش، ص۶۰۱.
[۹]
امینالدوله، علی، خاطرات سیاسی، به کوشش حافظ فرمانفرماییان، تهران، ۱۳۴۱ ش، ص۱۶.
[ویرایش] ۴ - جایگاه و موقعیت فروغ السلطنهفروغالسلطنه چون میخواست جایگاه خاص و محبوبیت خود را نزد ناصرالدین شاه به مردم بزرگ جلوه دهد، در کارهای مشکل وارد میشد و ناصرالدین شاه نیز درخواست او را رد نمیکرد. دلبستگی ناصرالدین شاه به جیران آنچنان بود که دیگر زنان حرمسرای او که بیشتر آنها از شاهزادگان و نجیبزادگان بودند، تا زمانی که جیران در قید حیات بود، زیر سایهی او قرار داشتند. [۱۰]
امینالدوله، علی، خاطرات سیاسی، به کوشش حافظ فرمانفرماییان، تهران، ۱۳۴۱ ش، ص۱۶-۱۵.
[ویرایش] ۵ - فرزندان جیران از ناصرالدین شاهجیران از ناصرالدین شاه دارای ۴ فرزند شد. ۵.۱ - نخستین فرزندنخستین فرزند او در (۱۲۷۰ هـ.ق) زاده شد؛ ناصرالدین شاه نام او را به مناسبت نام جد مادری خود، محمدقاسم نهاد. این کودک یک ماهه بود که ملقب به امیر نظام یعنی فرمانده کل قوای ایران گشت. [۱۱]
امینالدوله، علی، خاطرات سیاسی، به کوشش حافظ فرمانفرماییان، تهران، ۱۳۴۱ ش، ص۱۶-۱۵.
[۱۲]
بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران در قرن ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ هجری، تهران، ۱۳۴۷ ش، ج۳، ص۴۶۴-۴۶۶.
و برخلاف عرف آن روزگار که مادر ولیعهد باید از زنان اصیل و بزرگزاده باشد، ناصرالدین شاه، امیر محمد قاسم میرزا را در (ربیعالاول ۱۲۷۴ هـ.ق) به ولیعهدی خود انتخاب نمود. [۱۳]
امینالدوله، علی، خاطرات سیاسی، به کوشش حافظ فرمانفرماییان، تهران، ۱۳۴۱ ش، ص۱۶.
[۱۴]
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، تاریخ منتظم ناصری، به کوشش محمداسماعیل رضوانی، تهران، ۱۳۶۷ ش، ج۳، ص۱۸۰۲.
و به هنگام تعیین ولایتعهدی او تشریفات و جشن مفصل و مجللی برپا کرد و برای وی پیشکار و دمودستگاه عریض و طویلی ترتیب داد. میرزا کاظم خان نظامالملک، پسر بزرگ میرزا آقاخان نوری، صدراعظم وقت بهعنوان پیشکار او تعیین شد؛ محمد حسن خان اعتمادالسلطنه نیز که در آن زمان کودکی بیش نبود، از جمله خدمتکاران دستگاه او بود. [۱۵]
امینالدوله، علی، خاطرات سیاسی، به کوشش حافظ فرمانفرماییان، تهران، ۱۳۴۱ ش، ص۱۶.
[۱۶]
بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران در قرن ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ هجری، تهران، ۱۳۴۷ ش، ج۳، ص۴۶۴-۴۶۶.
در این میان میرزا آقاخان نوری برای اینکه به جیران تقرب جوید و از سویی دیگر، این کار ناصرالدین شاه را مشروع جلوه دهد، در نسبنامهای دروغین، نسب محمدعلی تجریشی (ه م)، پدر جیران را به هلاگوخان مغول رساند. [۱۷]
امینالدوله، علی، خاطرات سیاسی، به کوشش حافظ فرمانفرماییان، تهران، ۱۳۴۱ ش، ص۱۶.
۵.۲ - دومین فرزنددومین فرزند جیران، کنالدین میرزا نام داشت که ناصرالدین شاه او را در یکسالگی به سمت امیر توپخانه منصوب کرد. [۱۸]
امینالدوله، علی، خاطرات سیاسی، به کوشش حافظ فرمانفرماییان، تهران، ۱۳۴۱ ش، ص۱۶.
[۱۹]
بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران در قرن ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ هجری، تهران، ۱۳۴۷ ش، ج۳، ص۴۶۶.
قصد ناصرالدین شاه از این انتصاب آن بود که بودجهی توپخانه خرج فروغالسلطنه و اعوان و انصار او گردد. [۲۰]
بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران در قرن ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ هجری، تهران، ۱۳۴۷ ش، ج۱، ص۱۵۲.
[ویرایش] ۶ - نسبنامه و مقام پدراز دلبستگی ناصرالدین شاه به جیران، خانوادهی او نیز بینصیب نماندند. محمدعلی، پدر جیران به حکومت بلوک شمیران گماشته شد و لقبِ خانی دریافت کرد و تا هنگام مرگ در آن سمت باقی بود. [۲۱]
امینالدوله، علی، خاطرات سیاسی، به کوشش حافظ فرمانفرماییان، تهران، ۱۳۴۱ ش، ص۶۸.
[۲۲]
بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران در قرن ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ هجری، تهران، ۱۳۴۷ ش، ج ۳، ص ۴۶۴، ج ۴، ص۳۲۳، حاشیهی ۱.
برادر و یکی دیگر از خویشان نزدیک جیران که هیچکدام سواد خواندن و نوشتن نیز نداشتند، به سمت فراش خلوت ناصرالدین شاه برگزیده شدند. [۲۳]
Polak, J. E., Persien, das Land und seine Bewohner, Leipzig,pageI/ ۲۳۱،۱۸۶۵.
[ویرایش] ۷ - افول ستارهی اقبال پسران جیراناما ستارهی اقبال پسران جیران خیلی زود افول کرد و چند ماه پس از انتصابشان به ولایتعهدی و امیری توپخانه یکی پس از دیگری بر اثر بیماری در همان سال مردند. [۲۴]
اعتمادالسلطنه، محمدحسن تاریخ منتظم ناصری، به کوشش محمداسماعیل رضوانی، تهران، ۱۳۶۷ ش، ج۳، ص۱۸۰۴.
[۲۵]
Polak, J. E., Persien, das Land und seine Bewohner, Leipzig,pageI/ ۲۳۱،۱۸۶۵.
[۲۶]
امینالدوله، علی، خاطرات سیاسی، به کوشش حافظ فرمانفرماییان، تهران، ۱۳۴۱ ش، ص۱۶.
جیران مرگ دو فرزندش را به بدخواهی و نیرنگ میرزا آقاخان نوری نسبت میداد و دشمنان میرزا آقاخان نیز در این میان با دسیسه، کینهی فروغالسلطنه را نسبت به صدراعظم قوت میبخشیدند. [۲۷]
امینالدوله، علی، خاطرات سیاسی، به کوشش حافظ فرمانفرماییان، تهران، ۱۳۴۱ ش، ص۱۶.
[ویرایش] ۸ - خصوصیات و ویژگی جیرانجیران زنی سرزنده و پرجنبوجوش بود. دوستعلی خان معیرالممالک به نقل از پدرش که بارها همراه دستگاه عظیم جیران در شکارهای او در جاجرود حضور داشته است، مینویسد: جیران به هنگام سواری چکمه به پا میکرد و روبند خود را به دور سر میپیچید و در نهایت چالاکی بر روی زین اسب مینشست و دستهای انبوه از نوکر و قوشچی و تفنگدار در رکابش بودند. جیران در شکارگاهها قوش مخصوص خود را به دست میگرفت و از فراز بلندی آن را به سوی کبک رها میکرد و هرکس شکارش را سر میبرید یک امپریال ــ که پول طلای روسیه بود و ارزش بسیار داشت ــ انعام میگرفت. [۲۸]
امینالدوله، علی، خاطرات سیاسی، به کوشش حافظ فرمانفرماییان، تهران، ۱۳۴۱ ش، ص۴۶.
[ویرایش] ۹ - مرگ زودهنگام و مراسم تدفینجیران خیلی زود در عنفوان جوانی در (۸ جمادیالآخر ۱۲۷۶ هـ.ق) بر اثر بیماری در تهران درگذشت و پیکر بیجانش را در جوار بقعهی حضرت عبدالعظیم به خاک سپردند و مقبرهای برای او ساختند. با وجود اینکه ناصرالدین شاه پس از مرگ جیران زنان بسیاری گرفت، اما همواره به یاد او بود و مهر جیران هیچگاه از دلش بیرون نرفت. [۲۹]
امینالدوله، علی، خاطرات سیاسی، به کوشش حافظ فرمانفرماییان، تهران، ۱۳۴۱ ش، ص۱۸.
[۳۰]
بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران در قرن ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ هجری، تهران، ۱۳۴۷ ش، ج۳، ص۴۶۴، ج۴، ص۳۲۳، حاشیه ۱.
ناصرالدین شاه تا زنده بود هرگز به کسی اجازهی سکونت در عمارت جیران را نداد و گاهی خود تنها بدانجا میرفت و با یاد جیران خلوت میکرد. وی هرگز حاضر نشد پس از جیران لقب فروغالسلطنه را به زنان دیگر بدهد و با آنکه خانمباشی (ه م)، یکی از زنان محبوبش که به زعم خود شباهتی هم به جیران داشت، چند بار این لقب را از ناصرالدین شاه درخواست کرد، اما ناصرالدین شاه هر بار درخواست او را رد کرد. [۳۱]
معیرالممالک، دوستعلی، یادداشتهایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه، تهران، ۱۳۵۱ ش، ص۴۸-۴۹.
گویی عشق جیران تا بازپسین دم در دل ناصرالدین شاه باقی بود. در (۱۷ ذیقعدهی ۱۳۱۳ هـ.ق) که ناصرالدین شاه در حرم حضرت عبدالعظیم با گلولهی میرزا رضای کرمانی از پای درآمد، در حالیکه دست بر زخم سینهی خود داشت، سراسیمه سوی آرامگاه جیران شتافت، ولی چند گام به آن مانده بر زمین افتاد و درگذشت. [۳۲]
معیرالممالک، دوستعلی، یادداشتهایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه، تهران، ۱۳۵۱ ش، ص۱۸۲-۱۸۴.
[ویرایش] ۱۰ - مقبره ناصرالدین شاهجسد ناصرالدین شاه را در یکی از طاقنماهای تکیهی دولت به امانت گذاشتند تا آنکه در سال بعد مقبرهاش در بقعهی حضرت عبدالعظیم ساخته شد و او را نزدیک آرامگاه جیران دوباره به خاک سپردند. صحنی که در جانب غربی مقبرهی جیران واقع بود، به باغ جیران شهرت داشت و پس از آنکه ناصرالدین شاه در آنجا دفن شد، آن مقبره به مقبرهی ناصرالدین شاه شهرت یافت. مقبرهی رضا شاه نیز در همان باغ جیران واقع بود. [۳۳]
بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران در قرن ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ هجری، تهران، ۱۳۴۷ ش، ج۳، ص۴۶۴، ج۴، ص۳۲۲-۳۲۳.
[ویرایش] ۱۱ - پانویس
[ویرایش] ۱۲ - منبع• کرم همدانی، علی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، دانشنامه تهران بزرگ،برگرفته از مقاله «جیران تجریشی»، ص۷۱۸. ردههای این صفحه : دانشنامه تهران بزرگ | زنان ناصرالدین شاه قاجار
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||